نویسنده: مسعود حنیفی
دولت ترکیه در سالهای اخیر با بهرهگیری از ابزارهای قانونی و قضایی، فضای سنگینی بر ادبیات این کشور حاکم کرده است که الیف شافاک، نویسنده سرشناس «ملت عشق»، آن را بهشدت مورد انتقاد قرار داده است. این فشارها عمدتاً از طریق طرح دادخواستهای گسترده علیه نویسندگانی صورت میگیرد که در آثار خود به موضوعات حساس اجتماعی مانند خشونت جنسی علیه زنان و کودکان پرداختهاند. مقامات قضایی به جای اقدام مؤثر برای مقابله با این خشونتها، خالقان داستان را هدف بازجویی و اتهامزنی قرار میدهند تا صدای منتقدان را خاموش کنند.
یکی از بارزترین نمونههای این سانسور سیستماتیک، محاکمه شافاک به جرم اهانت به هویت ملی ترکیه است که ریشه در محتوای رمانهای او دارد.
در این رویکرد حتی شخصیتهای داستانی نیز مسئول شناخته میشوند و کلمات آنها بهعنوان مجرمانه تفسیر میگردد. این روند نهتنها خود نویسنده، بلکه مترجمان و ناشران آثار او را نیز درگیر پروندههای کیفری و تهدیدهای حبس میکند. چنین سیاستهایی باعث شده است بسیاری از چهرههای فرهنگی برای حفظ آزادی بیان خود مجبور به زندگی در تبعید شوند و فاصلهای طولانی از وطنشان بگیرند. فشار بر ناشران نیز یکی دیگر از ابعاد مهم این محدودیتهاست که منجر به لغو مجوز چاپ برخی کتابها یا ایجاد ترس در بازار نشر شده است.
دولت با استفاده از قوانین مبهم و دستکاریشده، مرزهای مجاز نوشتن را بهطور مداوم تنگتر میکند و نویسندگان را در موقعیتی دوگانه قرار میدهد؛ یا باید خودسانسوری کنند یا با پیامدهای سنگین حقوقی روبهرو شوند. این فضای امنیتی باعث کاهش تنوع آرای سیاسی و اجتماعی در ادبیات معاصر ترکیه شده و خلاقیت هنری را تحت تأثیر منفی قرار داده است. به گفته شافاک، این برخوردها نشاندهنده نگرانی عمیق حاکمیت از قدرت ادبیات در افشای حقایق تلخ جامعه است.
وقتی یک رماننویس بابت اشاره به مسائل تاریخی یا اجتماعی به دادگاه کشیده میشود، پیامی روشن به سایر همکارانش ارسال میگردد که هرگونه نقد سازنده ممکن است هزینه شخصی بالایی داشته باشد. بنابراین، دولت ترکیه با ترکیبی از تهدیدهای قضایی، فشارهای اقتصادی بر ناشران و ایجاد جو روانی رعب، سعی در کنترل روایتهای رسمی تاریخ و هویت ملی دارد. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت سکوت ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت به فرسایش سرمایه اجتماعی و فرهنگی کشور منجر خواهد شد.