نویسنده: علی نقدی
روزنامهنگار
سرانجام پیکر زندهیاد سیروس ابراهیمزاده به وطن بازگشت تا در خاک ایران آرام گیرد. روز گذشته، چهارشنبه بیستونهم مهرماه، پیکر این هنرمند فرهیخته با حضور جمعی از هنرمندان، مدیران فرهنگی و خانوادهاش از مقابل خانه هنرمندان تشییع شد. اما آنچه در این مراسم خودنمایی میکرد، حضور کمرنگ و انگشتشمار چهرههای مشهور و سلبریتیها بود. این در حالی است که ابراهیمزاده چهرهای سرشناس، باسواد و تأثیرگذار در عرصه فرهنگ و هنر کشور محسوب میشد.
بیتردید سلبریتیها میتوانستند با حضور پرشور در این مراسم، وجهه فرهنگی خود را بیشتر به رخ بکشند، اما واقعیت تلخ آن است که ابراهیمزاده به دلیل عدم برخورداری از چشمآبی و اندام ورزیده، در نگاه سطحی امروز چندان مورد توجه قرار نگرفت. غافل از آنکه این هنرمند ارزشمند، علاوه بر خلق بازیهای ماندگار در قاب تلویزیون و سینما و همچنین کارگردانی و بازی در تئاتر، مترجم کتاب مهم و سنگین ثروت ملل اثر آدام اسمیت نیز بود که نشان از عمق دانش و دغدغهمندی او دارد و وی را از یک بازیگر صرف به یک متفکر تبدیل میکرد.
ریشهیابی این غیبت شرمآور، ما را به بحران هویت و سطحینگری در زیستبوم هنر و رسانه امروز رهنمون میسازد. امروزه مرز میان هنرمند و سلبریتی به کلی مخدوش شده است. رسانهها و شبکههای اجتماعی به جای ترویج هنر متعهد و اندیشهورزی، متأسفانه به ترویج ظاهرگرایی، بدنهای ورزیده و چهرههای فتوژنیک پرداختهاند. در چنین اتمسفری، ارزش یک هنرمند نه با عمق دانش و کارنامه درخشان هنریاش سنجیده میشود، بلکه با تعداد فالوورها و جذابیتهای ظاهریاش اندازهگیری میگردد.
ابراهیمزاده نماد نسلی از هنرمندان بود که هنر را با خرد درآمیخته بودند. خالی ماندن صحنه وداع او از حضور چهرههای پرمدعای امروز، به وضوح نشاندهنده گسست عمیق میان نسل اصیل هنر این سرزمین و موج زودگذر شهرتهای مجازی است. وقتی بهای هنر به ظاهر تقلیل مییابد، کاملاً طبیعی است که تشییع پیکر یک متفکر هنرمند در میان این هیاهو بیتماشاگر بماند. این غیبت تلخ، بیش از آنکه سوگ ابراهیمزاده باشد، مرثیهای است برای هنر اصیل ایرانی که در هیاهوی ظاهرگرایی و شهرتپرستی گم شده است و جای تأسف است که جامعه هنری ما چنین سرمایههایی را به سادگی از یاد میبرد.