هفته رو به پایان جاری را می‌توان هفته ترافیک سفرها به تهران نامید. سفرهایی مجزا که همه یک هدف را دنبال می‌کردند: ترغیب، تطمیع و تهدید ایران برای نابودسازی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد. مجموع تحولات و مواضع چند روز گذشته حامل یک نشانه مهم است؛ این بار نگرانی ملت ایران درباره تکرار تجربه ده‌ها بار شکست خورده برجامی، عقب‌نشینی هسته‌ای و نابودسازی ذخایر فوق راهبردی اورانیوم ۶۰ درصد ظاهراً جدی‌تر شنیده شده است. مواضع اخیر مسئولان در برابر مسافران رسمی و غیررسمی این روزها به تهران نیز بر یک نقطه مشترک قرار گرفته: «اورانیوم غنی‌شده ایران از کشور خارج نخواهد شد.»
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ترامپ درصدد است پیش از انتخابات، امتیازی بزرگ از ایران بگیرد تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای مجالس آمریکا و انتخابات رژیم صهیونیستی، با خیال آسوده‌تری از امکان حرکت ایران به سمت ساخت سلاح اتمی، گزینه حمله را دنبال کند. واگذاری مهم‌ترین دارایی هسته‌ای کشور در چنین فضایی، عملاً می‌تواند یکی از نگرانی‌های اساسی دشمن در محاسبات جنگ آینده را برطرف کند.

ثروت ملی از کشور خارج نمی‌شود

در این راستا سرلشکر محسن رضایی ۲۸ مهرماه ۱۴۰۵ در دیدار با عاصم منیر صراحتاً اعلام کرد: «اورانیوم غنی‌شده ثروت ملی است، آن را به خارج از کشور منتقل نخواهیم کرد.» وی همچنین تأکید کرد: «تا زمانی که ایالات متحده پیش‌شرط‌های ایران را نپذیرد با واشنگتن مذاکره نخواهیم کرد.»

هم‌زمان ایران خود را برای جنگی همه‌جانبه، چندلایه و فراگیر آماده کرده است. یک مقام ارشد امنیتی به پرس‌تی‌وی گفته ایران تصمیم قطعی گرفته است در واکنش به هرگونه تعرض، قتل و ترور، «بدون هیچ محدودیت و خویشتن‌داری» پاسخ دهد و منافع و اهداف در دسترس متجاوزان و حامیان آنها در منطقه را با شدت هدف قرار دهد. از نگاه تهران، آمریکا بدون اسرائیل و اسرائیل بدون آمریکا وارد جنگ علیه ایران نخواهند شد و مستقل جلوه دادن این دو در چنین جنگی چیزی شبیه «طنز تلخ» است. تهدیدهای صریح مقامات آمریکایی و اسرائیلی نیز از منظر ایران، اتخاذ تدابیر ضروری دفاعی را توجیه می‌کند.

ادعای فایننشال تایمز درباره حمله لغو شده اسرائیل در ۱۰ اکتبر

در همین فضا، روزنامه فایننشال تایمز گزارش داده: «نتانیاهو قصد داشت ۱۰ اکتبر حمله‌ای بزرگ علیه ایران انجام دهد، اما ترامپ به دلیل نگرانی از آغاز جنگی جدید پیش از انتخابات آمریکا مانع آن شد. طبق این گزارش، عملیات پیشنهادی می‌توانست چند روز ادامه داشته باشد و تأسیسات هسته‌ای، نیروگاه‌ها و دیگر زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دهد.»

خبرنگار فایننشال تایمز نیز نوشته است: «منابع متعدد به من گفتند که نه تنها نتانیاهو فعالانه در حال فشار آوردن و اصرار برای ازسرگیری عملیات‌های گسترده علیه ایران است، بلکه این آمادگی‌ها بسیار فراتر از آن چیزی بود که ما هر دلیلی برای باور آن داشتیم.» بر اساس همین روایت، طرح‌ها خواستار آغاز عملیات دست‌کم توسط نیروی هوایی اسرائیل در حوالی آخر هفته ۱۰ اکتبر بوده و حملات برنامه‌ریزی‌شده قرار بوده بسیار گسترده‌تر از حملاتی باشد که در آغاز تهاجم اصلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه انجام شد.

هرمز فقط گذرگاه نفت نیست

در سوی دیگر معادله، سردار محبی سخنگوی سپاه نیز درباره پیامدهای جنگ جدید از قطع مسیر اینترنت جهانی سخن گفته است. اهمیت این هشدار به عبور کابل‌های حیاتی ارتباطی از محدوده تنگه هرمز بازمی‌گردد؛ زیرساخت‌هایی که بخش بزرگی از ارتباطات بین‌المللی اینترنت بر آنها متکی است و ماهواره نیز به دلیل ظرفیت کمتر، تأخیر بیشتر و هزینه بالاتر، جایگزین هم‌سطحی برای آنها نیست. فالکون، AAE-1، گلف‌بریج اینترنشنال، 2Africa، TGN-Gulf، SEA-ME-WE 5 و Oman–Iran Link هفت مسیر مورد اشاره‌اند. پیام‌رسانی، تماس تصویری، بانکداری آنلاین، خدمات ابری و فعالیت بخش بزرگی از شرکت‌های فناوری به چنین زیرساخت‌هایی وابسته است. بنابراین جنگ فراگیر در منطقه می‌تواند ابعادی بسیار فراتر از میدان نظامی و بازار انرژی پیدا کند.

امید بستن به انتخابات آمریکا، نسخه نجات نیست

در این میان چشم دوختن به انتخابات آمریکا و اسرائیل نیز خطای محاسباتی است. در مواضع ضدايرانی و نگاه آخرالزمانی علیه ایران، تفاوت تعیین‌کننده‌ای میان نتانیاهو، اوزنکوت و لاپید وجود ندارد. در آمریکا نیز نباید امید زیادی به انتخابات بست؛ ترامپ نشان داده محدودیت‌های سیاسی و حقوقی را تا جای ممکن به چالش می‌کشد و حتی به پیروزی دموکرات‌ها در دو مجلس الزاماً معنای بسته شدن دست کاخ سفید نیست. رئیس‌جمهور همچنان ابزار وتوی مجلس نمایندگان و سنا را در اختیار دارد و تا استقرار نمایندگان جدید نیز تغییر فوری در موازنه ایجاد نمی‌شود.

بر این اساس، باید سناریوی جنگ سوم علیه ایران از سوی آمریکا و اسرائیل را به عنوان یک خطر جدی و مبنای برنامه‌ریزی دفاعی در نظر گرفت. چرخه‌ای که «محور شیطانی ترامپ و نتانیاهو» تدارک دیده، با هدف خنثی‌سازی مرحله به مرحله قدرت ایران قابل تحلیل است و مقابله با آن نیازمند ایده‌ای آچمزکننده و باطل‌السحر این راهبرد است.

بازدارندگی؛ مسئله‌ای که دیگر قابل دور زدن نیست

در چنین شرایطی مطالبه سلاح هسته‌ای و بازدارندگی اتمی در بخشی از افکار عمومی، نه صرفاً به عنوان یک خواسته، بلکه به عنوان ضرورتی برای تثبیت اقتدار و دستاوردهای ایران مطرح شده است؛ خصوصاً وقتی دشمن بارها داشتن سلاح هسته‌ای را عاملی برای احترام اجباری آمریکا به آنان معرفی کرده است. در این چارچوب به اظهارات ترامپ درباره زرادخانه هسته‌ای کره شمالی و سخنان روبیو درباره پاکستان و کلاهک‌های اتمی آن گوشه کوچکی از این احترام اجباری جان‌ترین سیاستمداران آمریکا به قدرت است.

در چنین شرایطی اگر طرف مقابل هم‌زمان از مذاکره سخن بگوید، برای گرفتن اورانیوم ۶۰ درصد فشار بیاورد و گزینه بمباران زیرساخت‌های ایران را نیز روی میز نگه دارد، ساده‌اندیشی درباره هدف نهایی این فشارها می‌تواند هزینه‌ای تاریخی ایجاد کند. در شرایطی که پزشکیان باز هم در حال ادامه دادن مواضع اشتباه خود است، به هیچ وجه نباید ساده‌اندیشی فردی مانند پزشکیان و طیف فرصت‌طلب و واداده برجامی مسلط بر وی، معیار انتخاب مسیر تاریخی کشور قرار گیرد. تجربه گذشته نشان داده است امنیت ملی را نمی‌توان بر خوش‌بینی به نیت دشمن بنا کرد.

از همین رو تکیه مجدد بر تفکرات حماقت‌بار ظریف درباره بازدارندگی، سیاست خارجی و مسئله هسته‌ای، این بار ممکن است دیگر صرفاً به یک توافق خسارت‌بار ختم نشود؛ در شرایطی که دشمن از جنگ سخن می‌گوید، گرفتن مهم‌ترین مؤلفه‌های بازدارندگی ایران پیش از حمله می‌تواند خسارتی جبران‌ناپذیر و ابدی برای کشور رقم بزند.

دشمن امتیاز می‌خواهد، ایران بازدارندگی

در حالی که گزارش‌هایی از برنامه اسرائیل برای حمله گسترده به تأسیسات هسته‌ای، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های ایران منتشر شده، هم‌زمان فشار برای گرفتن امتیاز هسته‌ای از تهران ادامه دارد. مسئله اصلی اینجاست: ایران نمی‌تواند دارایی راهبردی خود را واگذار کند و سپس منتظر تصمیم دشمن بماند؛ به‌ویژه هنگامی که مطالبه بازدارندگی اتمی در داخل کشور روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود.