من مانده‌ام که روبیو چگونه به حمله خشایارشاه به یونان به‌عنوان هجومی تاریخی اشاره می‌کند که باید به آن پاسخ داده شود؛ گویی چون یونان، به‌عنوان مهد تمدن غرب، در آن دوران تخریب شده است، امروز این موضوع به آن‌ها اجازه می‌دهد ایران را نیز به همان سرنوشت دچار کنند و با خاک یکسان سازند؛ همان‌گونه که ترامپ از نابودی تمدن ما سخن می‌گوید!

از سوی دیگر، همان پادشاه، بنا بر روایت نتانیاهو، در جایگاه پادشاهی قرار می‌گیرد که از یهودیان حمایت کرد؛ روایتی که با داستان مردخای و استر و ماجرای قتل‌عام مخالفان یهودی در ایران پیوند می‌خورد.

از طرفی، نیای او، کوروش کبیر، پدران یهودیان را از سلطه بابلیان نجات داد؛ و در این روایت، او نیز نجات‌بخش یهودیان از دست مخالفان ایرانی‌شان معرفی می‌شود.

اما پرسشی که در میان این روایت‌های تاریخی پنهان مانده، این است که اساساً یهودیان در طول تاریخ با ایرانیان، بابلیانِ بین‌النهرین و یونانیان چه نسبتی داشته‌اند؟ آیا این روابط بر سازگاری استوار بوده یا با دشمنی‌هایی عمیق و سرشار از کینه همراه بوده است؟ آیا در پسِ این منازعات تاریخی، نقش‌آفرینی و دامن‌زدن به جنگ‌ها نیز مطرح بوده است؟

و امروز، آیا همان روایت‌ها و منازعات تاریخی بهانه‌ای برای توجیه ویرانی‌ها و جنایات بیشتر شده‌اند؟

و سرانجام، این پرسش باقی می‌ماند: چرا در طول تاریخ، این گروه بارها مورد حمایت و لطف حکومت‌ها و ملت‌ها قرار گرفته‌اند، اما پس از مدتی از سوی همان جوامع رانده شده‌اند؟!