نویسنده: محسن فرهمند
در شرایطی که مقامات آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، مواضع متناقضی درباره احتمال جنگ با ایران مطرح میکنند، مجموعهای از گزارشهای آمریکایی و اسرائیلی بار دیگر احتمال اجرای یک «کمپین فریب» را برجسته کرده است. ترامپ هفته گذشته مدعی شد تا پیش از انتخابات برنامهای برای جنگ و حمله به ایران ندارد؛ اما مسئله اینجاست که سابقه عملیاتی واشنگتن اجازه نمیدهد چنین اظهاراتی بهعنوان تضمین صلح پذیرفته شود. فاصله میان «حرف ترامپ» و «فرمان ترامپ» پیش از این نیز به میدان جنگ ختم شده است.
تریتا پارسی نیز با اشاره به اطلاعاتی که دریافت کرده، نوشته است چند روز پیش خبری درباره اتخاذ «تصمیمی شوم» از سوی ترامپ به دستش رسیده است. به گفته او، آمریکا پیشنهاد مصالحه قطر را رد کرده و منتظر واکنش تهران بوده است. پارسی تأکید میکند با اطمینان نمیداند ترامپ چه تصمیمی گرفته، اما چندین داده نشان میدهد با توجه به بنبست مذاکرات، رئیسجمهور آمریکا ممکن است بهجای انتظار تا انتخابات میاندورهای، طی روزهای آینده ابتکار عمل نظامی را در دست بگیرد. او همچنین به گزارشهایی درباره دستور ترامپ به پنتاگون برای تدوین طرحهای حمله اشاره کرده و نوشته است انکار بعدی ترامپ در Truth Social، با توجه به سابقه او، چندان اطمینانبخش نیست.
در همین حال، «معاریو» مدعی شده آمریکا در مذاکرات دو هفته اخیر از اسرائیل خواسته است مستقلاً به ایران حمله کند. بر اساس این گزارش، محاسبه واشنگتن آن بوده که ورود مستقیم آمریکا به جنگ پیش از انتخابات برای ترامپ هزینه سیاسی دارد، در حالی که آغاز درگیری میتواند به سود نتانیاهو تمام شود. ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، نیز بنا بر روایت باراک راوید به آمریکاییها گفته چنین حملهای تقریباً بهطور قطعی انتخابات اسرائیل را به تعویق خواهد انداخت و فعلاً این طرح متوقف شده است.
معاریو در گزارشی دیگر نیز با عنوان «نفوذ عمیق و کوری راداری» به نقل از «ایرم نیوز» مدعی شده جنگندههای اف-۳۵آی اسرائیل با پشتیبانی لجستیکی آمریکا، عملیات بر فراز ایران را تمرین کردهاند؛ آن هم همزمان با آمادهسازی گزینههای حمله در پنتاگون. منابع غربی مورد استناد این گزارش مدعیاند کاخ سفید رسماً از پنتاگون خواسته گزینههای حمله به اهداف ایران را آماده و بهروزرسانی کند؛ از جمله سناریویی برای اقدام پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا.
سابقه دار در جنایت و فریب
اهمیت این ادعاها زمانی بیشتر میشود که سابقه رفتار ترامپ مرور شود. هفته گذشته پس از اظهارات او درباره حمله نکردن به ایران تا پیش از انتخابات، حتی باراک راوید، خبرنگار نزدیک به محور ترامپ ـ نتانیاهو، با کنایه به این موضع واکنش نشان داد. ترامپ همزمان از «گفتوگوهای سازنده»، ادامه محاصره اقتصادی، عبور نفت از هرمز و عدم حمله پیش از انتخابات سوم نوامبر سخن میگوید؛ در حالی که گزارشها از بررسی یک عملیات حدوداً سهروزه و افزایش تحرکات نظامی حکایت دارند.
راوید یادآوری کرده است که در ژوئن ۲۰۲۵، پیش از عملیات «چکش نیمهشب»، کاخ سفید از تصمیمگیری ترامپ ظرف دو هفته سخن میگفت؛ حال آنکه تصمیم حمله به تأسیسات هستهای ایران پیشتر گرفته شده بود. کمتر از ۲۴ ساعت پیش از حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند نیز ترامپ مدعی بود هنوز درباره ورود به جنگ تصمیم نگرفته است، در حالی که مجوز حملات صادر شده بود. این سابقه، وزن هرگونه وعده لفظی تازه درباره «عدم حمله» را بهشدت کاهش میدهد.
ایران؛ پیروز میدان
در سوی دیگر، گزارش نیویورکتایمز از بررسی گزینههای پنتاگون برای کارزاری تقریباً سهروزه علیه پایگاههای موشکی و پهپادی، زیرساختهای انرژی و مراکز فرماندهی ایران سخن میگوید. تصاویر منتشرشده از بنگوریون نیز از ورود شمار قابل توجهی هواپیمای سوخترسان حکایت دارد و گزارشهای مبتنی بر دادههای فلایترادار از رفتوآمد هواپیماهای ترابری گلوبمستر آمریکا از آلمان به خاورمیانه خبر میدهند. احتمال رسیدن ناوگروه هواپیمابر روزولت به منطقه تا اواخر اکتبر نیز در همین پازل قرار میگیرد.
اما سوی دیگر معادله، محاسبات تهران است. «فارن افرز» در تحلیلی تأکید کرده ایران خود را بازنده جنگ نمیبیند و برخلاف تصور واشنگتن، سیاست فشار حداکثری نتوانسته تهران را به تسلیم وادار کند. بر اساس این تحلیل، جنگ شکافهای داخلی را کاهش داده و حتی بخشهایی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز آمریکا را تهدیدی وجودی تلقی میکنند. نظریه پیروزی تهران، از نگاه این نشریه، بر مقاومت، افزایش هزینه واشنگتن و وادار کردن آمریکا به عقبنشینی از خلیجفارس استوار است.
آمریکا ممکن است تصور کند با یک عملیات محدود، ضربه سریع یا حمله نیابتی اسرائیل میتواند معادله را تغییر دهد؛ در حالی که طرف ایرانی اساساً خود را در گوشه رینگ نمیبیند و نشانهای از آمادگی برای تسلیم بروز نداده است.
ابهام آمریکایی در خدمت جنگ
نکته مهمتر آن است که در چنین فضایی، «ابهام» خود بخشی از عملیات آمریکا محسوب میشود؛ یعنی واشنگتن همزمان باید تهران را میان احتمال مذاکره، حمله محدود، عملیات اسرائیلی و ورود مستقیم آمریکا معطل نگه دارد تا عنصر غافلگیری حفظ شود. تجربه حملات گذشته نشان داده است که نباید الزاماً منتظر اعلام رسمی پایان دیپلماسی یا تهدید صریح به جنگ ماند. ممکن است درست در همان لحظهای که ترامپ از گفتوگو، انتخابات و نداشتن تصمیم برای حمله سخن میگوید، بخش نظامی آمریکا در حال تکمیل آخرین حلقههای آرایش عملیاتی باشد. بنابراین خطر اصلی فقط تجمع جنگافزارها نیست؛ خطر بزرگتر آن است که پیامهای سیاسی آرامکننده واشنگتن، تصمیمگیران را از معنای واقعی تحرکات میدانی منحرف کند. در چنین شرایطی، ملاک ارزیابی نیت آمریکا باید رفتار عملیاتی آن باشد، نه جملهای که ترامپ امروز میگوید و ممکن است فردا خلاف آن عمل کند.
همان سناریوی آشنا
ترامپ از حمله نکردن پیش از انتخابات سخن میگوید، اما گزارشهای مربوط به گزینههای پنتاگون، تحرک سوخترسانها، آرایش دریایی آمریکا و سناریوی حمله مستقل اسرائیل تصویر دیگری میسازد. سابقه نیز هشداردهنده است؛ واشنگتن پیش از حملات گذشته نیز از تردید و فرصت دیپلماسی میگفت. شباهتهای امروز با روزهای پیش از جنگ ۳۹روزه ایجاب میکند دستگاه سیاسی ایران، احتمال «فریب پیش از حمله» را جدیتر از وعدههای ترامپ بگیرد.