سینمای چین در سال‌های اخیر نشان داده است که یک بازار داخلی بزرگ می‌تواند رقیب جدی هالیوود باشد. چین سال ۲۰۲۵ را با فروش ۵۱.۸ میلیارد یوان (حدود ۷.۴ میلیارد دلار) بست و نزدیک به ۸۰ درصد آن سهم فیلم‌های بومی خود بود. رسانه‌های چینی می‌گویند این کشور اکنون نزدیک به یک‌چهارم گیشه جهانی را در اختیار دارد و انیمیشن «نه ژا ۲» هم با حدود ۲.۱ میلیارد دلار، پرفروش‌ترین انیمیشن تاریخ لقب گرفته است.

البته باید ذکر کرد بیش از ۹۹ درصد فروش آن از داخل این کشور رقم خورد، اما با این حال نمی‌توان اهمیت سینمای تجاری چین و اثری که می‌تواند برای ما در پی داشته باشد را نادیده گرفت. در واقع، ارتباط با چین می‌تواند سینمای ایران ـ که با محدودیت بازار روبه‌روست ـ را از راه تولید مشترک و ارتباط تنگاتنگ با بزرگ‌ترین رقیب اقتصادی آمریکا به اوج برساند؛ مسئله‌ای که نباید از کنار آن به سادگی گذشت.

ارقام، اندازه و گستره قابل توجه بازار سینمای چین را نشان می‌دهد. در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱.۲ میلیارد بلیت در چین فروخته شد و فیلم‌های بومی ۴۱.۳ میلیارد یوان فروختند. انیمیشن‌ها نیز نزدیک به نیمی از کل فروش سال را به خود اختصاص دادند. در واقع تا آگوست ۲۰۲۶، فروش از ۲۴.۵ میلیارد یوان گذشته و فیلم «پگاسوس ۳» هم در تعطیلات سال نو چینی نزدیک به ۲.۹۳ میلیارد یوان فروش داشته است.

این دقیقاً به معنای شکست هالیوود در گیشه جهانی است، زیرا «نه ژا ۲» استثنای قابل توجهی در این زمینه بود و تقریباً تمام درآمدش را از بازارهای داخلی به دست آورد. از سوی دیگر، هالیوود به چین وابسته است و نزدیک به نیمی از فروش جهانی «زوتوپیا ۲» از جغرافیای چین نصیب اثر شد.

بازار چین البته نوسان هم دارد و فروش نیمه نخست ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۴۰.۶ درصد کاهش یافت و فقط پنج فیلم از مرز یک میلیارد یوان گذشتند و سال قبل «نه ژا ۲» در همین بازه اکران شده بود. با این حال، همکاری با چین می‌تواند برای ایران چند فایده داشته باشد که به اختصار هر یک را توضیح خواهیم داد.

نخست، تولید مشترک است؛ به این معنا که چین سرمایه و تجهیزات تازه برای صنعتی که منابع محدود دارد را فراهم کند و با ما به تولید فیلم بپردازد. دوم، فایده هم مربوط به فناوری است؛ چین در انیمیشن و جلوه‌های ویژه جهش کرده و تجربه‌اش می‌تواند به کار سینمای ما بیاید. سومین مسئله نیز به بازار و ارزش پول مربوط می‌شود؛ به این معنا که حتی سهم کوچکی از بلیت‌های چینی برای یک فیلم ایرانی درآمد قابل توجهی دارد، به‌طوری‌که فیلم ایتالیایی «هنوز فردا هست» نمونه‌ای است که چین را به بزرگ‌ترین بازار خارجی خود تبدیل کرد.

چهارم، الگوی فرهنگی: «نه ژا ۲» بر اسطوره‌ای کهن بنا شده و نشان می‌دهد روایت بومی با کیفیت فنی بالا مخاطب می‌آورد؛ رویکردی که می‌تواند در بازنمایی قصه‌های شاهنامه مناسب به نظر برسد. در این زمینه پشتوانه نهادی هم کم‌وبیش وجود دارد. ایران و چین در سال ۲۰۲۱ تفاهم‌نامه همکاری سینمایی امضا کردند که تولید مشترک، تبادل کارشناس و نمایش متقابل را در بر می‌گرفت و می‌توانست برای یک مدت سه‌ساله دیگر تمدید شود. از سوی دیگر، سیاست‌گذاری چین آموختنی است. طرح «سال مصرف سینمایی» دست‌کم ۱.۲ میلیارد یوان یارانه بلیت را تعهد کرد.

میانگین بهای بلیت پایین آمد و سهم مخاطبان زیر ۲۵ سال از حدود ۲۳.۵ به ۲۷.۶ درصد رسید. سینمای ایران برای جذب دوباره مخاطب جوان می‌تواند این تجربه را بررسی کند. البته در این زمینه، ریسک‌های موجود را نباید نادیده گرفت. نظارت و سهمیه ورود فیلم خارجی، رقابت با آثار بومی و داخلی را به اوج خودش می‌رساند؛ اتفاقی که نباید به ضرر تولیدات داخل ختم شود. کارشناسان باید روشن کنند همکاری در کدام حوزه، از انیمیشن تا فیلم خانوادگی و مستند، بیشترین بازده را دارد.

نتیجه به برنامه بلندمدت بستگی دارد و این مهم لزوماً نباید به تفاهم‌نامه‌های تشریفاتی ختم شود. چین در سال‌های اخیر با ترکیبی از سرمایه‌گذاری عظیم، حمایت دولتی و تولید فیلم‌های داخلی باکیفیت، سهم هالیوود از بازار سینمای خود را به‌طور چشمگیری کاهش داده است.

امروزه فیلم‌های بومی چین نه‌تنها رکوردهای گیشه را جابه‌جا می‌کنند، بلکه سلیقه مخاطبان را نیز به سمت داستان‌های ملی تغییر داده‌اند. علاوه بر این، اعمال سهمیه‌های سخت‌گیرانه برای اکران فیلم‌های خارجی و سانسور محتوایی، ورود آثار هالیوودی را محدود کرده است. در نتیجه، سهم هالیوود از گیشه چین که روزی بخش بزرگی از پرفروش‌ها را در اختیار داشت، اکنون به اقلیتی ناچیز (گاهی زیر ۱۰ درصد) تقلیل یافته است.