نویسنده: وحید ناظری

اکران «حاشیه» ساخته محمد علیزاده‌فرد، فارغ از اینکه درباره کیفیت نهایی فیلم چه قضاوتی داشته باشیم، یک نکته مهم‌تر را دوباره پیش چشم سینمای ایران می‌گذارد: سینمای ما بیش از هر چیز به فیلم‌هایی نیاز دارد که بتوانند مخاطب را با خود به سالن سینما ببرند و در عین حال حرفی درباره زندگی، خانواده و جامعه داشته باشند.

«حاشیه» از یک ماجرای ساده و قابل فهم شروع می‌کند؛ گم شدن کودکان در حاشیه شهر و تلاش خانواده‌ها برای پیدا کردن آن‌ها. همین انتخاب، فیلم را به سمت یک قصه معمایی و پرتعلیق می‌برد؛ قصه‌ای که مخاطب عام هم می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. در کنار آن، فیلم سراغ موضوعاتی مانند فقر، حاشیه‌نشینی، آسیب‌پذیری کودکان و فشار اقتصادی بر خانواده‌ها می‌رود. حتی کارگردان نیز گفته است ایده اولیه فیلم از یک پرونده واقعی درباره ناپدید شدن کودکان الهام گرفته شده است.

این همان الگویی است که سینمای ایران در سال‌های اخیر کمتر به سراغش رفته است: فیلمی که هم قصه دارد، هم شخصیت، هم مسئله اجتماعی و هم امکان تماشای خانوادگی. نمونه‌های موفق این الگو را پیش‌تر در آثاری مانند «خواهران غریب» و «مهر مادری» دیده‌ایم؛ فیلم‌هایی که موضوعات انسانی و تربیتی را در دل قصه و سرگرمی به مخاطب منتقل می‌کردند و فقط برای قشر محدودی از تماشاگران ساخته نشده بودند.

اتفاقاً در سینمای غرب نیز بخش مهمی از سینمای خانوادگی بر همین اساس شکل گرفته است؛ آثاری که سرگرمی، تربیت، اخلاق و مناسبات خانوادگی را در یک بسته روایی جمع می‌کنند. چنین فیلم‌هایی ظرفیت تلویزیونی بالایی هم دارند و می‌توانند پس از اکران، زندگی دوم خود را روی آنتن پیدا کنند.

بنابراین مسئله فقط «حاشیه» نیست؛ مسئله احیای یک گونه فیلم‌سازی است. نهادهای فرهنگی اگر قرار است برای سینما هزینه کنند، لازم نیست همیشه سراغ پروژه‌های عظیم و پرخرج بروند. گاهی یک قصه خوب درباره یک خانواده، یک کودک و یک مسئله واقعی، می‌تواند هم اثرگذارتر باشد و هم مخاطب بیشتری پیدا کند.