نویسنده: سعید مصباح
چند روزی است بخشی از سخنان حجتالاسلام محمد شجاعی درباره ضرورت حفظ حضور مردم در خیابانها، به دستاویزی برای حمله به این روحانی تبدیل شده است. او از کسانی انتقاد کرده که به بهانه ایام فاطمیه، از حضور در اجتماعات خیابانی فاصله میگیرند و با تعابیری چون «شهوت مداحی» و «شهوت سینهزنی» به این مسئله پرداخته است. حالا عدهای چنان فریاد وامصیبتا سر دادهاند که گویی استاد شجاعی به جنگ عزاداری حضرت زهرا(س) رفته است!
مسئله اما به این پیچیدگی نیست که برخی وانمود میکنند. کجای سخنان شجاعی را میتوان مخالفت با عزاداری حضرت زهرا(س) تفسیر کرد؟ آیا تأکید بر حفظ حضور مردم در خیابانها، به معنای نفی هیئت و روضه است؟ یا آنکه عدهای با تقطیع معنایی سخنان او، ترجیح دادهاند بهجای فهم مسئله، از آن جنجال بسازند؟
مقصود حجتالاسلام محمد شجاعی روشن است: عزاداری را در خیابان انجام دهید!
حرف روشن است؛ وقتی حضور خیابانی مردم برای دفاع از کشور و نظام اسلامی ضرورتی جدی پیدا میکند، نمیتوان به بهانه هیچ برنامه دیگری، از اهمیت این حضور غافل شد. مسئله، انتخاب میان عزاداری و بیاعتنایی به عزاداری نیست؛ مسئله، تشخیص اولویت در موقعیتی است که غیبت مردم از صحنه میتواند پیام خطرناکی به دشمن مخابره کند.
خیابانِ خلوت، آن هم در شرایطی که دشمن مترصد فرصت برای ایجاد آشوب و فتنهانگیزی است، صرفاً یک تصویر ساده از کاهش جمعیت نیست. چنین وضعیتی میتواند محاسبات دشمن را تغییر دهد و او را به آزمودن سناریوهایی برای تضعیف یا براندازی نظام اسلامی امیدوار کند. آیا کسانی که این خطر را نادیده میگیرند، به پیامدهای احتمالی آن برای همان شعائری فکر کردهاند که امروز سنگ دفاع از آنها را به سینه میزنند؟
هیئت و عزاداری حضرت زهرا(س) جزئی از هویت دینی و فرهنگی جامعهاند؛ اما حفظ این شعائر نیز در خلأ اتفاق نمیافتد. اگر امنیت و ثبات کشور و نظامی که بستر برگزاری این مراسم است به خطر بیفتد، طبیعتاً هیچیک از این عرصهها از پیامدهای آن مصون نخواهند ماند.
اتفاقاً دفاع از شعائر، گاهی اقتضا میکند که انسان از قالب آشنای عزاداری فراتر برود و در صحنهای حاضر شود که مصلحتی مهمتر آن را ایجاب میکند. نمیتوان هر انتقادی از شیوه عزاداری یا اولویتگذاری در ایام فاطمیه را به مخالفت با حضرت زهرا(س) تعبیر کرد.
پیش از آنکه محمد شجاعی را به ستیز با عزاداری متهم کنیم، بد نیست یک بار دیگر سخنش را بشنویم؛ شاید مسئله نه دشمنی با روضه، بلکه هشدار درباره غفلت از اولویتی باشد که نادیده گرفتنش میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر داشته باشد.