نویسنده: پدرام حسینی

در سال‌های اخیر دو ابهام بنیادین، ذهن افکار عمومی ایران را آشفته کرده است. ابهام نخست، تجربه‌ای روشن است: جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه حضور نظامی، غیرنظامی و جاسوسی رژیم صهیونیستی را در همسایگی و نزدیک مرزهای خود تحمل نکرده و نخواهد کرد. مصداق زنده این اصل، حملات موشکی پی‌درپی به مقرهای موساد و پایگاه‌های تجزیه‌طلبان کرد در اقلیم کردستان عراق و نیز ضربات دقیق به مراکز موساد و سیا در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در جریان جنگ تحمیلی ۳۹روزه بود. ایران نشان داد که خط قرمز امنیت ملی‌اش، فاصله چندکیلومتری با تل‌آویو نیست؛ بلکه هر نقطه نزدیک به خاکش است.

اما در نقطه مقابل، ابهام دوم چون زخمی کهنه باز می‌شود. علی‌رغم اذعان صریح مقامات باکو و اسرائیل به روابط راهبردی عمیق میان دو طرف، علی‌رغم گزارش اختصاصی شبکه سی‌ان‌ان از استقرار تیم‌های عملیات ویژه، پهپادی و نظامی اسرائیل در جنوب جمهوری آذربایجان و در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری تبریز، و علی‌رغم گزارش‌های متعدد مردمی از استفاده اسرائیل از حریم هوایی باکو برای حمله به شمال ایران و تهران، هیچ نشانه بازدارنده‌ای از برخورد جدی با شیطنت‌های دیکتاتور باکو، الهام علی‌اف، دیده نمی‌شود.

سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه گزارش داده که در جریان جنگ اخیر، نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل به‌طور محرمانه در چند نقطه جنوبی جمهوری آذربایجان مستقر شده بودند؛ بخشی از شبکه‌ای گسترده‌تر از پایگاه‌های مخفی در خاورمیانه برای پشتیبانی عملیات علیه ایران. واحدهای کماندویی و نیروهای اطلاعاتی، مأموریت جمع‌آوری اطلاعات و عملیات پهپادی را اجرا می‌کردند و فعالیت‌های نظامی شمال ایران را از نزدیک رصد می‌نمودند. تبریز هدف قرار گرفت، اما باکو همچنان در سایه سکوت ماند.

الهام علی‌اف بر کشوری کاملاً شیعه حکومت می‌کند؛ کشوری که سرزمین‌های شمالی رود ارس و میراث تاریخی ایران است و در حالی که هیچ‌گاه جز آذربایجان نبوده، امروز با نام جعلی دست‌ساز شوروی، یعنی «جمهوری آذربایجان»، خوانده می‌شود. او از هیچ رذالت و خیانتی در قبال ایران دریغ نکرده است. تنها راه زمینی میان خاک اصلی باکو و نخجوان از خاک ایران می‌گذرد، اما او نزدیک به شش سال مرزهای زمینی را یک‌طرفه بست و جزو نخستین کشورهایی بود که با تحریم هوایی ایران همراهی کرد. حتی فشار مذهبی بر جمعیت شیعه را نیز به اوج رساند و در تازه‌ترین اقدام، حجاب را برای دانش‌آموزان در یک کشور شیعی ممنوع اعلام کرد.

پرسش بزرگ و تلخ اینجاست: چرا با جمهوری باکو تا این حد مماشات می‌شود؟ چرا علی‌رغم دشمنی آشکار و خباثت حاکمان فاسد آن، اقدامی هم‌سنگ تعهد ایران نسبت به شیعیان در سایر کشورها دیده نمی‌شود؟ تحلیل‌گران این سکوت را بیش از هر چیز به نفوذ بالای لابی باکو در لایه‌های سیاسی ایران نسبت می‌دهند. پایان این مماشات و قطع روابط دوستانه عجیب مسعود پزشکیان با خاندان فاسد الهام علی‌اف، امروز به یکی از مهم‌ترین مطالبات ملت ایران بدل شده است. امنیت ملی ایران با تعارف و مصلحت‌اندیشی‌های قومیتی قابل معامله نیست. تجربه ثابت کرده گرچه پزشکیان علی‌اف را دوست می‌پندارد، ولی قطعاً علی‌اف نتانیاهو را بیشتر از پزشکیان دوست خود می‌داند.