نویسنده : محسن پوردادفر
اظهارات تازه پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، درباره هزینههای سنگین جنگ علیه ایران، بار دیگر پیامدهای واقعی سیاستهای نظامی آن را آشکار کرده است. سانچز با انتقاد از تکرار تجربه فاجعهبار عراق، میگوید اسپانیا بهای تصمیمی را میپردازد که در اتخاذ آن نقشی نداشته است. او از هزینه بیش از ۱۰۰ میلیارد یورویی جنگ برای اروپا سخن گفته و همزمان تأکید کرده است که جریان راست افراطی، با وجود حمایتهای خارجی، در برابر نیروی امید و اراده مردم شکست خواهد خورد.
سانچز در اظهاراتی با اشاره به تجربه جنگ عراق، اعتراف کرد که اروپا با سادهلوحی تصور میکرد یک متحد بزرگ و مدعی دموکراسی مانند آمریکا، اشتباهات گذشته خود را تکرار نخواهد کرد. به گفته او، واشنگتن این بار به جای مداخله در عراق، در ایران مداخله کرده و اروپاییها اکنون باید هزینههای این تصمیم را از جیب خود بپردازند.
نخستوزیر اسپانیا رقم این هزینه را بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو اعلام کرده است؛ رقمی که به گفته او، بیش از دو برابر بودجه سیاست مشترک کشاورزی اتحادیه اروپاست؛ بودجهای که برای حمایت از کشاورزان، دامداران و بخش شیلات اختصاص مییابد. این مقایسه، ابعاد اقتصادی جنگ را از سطح محاسبات نظامی فراتر میبرد و به حوزهای میکشاند که مستقیماً با زندگی روزمره شهروندان اروپایی ارتباط دارد.
سانچز همچنین اعلام کرده است که دولت اسپانیا برای حمایت از شهروندان و بخشهای آسیبدیده، بستهای با ارزش بیش از ۱۲ میلیارد یورو را در کنگره تصویب کرده است. همین تصمیم نشان میدهد که تبعات جنگ، دولتها را ناچار میکند منابعی را که میتوانست صرف توسعه، خدمات عمومی و حمایت اجتماعی شود، برای مهار آثار یک بحران نظامی هزینه کنند.
تجربه عراق، افغانستان و اکنون جنگ علیه ایران، بار دیگر این پرسش را در برابر افکار عمومی اروپا قرار داده است که چرا تصمیمات واشنگتن باید به معیاری برای تعیین سرنوشت امنیتی و اقتصادی قاره اروپا تبدیل شود.
بخش دیگر سخنان سانچز به عرصه رقابت سیاسی در اروپا مربوط میشود. او با اشاره به تجمع چهرههای راستگرای افراطی در اسپانیا، از جمله خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، و جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، این پرسش را مطرح کرده است که چرا جریان راست افراطی چنین توجهی به اسپانیا نشان میدهد. پاسخ او این است که اسپانیا میتواند نمونهای از امکان پیشبرد جامعه بر پایه امید، به جای نفرت، باشد.
سانچز با اشاره به تجربه برزیل و بازگشت لولا داسیلوا به قدرت، تأکید کرده است که اگر برزیل توانسته در برابر جریان راستگرای افراطی مسیر سیاسی متفاوتی را دنبال کند، اسپانیا نیز میتواند چنین کند.
اکنون سانچز با دو پیام همزمان وارد میدان شده است: نخست اینکه جنگ علیه ایران هزینهای سنگین بر اقتصاد اروپا تحمیل کرده و باید به آن پایان داد. دوم اینکه آینده سیاسی اسپانیا نباید در چارچوب نسخهای رقم بخورد که جریانهای راستگرای مورد حمایت آمریکا برای آن تجویز میکنند.
حاصل این وضعیت نیز برای مردم اروپا روشن است. اعتراضات گسترده در اروپا به این دلیل که چرا باید هزینه جنگی را بپردازند که تصمیمگیرندگان اصلی آن در هزاران کیلومتر دورتر نشستهاند، کاملاً عقلانی است. اگر قرار است امنیت و رفاه شهروندان معیار سیاستگذاری باشد، مخالفت با جنگ و جلوگیری از تکرار تجربههای شکستخورده گذشته، ضرورتی است که صورتحساب سنگین جنگ، هر روز اهمیت آن را بیشتر آشکار میکند.