نویسنده: محسن پوردادفر
آنچه امروز در الخلیل کرانه باختری رخ داد، جدا از سالها اشغالگری، تحقیر، سرکوب و خشونت سازمانیافته علیه ملت فلسطین نیست. عملیات مسلحانهای که به کشته شدن دو نظامی رژیم صهیونیستی انجامید، در شرایطی اتفاق افتاد که فلسطینیان در غزه زیر آوار جنگ و ویرانی زندگی میکنند، در کرانه باختری با یورشهای نظامی و حملات شهرکنشینان مواجهاند و در قدس اشغالی نیز محدودیتهای مکرر علیه نمازگزاران و دسترسی مسلمانان به مسجدالاقصی را تجربه میکنند.
جنگ و عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در غزه، تخریب گسترده خانهها و زیرساختها و آوارگی هزاران خانواده، وضعیت خشم و احساس بیپناهی را در جامعه فلسطینی عمیقتر کرده است. وقتی خانه و زندگی یک خانواده ویران میشود، وقتی کودکان و غیرنظامیان قربانی حملات میشوند و وقتی افق روشنی برای پایان اشغال و محاصره وجود ندارد، زمینه اجتماعی برای تداوم مقاومت نیز از میان نمیرود.
در کرانه باختری نیز فلسطینیان با گسترش شهرکسازی، تصرف زمینها، یورش به خانهها، بازداشتها و محدودیتهای رفتوآمد روبهرو هستند. مسجدالاقصی نیز به یکی از کانونهای اصلی تنش تبدیل شده است؛ جایی که هر محدودیت علیه نمازگزاران فلسطینی، فراتر از یک اقدام امنیتی، بهعنوان تعرض به حقوق دینی و ملی آنان تلقی میشود.
گزارش شبکه سیانان درباره افزایش خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری، تصویری روشن از شرایطی ارائه میدهد که فلسطینیان در آن زندگی میکنند. این گزارش از حمله به خانهها، شکستن پنجرهها، آتش زدن منازل و ضربوشتم فلسطینیان در روستاهای قصره و جالود سخن میگوید؛ حملاتی که به گفته گزارشگر سیانان، بیش از دو دهه است زندگی مردم این مناطق را تحت تأثیر قرار داده است.
در یکی از تکاندهندهترین بخشهای گزارش، محمود طوباسی، فلسطینی قربانی حملات شهرکنشینان، میگوید سه ماه پیش شهرکنشینان او را مجبور کردند خانهای را که برای خانوادهاش ساخته بود، ترک کند. او در پاسخ به این سؤال که اگر بازگردد چه اتفاقی برایش میافتد، میگوید: «آنها مرا خواهند کشت.»
سیانان همچنین گزارش میدهد که بیش از صد شهرکنشین به خانه این خانواده حمله کردند، سنگ پرتاب کردند و آتش افروختند؛ در حالی که نیروهای ارتش اسرائیل با وجود اعزام به محل، نتوانستند یا نخواستند مهاجمان را متوقف کنند. این گزارش از افزایش دوبرابری حملات علیه فلسطینیان طی سه سال گذشته و پایین بودن میزان پیگرد قضایی پروندههای خشونت یهودیان علیه فلسطینیان نیز خبر میدهد.
در چنین شرایطی، تصور شهرکنشین بهعنوان فردی عادی و غیرسیاسی که صرفاً در محل سکونت خود زندگی میکند، با واقعیت میدانی فاصله دارد. در چنین بستری، عملیات دیروز الخلیل را باید در چارچوب گستردهتر بحران اشغالگری و چرخه خشونتی دید که سالهاست ادامه دارد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که تشدید محدودیتها و مجازات جمعی، لزوماً به پایان مقاومت منجر نمیشود، بلکه میتواند خشم عمومی را عمیقتر و چرخه درگیری را پیچیدهتر کند. نمیتوان از یک سو خانههای فلسطینیان را در آتش دید، زمینهای آنان را در معرض تصرف یافت و راههای رفتوآمدشان را مسدود کرد و از سوی دیگر انتظار داشت که مسئله فلسطین صرفاً با اقدامات امنیتی حلوفصل شود.
رژیم صهیونیستی باید بداند که این حرکتها و عملیاتهای استشهادی و مقاومتی با بمباران و حمله هیچگاه به پایان نخواهد رسید. مقاومت در سراسر فلسطین از دل مردمی بیرون آمده است که بیش از صد سال با حمایتهای آمریکا و بریتانیا از این رژیم، مورد ظلم قرار گرفتهاند. لذا رژیم صهیونیستی روزبهروز باید منتظر ضربههای بیشتر و بزرگتری از سوی مقاومت باشد.