قیمت جهانی نفت در روز جمعه گذشته، آخرین روز کاری هفته میلادی، در مسیر ۱۲۰ دلار قرار گرفت و به این محدوده نزدیک شد. هرچند بهای هر بشکه نفت خام تا محدوده ۱۱۸ دلار نیز پیش رفت، اما در نهایت با افزایش ۳.۱۴ درصدی، با ۱۱۶ دلار و ۷۲ سنت بسته شد. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با ۳.۸ درصد افزایش به ۱۰۳ دلار و ۲۷ سنت در هر بشکه رسید. برنت در مجموع هفته گذشته حدود ۶ درصد و نفت آمریکا ۲.۳ درصد افزایش قیمت را تجربه کردند. این جهش در شرایطی رقم خورد که بازار جهانی انرژی با مجموعه‌ای از نگرانی‌ها درباره امنیت عرضه نفت، از جمله حملات به کشتی‌ها در تنگه هرمز، مواجه است.

رویترز در گزارشی از تشدید حملات انصارالله یمن به اهدافی در عربستان سعودی، از جمله زیرساخت‌های انرژی، و همچنین گزارش مقام‌های اماراتی درباره نشت نفت در نزدیکی سواحل این کشور خبر داد. افزایش خطر برای زیرساخت‌های انرژی و کشتی‌های تجاری، نگرانی درباره استمرار جریان نفت از منطقه را تقویت کرده است.

سفر میانجی خنثی شد

برای آمریکا، مسئله تنها افزایش قیمت نفت خام نیست؛ هزینه بالاتر انرژی می‌تواند به افزایش قیمت سوخت، حمل‌ونقل و کالاها منجر شود و فشار تورمی را تشدید کند. در این میان، نخستین ضلع این معادله، نحوه مواجهه سیاسی با سفر میانجی پاکستانی بود. در چنین شرایطی، آزادسازی ذخایر راهبردی یا میانجیگری سیاسی ممکن است اثری کوتاه‌مدت داشته باشد، اما راه‌حل پایدار به کاهش واقعی تنش‌ها و بازگشت اطمینان به مسیرهای انتقال انرژی وابسته است.

با این حال، در هفته گذشته تلاش‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از افزایش قیمت نفت بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران با هدف میانجیگری نیز در همین چارچوب انجام شد؛ با این حال، روند قیمت نفت نشان داد که صرف رفت‌وآمد میانجیگران برای بازگرداندن آرامش به بازار کافی نیست. هرچند مواضع مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، اظهارات محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، و رویکرد دیگر مقامات نشان داد که تعامل دیپلماتیک لزوماً به معنای پذیرش خواسته‌های طرف مقابل نیست و پیام ایران این بود که مسیر دیپلماسی باز است، اما تصمیم‌گیری درباره منافع ملی بر اساس محاسبات و ملاحظات ایران انجام می‌شود.

ضلع دیگر معادله، مدیریت فضای رسانه‌ای در روزهای پیش، حین و پس از سفر عاصم منیر بود. انتشار سریع اطلاعات و پاسخ‌گویی به شایعات، با همکاری عناصر مختلف حاکمیت و رسانه‌ها، امکان تداوم برخی روایت‌های غیرمستند را محدود کرد.

تحولات میدانی و اقدامات نیروهای مسلح کشورمان نیز ضلع دیگر این معادله بود. نیروهای مسلح با اقتدار، سامانه‌های ناوبری دریایی و نفتکش‌های متخلف را هدف قرار دادند. امنیت تردد دریایی در خلیج فارس و دریای عمان، به دلیل نقش این مسیرها در انتقال انرژی، مستقیماً با محاسبات بازار جهانی نفت ارتباط دارد؛ زیرا هرگونه تشدید تنش یا افزایش نگرانی درباره اختلال در عرضه و حمل‌ونقل نفت می‌تواند انتظارات معامله‌گران را تغییر دهد و بر قیمت‌ها اثر بگذارد؛ در نهایت، قیمت نفت در معاملات روز جمعه گذشته به محدوده ۱۱۷ دلار رسید.

فشارهای آمریکا اثری نداشت

آمریکا برای وادار کردن ایران به تسلیم و تحمیل خواسته‌های خود، از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی روی آورد. واشنگتن انواع تحریم‌ها و فشارها را علیه کشورمان به کار بست تا تاب‌آوری ملی را کاهش دهد و ایران را زیر فشار اقتصادی به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند. با این حال، فشار اقتصادی نتوانسته است ایران را به عقب‌نشینی وادار کند.

روزنامه واشنگتن‌پست در مقاله‌ای که ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، با عنوان «چرا ترامپ در وادار کردن ایران به عقب‌نشینی ناکام است؟»، به این موضوع پرداخت که تهدیدهای نظامی و فشار اقتصادی دولت دونالد ترامپ نتوانسته است ایران را به تسلیم وادار کند. نویسندگان مقاله استدلال کردند که با وجود تشدید تحریم‌ها و محاصره اقتصادی، ایران همچنان از پذیرش خواسته‌های آمریکا خودداری می‌کند و به دنبال حفظ اهداف راهبردی خود است.

این روزنامه به نقش تنگه هرمز در معادلات منطقه‌ای و تلاش ایران برای تقویت موقعیت خود در این گذرگاه راهبردی پرداخت و تأکید کرد که فشار اقتصادی به تغییر رفتار مورد انتظار واشنگتن منجر نشده است. واشنگتن‌پست در گزارشی دیگر نیز نوشت: آمریکا در پی استفاده از فشار اقتصادی برای بازگرداندن ایران به مذاکرات بود، اما با وجود آسیب‌های اقتصادی، تهران انگیزه بیشتری برای تحمل فشار و خودداری از عقب‌نشینی نشان داده است.

«کری بیتسوف»، مقام سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز در نشستی گفت: ایران با تحریم تسلیم نمی‌شود؛ محاصره دریایی، ارتش آمریکا را فرسوده کرده و پهپادهای ارزان ایران، تسلیحات گران‌قیمت واشنگتن را به چالش کشیده‌اند.

جواب بازار نفت به ادعای ترامپ

افزایش قیمت نفت در شرایطی رخ داد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مدعی شده بود حجم نفت عبوری از تنگه هرمز در هفته گذشته از هر زمان دیگری، حتی دوره پیش از جنگ، بیشتر بوده است. ترامپ روز پنجشنبه هفته گذشته در یک گردهمایی انتخاباتی در ایالت آیووا ادعا کرد که افزایش جریان نفت از تنگه هرمز نتیجه محاصره دریایی آمریکا بوده است.

با این حال، بازار نفت واکنشی متفاوت نشان داد و قیمت برنت از ۱۱۶ دلار عبور کرد؛ سطحی که آن را به محدوده ۱۲۰ دلار نزدیک کرد. این افزایش قیمت نشان می‌دهد که ادعای بازگشت جریان نفت به سطح پیش از جنگ، به‌تنهایی نتوانسته است نگرانی معامله‌گران را درباره امنیت عرضه، هزینه حمل‌ونقل و احتمال تشدید دوباره تنش‌ها برطرف کند.

در واقع، حتی اگر حجم عبور نفت از تنگه هرمز در برخی روزها افزایش یافته باشد، این موضوع لزوماً به معنای بازگشت شرایط عادی بازار نیست. هزینه‌های بالای حمل‌ونقل، خطر حمله به کشتی‌ها و زیرساخت‌های انرژی، محاصره بنادر ایران و نااطمینانی درباره آینده تقابل تهران و واشنگتن همچنان بر قیمت‌ها فشار وارد می‌کنند.

به همین دلیل، افزایش قیمت نفت پس از اظهارات ترامپ را می‌توان نشانه‌ای از تداوم نگرانی بازار دانست؛ بازاری که برای ارزیابی وضعیت عرضه، بیش از ادعاهای سیاسی، به هزینه واقعی انتقال نفت و میزان ریسک‌های موجود توجه می‌کند.

افزایش شدید هزینه حمل نفت

افزایش بی‌سابقه هزینه حمل‌ونقل دریایی نفت به یکی از عوامل اثرگذار بر قیمت انرژی در بازارهای جهانی تبدیل شده است؛ به‌طوری که هزینه انتقال یک محموله ۲ میلیون بشکه‌ای نفت خام از آمریکا به ژاپن با نفتکش‌های غول‌پیکر به حدود ۸۱ میلیون دلار رسیده است. این رقم در مقایسه با هزینه حدود ۹ میلیون دلاری برای همین مسیر در سال گذشته، افزایشی ۹ برابری را نشان می‌دهد.

افزایش هزینه حمل نفتکش‌ها، علاوه بر بالا بردن هزینه نهایی تحویل نفت، جریان تجارت جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. با توجه به اینکه یک نفتکش غول‌پیکر می‌تواند حدود ۲ میلیون بشکه نفت حمل کند، هزینه ۸۱ میلیون دلاری انتقال محموله از آمریکا به ژاپن به معنای تحمیل حدود ۴۰.۵ دلار هزینه حمل به ازای هر بشکه نفت است؛ هزینه‌ای که جدا از قیمت خرید نفت خام محاسبه می‌شود و می‌تواند بر صرفه اقتصادی صادرات و واردات نفت تأثیر بگذارد.