مرور سریالهای شبکه نمایش خانگی نشان میدهد هیچ نمودی از شرایط کنونی کشور در آنها دیده نمیشود. این در حالی است که از سال ۱۴۰۳ تاکنون رویدادهای بزرگی نظیر جنگ رمضان، دفاع مقدس دوازدهروزه، شهادت رهبر معظم انقلاب، شهادت آیتالله رئیسی، ترور اسماعیل هنیه و کودتای دیماه ۱۴۰۴ رخ داده است. مسئولیت مستقیم این وقایع بر عهده آمریکا، رژیم صهیونیستی و طرفداران غرب در ایران است.
اکنون سریالهایی مانند «یاغی»، «سرخ و سیاه»، «استخوانسوز»، «نیمرخ»، «هیچتاکسی» و «کنکل» در حال پخش هستند که اساساً نسبتی با وقایع روز ندارند و حتی در جاهایی نقد صریح علیه نظام را در دستور کار خود قرار دادهاند. گردانندگان این پلتفرمها ادعای تغییر ریاست صداوسیما را دارند و تمایل دارند مهرههای نزدیک به خود و تسلیمطلبان جای مدیران فعلی را بگیرند.
در این میان باید پرسید که این مدیران و گردانندگان پلتفرمهای نمایش خانگی دقیقاً چه برنامهای برای آینده رسانه کشور دارند. واقعیت تلخ این است که آنها اصلاً و ابداً هیچ ایده جایگزینی برای اداره شایسته رسانه ملی در ذهن ندارند. تمام دغدغه آنها صرفاً تغییر مدیریت فعلی و نشاندن مهرههای همسو و تسلیمطلب بر صندلیهای حساس سازمان صداوسیما است. اگر این افراد به هر طریقی قدرت بیشتری پیدا کنند و سکان هدایت رسانه ملی را در دست بگیرند، قطعاً حتی اجازه ساخت سریالی نظیر «سرو، سپید، سرخ» را به تلویزیون نخواهند داد. آنها تاب و تحمل دیدن آثار فاخر و ارزشی که روایتگر ایستادگی و مقاومت ملت ایران باشد را ندارند و تمام تلاش خود را برای حذف اینگونه آثار به کار میبندند.
از این منظر، شبکه نمایش خانگی به یک حباب توخالی تبدیل شده است که هیچ پیوندی با واقعیتهای تلخ و شیرین جامعه ندارد. در حالی که رسانه ملی و شبکههای تلویزیونی در همین دو سال اخیر به شکلهای مختلف به وقایع مهم و سرنوشتساز کشور اشارهای مستقیم یا غیرمستقیم داشتهاند و توانستهاند بخش مهمی از تاریخ معاصر را ثبت کنند، در شبکه نمایش خانگی جز سریال اپیزودیک «اهل ایران» هیچ اثری از جنگ رمضان و دفاع مقدس دوازدهروزه نمیبینیم. این سکوت معنادار و تجاهل عامدانه نسبت به حماسهآفرینیهای رزمندگان و فداکاریهای مردم شریف ایران، نشاندهنده رویکرد مغرضانه و جهتدار سازندگان این آثار است. آنها ترجیح میدهند به جای روایت دلاوریهای فرزندان این مرز و بوم در جبهههای نبرد حق علیه باطل، به حاشیهسازی و ترویج سبک زندگی غربی بپردازند.
این رویکرد نشان میدهد که هدف اصلی برخی از این پلتفرمها، صرفاً سرگرمی صرف و دور کردن ذهن مخاطب از آرمانهای انقلاب و دستاوردهای بزرگ نظام مقدس جمهوری اسلامی است. وقتی مسئولیت مستقیم جنگ رمضان و کودتای دیماه بر عهده استکبار جهانی و رژیم غاصب صهیونیستی است، انتظار میرود هنرمندان متعهد به این موضوعات مهم بپردازند، نه اینکه با ساخت آثاری بیهویت، فضای ذهنی جامعه را مسموم کنند.
در نهایت باید تأکید کرد که افکار عمومی ایران بهخوبی متوجه این تقابل آشکار شده است. مردم ایران که در صحنههای مختلف وفاداری خود را به نظام و رهبری اثبات کردهاند، از رسانه و پلتفرمی که در برابر خون بهناحق ریختهشده شهدای بزرگوار سکوت میکند، رویگردان خواهند شد. شبکه نمایش خانگی اگر میخواهد جایگاهی در قلب و ذهن مخاطب ایرانی پیدا کند، باید از این لاک انزوا و تقابل خارج شود و خود را ملزم به رعایت خط قرمزهای ملی و مذهبی بداند. در غیر این صورت، محکوم به شکست و فراموشی خواهد بود و سرمایههای کلان فرهنگی نیز در این مسیر بیهوده هدر خواهد رفت.
بدیهی است که هنر متعهد و انقلابی همواره در خط مقدم روشنگری و تبیین حقایق قرار داشته است. هنرمند واقعی کسی است که در شرایط سخت و پیچیده امنیتی و نظامی، به جای فرار از مسئولیت، شانهبهشانه مردم و مسئولان دلسوز بایستد و روایتگر بصیرت و آگاهیبخشی باشد. متأسفانه برخی از مدیران ناکارآمد حوزه فرهنگ و هنر با نادیده گرفتن این اصل بسیار مهم، تنها به فکر منافع شخصی و گروهی خود هستند و هیچ اهمیتی برای سرنوشت فرهنگی کشور قائل نیستند. آنها میخواهند با تغییر ساختارها و حذف رقبای فکری خود، انحصارطلبانه بر رسانه حاکم شوند تا بتوانند امیال ضدانقلابی خویش را به پیش ببرند.