بر اســـاس نقشـــه‌ای که نتانیاهو بـــه نمایش گذاشـــت، ســـه محـــور اصلـــی در معادلات منطقه‌ای ترســـیم شـــده اســـت: نخســـت، محـــور اســـرائیل و امـــارات کـــه کشـــورها و بازیگرانـــی مانند یونـــان، اتیوپی و جمهوری آذربایجـــان نیـــز در حلقـــه دوســـتان آن قرار گرفته‌اند. دوم، آنچه در ایـــن نقشـــه «ائتلاف ســـنی» نامیده شـــده و عربســـتان سعودی، ترکیـــه، مصر و پاکســـتان را در بـــر می‌گیرد و کشورهایـــی نظیر اردن و ســـوریه نیز در حلقه دوســـتان آن دیده می‌شـــوند؛ و سوم، محور ایـــران و نیروهای همســـو با آن، شامل حزب‌الله لبنان، انصارالله یمـــن، حماس و بخش‌هایـــی از عراق. در کنار ایـــن تقســـیم‌بندی، مناسبات برخی کشـــورها با آمریـــکا و اعضـــای ناتو نیز وجود دارد.

اما نکتـــه قابل تأمـــل در ایـــن نقشـــه، جایگاه ویژه امـــارات متحده عربی اســـت. کشـــوری کـــه در کنـــار رژیـــم صهیونیســـتی در محـــور اصلـــی آبی‌رنگ قـــرار گرفته و روابط رســـمی خـــود را با تل‌آویو از ســـال ۲۰۲۰ عادی‌ســـازی کرده اســـت. ایـــن جایگاه، بـــار دیگر ضرورت بازنگری در نوع نگاه سیاســـت خارجی ایـــران به ابوظبـــی را برجســـته می‌کند.

امـــارات در ســـال‌های گذشـــته از گســـترش روابـــط سیاســـی، اقتصـــادی و امنیتـــی بـــا رژیـــم صهیونیســـتی دریـــغ نکـــرده اســـت. همکاری‌هـــای دوجانبـــه نیـــز بـــه حـــوزه دیپلماســـی محـــدود نمانـــده و زمینه‌هـــای اقتصـــادی و فناورانـــه را در بـــر گرفته اســـت.

لابی‌گرهای اماراتی در تهران

در شـــرایط جنگـــی نیـــز ایـــن پرســـش جدی مطر ح اســـت که آیا تـــداوم پیوندهـــای مالی و تجـــاری با کشـــوری که در معمـــاری امنیتـــی مطلـــوب نتانیاهو جایگاهی برجســـته دارد، بـــدون ارزیابـــی دقیق مخاطـــرات امنیتـــی آن، با منافـــع بلندمـــدت ایـــران ســـازگار اســـت؟ درباره نقش مشـــخص امارات در پشـــتیبانی لجســـتیکی از عملیات نظامی علیـــه ایـــران و همچنین چشم‌پوشـــی از هدف قـــرار دادن برخی زیرســـاخت‌های آن نیز که به واســـطه لابی‌هـــای امـــارات در ایـــران صـــورت پذیـــرفـــت نیز باید بـــا دید خیانـــت و یا جهل نگریســـت.

اگـــر بخشـــی از تجـــارت خا ر جـــی، د ستر ســـی ا ر ز ی و مبـــا دلات ما لـــی کشـــور به کانال‌هایـــی گـــره بخورد که در معـــرض نفـــوذ یـــا فشـــار بازیگران متخاصـــم قـــرار د ا ر نـــد، همـــا ن پیوندهـــای اقتصـــادی می‌تواننـــد در زمـــان بحران بـــه ابزار فشـــار تبدیل شـــوند. از ایـــن منظر، باید متنوع‌ســـازی مســـیرهای تجاری، تقویت ســـازوکارهای مستقل تسویه مالـــی و کاهـــش آســـیب‌پذیـــری در برابـــر تصمیم‌هـــای سیاســـی شـــرکای خارجی در دســـتور کار قـــرار گیرد.

هیـــچ امتیـــاز تاکتیکـــی کوتاه‌مدتـــی نبایـــد جایگزین یـــک راهبرد پایدار برای اســـتقلال ا قتصـــا د ی شـــود. اگـــر رفت‌وآمدهـــای دیپلماتیک و پروازی میـــان تهران و ابوظبی به کاهـــش تنش کمـــک کند، می‌تـــوان آن را در چارچـــوب مدیریـــت بحـــران ارزیابـــی کرد اما اگر ایـــن روابط بـــه امید دریـــافت امتیازهای مقطعـــی، بـــه نادیـــده گرفتـــن مخاطـــرات بلندمدت یا بازتولید وابستگی‌های پرهزینـــه منجر شـــود، حاصـــل آن چیزی جـــز تضعیف قـــدرت چانه‌زنی کشـــور نخواهـــد بود.

آذربایجان، در حلقه دوستان اسرائیل و امارات

جمهـــوری آذربایجـــان نیز در نقشـــه نتانیاهو در حلقه دوســـتان محور اســـرائیل و امارات قرار گرفته اســـت. موضوعی کـــه نمی‌توان از کنار آن به ســـادگی گذشـــت. روابـــط امنیتـــی و نظامـــی باکـــو و تل‌آویـــو ســـابقه‌ای طولانی دارد و همیـــن واقعیت، لزوم بررســـی دقیق مخاطرات ناشـــی از ایـــن همکاری‌هـــا برای امنیـــت ملی ایـــران را دوچنـــدان می‌کند.

در عیـــن حال، اســـتفاده رژیم صهیونیســـتی از حریم هوایـــی ایـــن کشـــور بـــرای حمله به ایـــران و همچنین گـــزارش‌هایـــی در خصوص پرواز پهپاد از ایـــن منطقـــه برای ورود به خاک کشـــور نیز به خطر ایـــن کشـــور که بـــه مرکزی جاسوســـی برای رژیـــم صهیونیســـتی تبدیل شـــده اســـت قابل توجه است.

در چنیـــن شـــرایطی، پرســـش اساســـی ایـــن اســـت که چرا بایـــد در برابر سیاســـت‌هایـــی کـــه می‌توانند امنیـــت ایـــران را بـــا مخاطره مواجه کنند، ملاحظات سیاسی و اقتصادی کوتاه‌مـــدت بـــر ارزیابـــی راهبـــردی مقـــدم شوند؟ حفظ روابط با همســـایگان، ضرورتی انکارناپذیـــر اســـت اما ایـــن ضـــرورت به معنای چشم‌پوشـــی از تعـــارض منافـــع یـــا نادیـــده گرفتن رفتارهای زیان‌بار نیســـت. سیاســـت خارجـــی موفق، نـــه بـــر پایه دشمن‌تراشـــی بی‌محابـــا، بلکه بـــا تفکیک دقیق دوســـت، شـــریک موقت و بازیگر دارای منافع متعارض شـــکل می‌گیرد.

هشدار تهران برای رعایت خطوط قرمز امنیتی

نقشـــه نتانیاهـــو، فـــارغ از اعتبـــار تمـــام دســـته‌بندی‌های آن، یک پیام روشـــن دارد کـــه تل‌آویو در پـــی تعریـــف دوباره مناســـبات منطقه‌ای بـــر اســـاس منافع امنیتـــی خود و گسترش شبکه شرکای سیاســـی و اقتصادی خویـــش اســـت. قـــرار گرفتـــن امـــارات و جمهـــوری آذربایجـــان در حلقـــه دوســـتان ایـــن محور، هشـــداری برای سیاســـت‌گذاران ایـــرانی اســـت تا میـــان روابط رســـمی، منافع اقتصـــادی و هم‌ســـویی‌های امنیتـــی تمایز قائل شـــوند.

وجه مهـــم دیگر ایـــن نقشـــه، تلـــاش تل‌آویو برای تبدیـــل اختلافات درون جهان اســـلام بـــه فرصتی بـــرای تثبیـــت نفوذ خود اســـت. راهبـــردی کـــه در آن، به جـــای مواجهـــه مســـتقیم بـــا همـــه کشـــورهای منطقـــه، از رقابت‌هـــای سیاســـی، نگرانی‌هـــای امنیتـــی و وابســـتگی‌های اقتصـــادی دولت‌هـــا برای شـــکل‌دهی به ائتلاف‌هـــای موردنظـــر خود بهـــره می‌گیرد.

در چنیـــن معاد لـــه‌ا ی، خطـــر فقـــط بـــه همـــکاری مســـتقیم برخـــی دولت‌هـــا بـــا رژیم صهیونیســـتی محدود نمی‌شـــود بلکه عادی‌ســـازی تدریجـــی حضـــور امنیتـــی و اقتصادی ایـــن رژیم در پیرامـــون ایـــران نیز اهمیت دارد. هرچـــه پیوندهای منطقه‌ای تل‌آویو گسترده‌تر شـــود، امکان دسترسی آن بـــه ظرفیت‌های اطلاعاتی، مســـیرهای تجـــا ر ی و شـــبکه‌ها ی نفـــوذ افزایـــش می‌یابـــد.

ازایـــن رو، تهـــران بایـــد به جـــای اکتفـــا بـــه واکنش‌های مـــوردی، با دیپلماســـی فعال همســـایگان را بـــه رعایـــت خطـــوط قرمـــز امنیتـــی متعهـــد کنـــد و هم‌زمـــان هزینـــه هرگونـــه همکاری علیـــه امنیت ملی ایـــران را افزایـــش دهـــد. زیـــرا امنیـــت منطقـــه با اعتمـــاد یک‌طرفه تأمیـــن نمی‌شـــود، بلکه به موازنه‌ای روشـــن میان همـــکاری، منافع متقابـــل و مســـئولیت‌پذیـــری نیـــاز دارد.

پاســـخ مناســـب به چنین وضعیتی، بازنگری واقع‌بینانـــه در وابســـتگی‌های اقتصـــادی، افزایـــش شـــفافیت دربـــاره همکاری‌هـــای امنیتـــی منطقه‌ای و ایجـــاد مســـیرها ی جایگزین برای تجارت و مبادلات ارزی است. مماشـــات بـــا مخاطـــرات راهبردی، بـــه نام حفـــظ روابـــط، می‌تواند هزینـــه‌ای به مراتب ســـنگین‌تر از بازنگری در مناسبات اقتصادی داشـــته باشد.

اقتصاد ایران گروگان

اگر بخشی از تجارت خارجی، دسترسی ارزی و مبادلات مالی کشور به کانال‌هایی همچون امارات گره بخورد که در معرض نفوذ یا فشار بازیگران متخاصم قرار دارند، همان پیوندهای اقتصادی می‌توانند در زمان بحران به ابزار فشار تبدیل شوند. از این منظر، باید متنوع‌سازی مسیرهای تجاری، تقویت سازوکارهای مستقل تسویه مالی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر تصمیم‌های سیاسی شرکای خارجی در دستور کار قرار گیرد. هیچ امتیاز تاکتیکی کوتاه‌مدتی نباید جایگزین یک راهبرد پایدار برای استقلال اقتصادی شود. اگر رفت‌وآمدهای دیپلماتیک و پروازی میان تهران و ابوظبی به کاهش تنش کمک کند، می‌توان آن را در چارچوب مدیریت بحران ارزیابی کرد اما اگر این روابط به امید دریافت امتیازهای مقطعی، به نادیده گرفتن مخاطرات بلندمدت یا بازتولید وابستگی‌های پرهزینه منجر شود، حاصل آن چیزی جز تضعیف قدرت چانه‌زنی کشور نخواهد بود.