نویسنده: پدرام حسینی

بیش از یک ماه پس از ماجرای بسته و باز شدن گذرگاه‌های مرزی ایران و عراق، دولت عراق روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه دستور بسته شدن گذرگاه مرزی «الشلام»، معادل چذابه در ایران، را صادر کرد. الجزیره به نقل از یک مقام عراقی نوشته است این اقدام با دستور مستقیم و ناگهانی علی الزبیدی، نخست‌وزیر عراق، صورت گرفته؛ هرچند بغداد هنوز رسماً درباره علت آن توضیح نداده است. مهم‌تر آنکه بنا بر همین گزارش، انسداد الشلام قرار است با بسته شدن تدریجی چند مرز زمینی دیگر تکمیل شود و «تا اطلاع ثانوی» عبور افراد و وسایل نقلیه باری نیز ممنوع خواهد بود.
این تصمیم، بار دیگر پرسش‌هایی را درباره رویکرد دولت جدید عراق در قبال ایران مطرح کرده است؛ به‌ویژه آنکه روابط تهران و بغداد در سال‌های گذشته، همواره تحت تأثیر ملاحظات منطقه‌ای و فشارهای آمریکا قرار داشته است. اکنون این نگرانی وجود دارد که در شرایط افزایش فشار واشنگتن بر تهران، برخی تصمیم‌های دولت عراق بیش از گذشته از این ملاحظات تأثیر بپذیرد؛ آن هم در شرایطی که ایران طی دو دهه گذشته برای تقویت روابط دوجانبه و پیوندهای تاریخی دو ملت تلاش کرده است.
الزبیدی در حالی از دل شورای ائتلاف شیعه به نخست‌وزیری رسید که سابقه سیاسی برجسته‌ای نداشت و در انتخابات مجلس، نوری مالکی و ائتلاف او که بر پیوندهای راهبردی ایران و عراق تأکید بیشتری داشتند، از جایگاه انتخاباتی قابل‌توجهی برخوردار بودند. این روند، پرسشی مهم را پیش روی سیاست خارجی ایران قرار می‌دهد: آیا تحولات اخیر عراق، ضرورت بازنگری در شیوه تعامل تهران با ائتلاف‌های سیاسی شیعه و ارزیابی دقیق‌تر از پیامدهای انتخاب‌های سیاسی در این کشور را نشان نمی‌دهد؟
واقعیت آن است که عملکرد سیاست ایران در قبال تحولات سیاسی و امنیتی عراق طی سال‌های پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی، نیازمند بررسی دقیق‌تر و آسیب‌شناسی جدی است. در این سال‌ها، با وجود تداوم پیوندهای سیاسی و اجتماعی دو کشور، برخی تحولات منطقه‌ای پرسش‌هایی را درباره میزان اثرگذاری این روابط بر تصمیم‌های دولت عراق ایجاد کرده است. برای نمونه، پس از حمله نیروهای عراقی به پایگاه موسوم به «برج ۲۲» آمریکا در مرز اردن و سوریه در ۱۳ بهمن ۱۴۰۲، گمانه‌زنی‌هایی درباره نقش ایران در دعوت گروه‌های عراقی به خویشتن‌داری مطرح شد؛ ادعایی که محل تردید بود، اما طرح آن نیز نشان می‌داد که تهران باید نسبت به برداشت‌ها و پیامدهای سیاسی رویکرد خود در منطقه حساس باشد. ایران حتی غرامت جنگ هشت‌ساله تحمیلی را از عراق دریافت نکرد، اما تمامی جنگنده‌های بمب‌افکن سوخو-۲۴ عراقی را که هنگام جنگ عراق با کویت به ایران پناهنده شده بودند، برای نبرد با داعش به عراق بازگرداند. در چنین شرایطی، بازخوانی ظرفیت‌های حقوقی و سیاسی ایران برای پیگیری مطالبات باقی‌مانده از جنگ تحمیلی، از جمله موضوع غرامت، می‌تواند بخشی از بازتعریف رابطه با بغداد باشد؛ مطالبه‌ای که پیگیری آن، در کنار حفظ روابط دوستانه، بر ضرورت توجه به منافع و حقوق ملی ایران تأکید می‌کند.
در جنگ اخیر نیز، با وجود چالش‌های دولت مرکزی عراق در مهار تحرکات گروه‌های تجزیه‌طلب در اقلیم کردستان و ادعای صریح ترامپ درباره ارسال سلاح از خاک عراق برای حمله به ایران، تهران از اقدام مستقیم علیه بغداد خودداری کرد. با این حال، تداوم روابط دوستانه زمانی می‌تواند به تقویت مناسبات دو کشور منجر شود که با توجه متقابل به نگرانی‌های امنیتی و منافع ملی همراه باشد. حفظ روابط سازنده نباید مانع از طرح صریح مطالبات ایران در برابر تصمیم‌هایی شود که می‌تواند امنیت کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
البته حساب ملت عراق، به‌ویژه شیعیان این کشور، از دولت بغداد جداست؛ همان‌گونه که پیوند قلبی ایران با شیعیان بحرین به معنای تأیید همه سیاست‌های حکومت آن کشور نیست. برادری با ملت عراق باید حفظ شود، اما این پیوند تاریخی در کنار ضرورت گفت‌وگو و همکاری، ایجاب می‌کند که اختلافات و تصمیم‌های مغایر با منافع ایران نیز به روشنی مطرح شوند. پیام تهران باید روشن باشد: دوستی ملت‌ها پابرجاست، اما روابط دولت‌ها نیز باید بر پایه احترام متقابل، توجه به منافع مشترک و پرهیز از همراهی با فشارهای خارجی علیه یکدیگر تنظیم شود.