فیلم بلند داستانی «علت مرگ نامعلوم» که برزگر تهیه‌کننده آن بود، نماینده ایران در اسکار شد و این بار نیز اثر کوتاهش راهی آکادمی شده است. از سوی دیگر، برادر این تهیه‌کننده و کارگردان، یعنی جمشید برزگر، هم تحلیلگر رسانه‌های خارجی و حامی حملات نظامی علیه ایران است. همچنین یوسف کارگر، کارگردان فیلم، پیش‌تر متهم به کپی‌برداری آثار خارجی بود و انجمن سینمای جوان هم این مسئله را تأیید کرده بود. اعطای جایزه به این فرد نشان می‌دهد برگزارکنندگان به اعتبار جشنواره اهمیت نمی‌دهند و حاضرند حتی برای انجام این مورد، صابون حذف از ساختار آکادمی اسکار را به تنشان بمالند. این رویکرد نگران‌کننده پرسش‌های زیادی را درباره معیارهای داوری و جهت‌گیری‌های پنهان جشنواره ایجاد کرده است.

انتخاب فیلم «مزامیر اندوه» به‌عنوان برنده جایزه بزرگ چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، زنگ خطری جدی برای آینده این رویداد فرهنگی است. جشنواره‌ای که قرار بود صدای هنرمندان مستقل و بازتاب‌دهنده واقعیت‌های اجتماعی باشد، این بار در برابر بحران‌های ملی و منطقه‌ای خاموش ماند. عدم پرداختن به موضوعاتی مانند جنگ‌های اخیر یا تحولات سیاسی داخلی، شکاف عمیقی میان جشنواره و مخاطبان آگاه ایجاد کرده است.

مردم انتظار داشتند سینمای کوتاه، سریع‌ترین واکنش را به رخدادهای سرنوشت‌ساز نشان دهد، اما سکوت سنگین برگزارکنندگان، نوعی بی‌تفاوتی عمدی را تداعی می‌کند. تمرکز اصلی مخالفت‌ها بر ترکیب عوامل سازنده فیلم برنده استوار است.

مجید برزگر، چهره‌ای شناخته‌شده در سینمای ایران، سال‌هاست که نقشی دوگانه ایفا می‌کند. از یک سو، او همواره به‌عنوان منتقد تندوتیز جمهوری اسلامی و سیاست‌های فرهنگی آن معرفی شده و بارها مخالفت صریح خود را با ساختار حاکم ابراز کرده و از سوی دیگر، در بزنگاه‌های حساس، همیشه نزدیک‌ترین فرد به نهادهای رسمی بوده و از امتیازات دولتی بهره‌مند شده است. سابقه حضور فیلم بلند «علت مرگ نامعلوم» او به‌عنوان نماینده ایران در اسکار در سال گذشته، گواه همین تناقض آشکار است. اکنون نیز با فیلم کوتاه جدید، دوباره مسیر خروجی رسمی را طی می‌کند. پیشینه خانوادگی برزگر نیز ابهامات را افزایش می‌دهد. او برادر جمشید برزگر است؛ شخصی که ریاست بخش فارسی دویچه‌وله، تحلیلگری در بی‌بی‌سی و سردبیری وب‌سایت رادیو فردا را بر عهده داشته است.

این رسانه‌ها بارها به‌عنوان ابزارهای نفوذ فرهنگی و سیاسی علیه ایران شناخته شده‌اند و جمشید برزگر هم از طرفداران سرسخت حملات نظامی غرب به کشور محسوب می‌شود. این پیوند خویشاوندی و ایدئولوژیک، سؤال‌های زیادی را درباره انگیزه‌های پشت پرده تولید چنین آثاری مطرح می‌کند. آیا جشنواره فیلم کوتاه تهران صرفاً یک رویداد هنری است یا بستری برای تکریم جریان‌هایی که هم‌زمان ضدحاکمیت و بهره‌مند از منابع حاکمیتی هستند؟

بخش دیگر ماجرا به کارگردان فیلم، یوسف کارگر، بازمی‌گردد. چند سال پیش، اتهام سنگینی درباره کپی‌برداری غیراخلاقی از آثار خارجی علیه او مطرح شد. انجمن سینمای جوان ایران در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ اطلاعیه‌ای رسمی صادر کرد. در این سند، ضمن تبرئه خود از هرگونه مسئولیت مستقیم، صراحتاً تأیید شد که یوسف کارگر مرتکب این فعل ناشایست شده و به‌شدت محکوم گردیده است.

این پرونده ممکن است کار هر فیلمسازی را تمام کند، اما چگونه ممکن است جشنواره‌ای که مدعی ارتقای کیفیت و اخلاق در سینمای کوتاه است، جایزه اصلی خود را به فردی بدهد که پیش‌تر به سرقت هنری متهم و محکوم شده است؟ این تصمیمات نشان می‌دهد که داوران و برگزارکنندگان جشنواره، اولویت‌های خود را کاملاً تغییر داده‌اند. اعتبار فنی، اصالت اخلاقی و پاسخ‌گویی به نیازهای روز جامعه، جایشان را به روابط خاص و جناح‌بندی‌های پنهان سپرده است. ترس از اینکه آثار منتخب توسط آکادمی اسکار یا سایر نهادهای غربی پذیرفته نشوند، ظاهراً انگیزه اصلی آن‌ها نیست؛ بلکه هدف، تثبیت جایگاه افرادی است که با وجود نقد لفظی، عملاً در مدار قدرت رسمی حرکت می‌کنند.