نویسنده: مسعود حنیفی

حمید نعمت‌الله این بار با آخرین اثرش به سراغ جهانی رفته که در آن دیده‌شدن، شهرت و جلب توجه به سرمایه، قدرت و ابزار سلطه تبدیل شده‌اند. انتخاب این موضوع هوشمندانه است. مسئله‌ای کاملاً معاصر که می‌تواند زمینه یک درام اجتماعی تند و چندلایه باشد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که فیلم نمی‌تواند این ایده را به‌اندازه کافی دراماتیزه کند.

روایت با شخصیت‌هایی متعدد و خواسته‌هایی متفاوت شکل می‌گیرد، اما هرچه پیش می‌رود، خرده‌روایت‌ها به جای آنکه در خدمت خط اصلی داستان قرار بگیرند، آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. مناسبات پیرامون شخصیت لیلا ــ شخصیت اصلی ــ هرکدام بالقوه ظرفیت یک خط داستانی مستقل دارند، اما فیلم در اتصال آنها به یکدیگر دچار مشکل می‌شود. نتیجه، روایتی است که به جای حرکت متمرکز به سوی یک بحران، مرتب مسیر خود را تغییر می‌دهد.

این پراکندگی مستقیماً به شخصیت‌پردازی هم آسیب زده است. بسیاری از آدم‌های فیلم بیش از آنکه شخصیت‌هایی با جهان درونی مشخص باشند، حامل یک کارکرد روایی یا نماد اجتماعی‌اند. می‌دانیم چه می‌خواهند، اما همیشه نمی‌فهمیم چرا دقیقاً چنین رفتاری از آنها سر می‌زند. به همین دلیل، بعضی موانع داستانی به جای آنکه حاصل برخورد طبیعی آدم‌ها با یکدیگر باشند، شبیه ابزارهایی برای جلو بردن فیلمنامه به نظر می‌رسند.

مسئله دیگر، ریتم است. فیلم در بخش‌هایی بیش از اندازه در موقعیت‌هایی می‌ماند که تنش تازه‌ای تولید نمی‌کنند و در بخش‌هایی دیگر، از اتفاقاتی که می‌توانستند منشأ تعلیق و کشمکش شوند، با سرعت عبور می‌کند. طول فیلم نیز زمانی مسئله‌ساز می‌شود که هر دقیقه اضافه نتواند به شناخت شخصیت یا افزایش بحران منجر شود و نتیجه، دقایقی بسیار کسالت‌بار در فیلم است.

مسئله اصلی «بُت» فقدان ایده نیست؛ برعکس، فیلم بیش از آنکه ایده کم داشته باشد، از زیادی ایده آسیب می‌بیند. نعمت‌الله می‌خواهد هم درباره شهرت مجازی حرف بزند، هم پول، قدرت، تنهایی، میل به دیده‌شدن و استثمار انسان در اقتصاد توجه. اما این مفاهیم همیشه به تجربه شخصیت‌ها تبدیل نمی‌شوند. «بُت» می‌خواهد درباره انسان‌هایی باشد که در جهان امروز به کالا تبدیل می‌شوند؛ اما برای رسیدن به این گزاره، بیش از آنکه شخصیت بسازد، موضوعات را کنار هم می‌چیند. نتیجه، فیلمی بلندپرواز است که در سطح ایده جذاب‌تر از سطح درام باقی می‌ماند.