سعید مصباح
روزنامه‌نگار

آنچه استفاده از شاهنامه و نگارگری ایرانی در آثار هنری معاصر را قابل بحث می‌کند، مسئله نسبت میان میراث فرهنگی و تجربه امروز ماست. شاهنامه فقط مجموعه‌ای از داستان‌های کهن یا یادگاری از گذشته نیست؛ اثری است که بخش مهمی از تخیل جمعی، حافظه تاریخی و تصورات ما از قهرمانی، قدرت، وفاداری و سرنوشت را شکل داده است. با این حال، زنده نگه داشتن چنین میراثی صرفاً با تکرار نام شخصیت‌ها یا بازتولید تصاویر آشنا اتفاق نمی‌افتد.

یکی از مشکلات مواجهه ما با میراث فرهنگی این است که گاهی آن را به مجموعه‌ای از نمادهای محترم و دست‌نخورده تبدیل می‌کنیم؛ چیزهایی که باید حفظ شوند، اما کمتر فرصت پیدا می‌کنند با مسائل زندگی امروز ارتباط برقرار کنند. در چنین وضعیتی، شاهنامه بیشتر به موضوعی برای ستایش تبدیل می‌شود تا اثری که بتوان با آن اندیشید و پرسش‌های تازه‌ای مطرح کرد. حال آنکه اهمیت یک اثر کلاسیک فقط در قدمت آن نیست و در واقع اهمیت آن در ظرفیتش برای معنا پیدا کردن در زمانه‌های متفاوت است.

استفاده از عناصر شاهنامه و نگارگری در هنرهای معاصر می‌تواند فرصتی برای عبور از این وضعیت باشد. وقتی یک تصویر یا شخصیت از قالب آشنای خود بیرون می‌آید و در رسانه‌ای تازه بازآفرینی می‌شود، امکان شکل‌گیری رابطه‌ای متفاوت میان مخاطب و میراث فرهنگی فراهم می‌شود. البته صرف تغییر قالب به معنای خلق اثری ارزشمند نیست. پرسش اصلی این است که هنرمند با این عناصر چه کرده و آیا توانسته است معنایی فراتر از ظاهر تزئینی آن‌ها خلق کند یا نه.

در این میان، خطر دیگری هم وجود دارد: اینکه میراث فرهنگی به ابزاری برای تولید آثاری با هویت ایرانی تبدیل شود، بی آنکه این هویت در ساختار و معنای اثر حضور واقعی داشته باشد. استفاده از نقش‌مایه‌های سنتی، به خودی خود نه نشانه عمق فرهنگی است و نه تضمینی برای اصالت هنری. همان‌طور که فاصله گرفتن از سنت لزوماً به معنای نوآوری نیست، بازگشت به آن هم بدون شناخت و تفسیر می‌تواند به تکرار مجموعه‌ای از نشانه‌های آشنا محدود بماند.

این پرسش هنوز باقی است. شاید مهم‌ترین مسئله همین باشد که میراث فرهنگی را نه به عنوان گذشته‌ای تمام‌شده، بلکه به عنوان امکانی برای خلق در زمان حال ببینیم. شاهنامه زمانی در فرهنگ امروز ما زنده خواهد ماند که بتواند فراتر از موزه‌ها و مراسم رسمی، در تجربه زیبایی‌شناختی نسل جدید حضور پیدا کند. مسئله فقط حفظ میراث نیست؛ مسئله این است که آیا هنوز می‌توان با آن چیزی تازه آفرید یا نه.