قبل از هر تحلیلی، آمار خود سخن می‌گوید: از حدود ۱۶ میلیون دانش‌آموز کشور، ۸۶ درصد از دانش‌آموزان در مدارس دولتی عادی تحصیل می‌کنند (یعنی مدارسی که در محله‌ها و مناطق شهرها هستند)، ۲ تا ۴ درصد در مدارس دولتی خاص (سمپاد، نمونه دولتی، شاهد، البرز) و ۱۰ تا ۱۲ درصد هم در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند.

تا همین‌جا، اگر جزئیات را نادیده بگیریم، می‌توان یک ساختار آموزشی با سه الگوی آموزشی در کشور را مشاهده کرد. متأسفانه آماری از ترکیب یک میلیون و ۷۰ هزار نفر شرکت‌کننده کنکور ۱۴۰۵ نداریم و نمی‌دانیم که آیا ترکیب این شرکت‌کنندگان همچون ترکیب دانش‌آموزان مدارس است یا خیر.

در غیاب آمار، می‌توانیم در یک سناریوی تحلیلی فرض را بر این بگذاریم که حدود ۷۵ درصد از شرکت‌کنندگان کنکور در مدارس دولتی عادی تحصیل کرده‌اند، ۵ درصد در مدارس دولتی خاص و ۲۰ درصد هم در مدارس غیردولتی. با توجه به شرکت مجدد بخشی از داوطلبان، چنین فرض تحلیلی می‌تواند در این سناریو قابل اتکا باشد.

حال می‌توانیم نتایج ۳۰ نفر رتبه برتر سه رشته اصلی کنکور (ریاضی، تجربی و انسانی) را بررسی کنیم. آمار این افراد وجود دارد. ۸۷ درصد رتبه‌های برتر مربوط به مدارس دولتی خاص بوده است. سمپاد با ۶۴ درصد سهم از ۳۰ رتبه برتر، بیشترین سهم را از رتبه‌های برتر کنکور دارد.

۱۳ درصد باقی‌مانده هم متعلق به مدارس غیردولتی است. سهم مدارس دولتی عادی هم صفر است. به عبارتی، ۷۵ درصد شرکت‌کنندگان در کنکور هیچ سهمی از رتبه‌های برتر ندارند. این نتیجه‌گیری البته نیازمند تأیید از طریق آمار رسمی است. آیا این نتایج به معنای بی‌عدالتی مطلق است؟ ممکن است باشد، اما نیاز به بررسی دارد.

مدارس دولتی عادی، دوبار در طول دوره آموزشی، بخشی از دانش‌آموزانی را که عملکرد تحصیلی بالایی دارند، گزینش کرده و در قالب آزمون استعدادهای درخشان به مدارس خاص دولتی می‌فرستند. بنابراین، دانش‌آموزان مدارس خاص دولتی، گزینش‌شده و موفقِ آزمون‌هایی هستند که از مدارس عادی گرفته شده‌اند.

پس موفقیت مطلق مدارس دولتی خاص، که یکی از ویژگی‌هایشان اخذ میزانی از شهریه است، نمی‌تواند به معنای بی‌عدالتی مطلق باشد. حداقل تا اینجا مشخص است که در ساختار سه‌الگویی آموزشی ایران، آنهایی که در آزمون موفق هستند، از مدارس عادی به مدارس خاص دولتی، از جمله سمپاد، می‌روند و همین‌ها رتبه‌های برتر کنکور را دارند. موضوع البته ساده نیست.

باید شرایط و امکان‌های قبولی در آزمون‌های تیزهوشان را بررسی کرد تا میزان بی‌عدالتی آموزشی پنهان در مدارس دولتی خاص آشکار شود. علاوه بر این، بر اساس آماری که از مدارس رتبه‌های زیر ۳ هزار کنکور ۱۴۰۰ منتشر شده، ۶۴ درصد رتبه‌های زیر ۳ هزار متعلق به مدارس دولتی خاص، ۱۸ درصد مدارس غیردولتی و ۱۵ درصد مدارس دولتی عادی بوده است. اگر همین نسبت را به کنکور سال‌های بعد تسری بدهیم، باز هم موفقیت بالای مدارس دولتی خاص و موفقیت پایین مدارس دولتی مشخص می‌شود.

اگرچه این نتایج به معنای بی‌عدالتی مطلق و آشکار نیست، اما بررسی جزئیات آزمون‌های مدارس دولتی خاص و شرایط خاص مدارس غیردولتی، از جمله شهریه‌های بالا، می‌تواند لایه‌های پنهان‌تر بی‌عدالتی را آشکار کند. آنچه مسلم است، گزینش‌هایی که در طول سال‌های تحصیلی از مدارس عادی می‌شود و احتمالاً چند عامل دیگر، از جمله کیفیت آموزش، امکانات و...، باعث شده است که میزان موفقیت در مدارس عادی دولتی، حتی با لحاظ رتبه زیر ۳ هزار، بسیار پایین باشد.

پیامدهای مدارس غیردولتی، به‌خصوص مواردی که به مرکزی برای تحصیل دانش‌آموزان خاص تبدیل می‌شوند، مسئله جداگانه‌ای است که نیازمند بررسی دقیق، مستند و به دور از حواشی است. با این همه، مدارس غیردولتی علی‌رغم شهریه‌های بسیار بالا و تبلیغات بسیار زیاد، در رقابت با مدارس دولتی خاص رتبه پایینی دارند و سهم آنها، چه از رتبه‌های برتر و چه از رتبه‌های زیر ۳ هزار، به ۲۰ درصد هم نمی‌رسد.