اهمیت انتخابات میاندورهای آمریکا و تأثیر آن بر تأمین مالی جنگ علیه ایران را چگونه میبینید؟
انتخابات میاندورهای آمریکا از این جهت اهمیت دارد که در صورت پیروزی دموکراتها با اختلاف قابل توجه، موضوع تأمین بودجه جنگ میتواند با چالشهای جدی مواجه شود؛ زیرا تأمین مالی جنگ نیازمند تصویب کنگره است. در شرایط کنونی، یکی از مهمترین محورهای انتقاد دموکراتها از جمهوریخواهان، جنگ علیه ایران است. آنان معتقدند این جنگ هزینههای سنگینی به آمریکا تحمیل کرده، موجب افزایش قیمت بنزین شده و افزایش قیمت سوخت نیز بر بهای سایر کالاها تأثیر گذاشته است؛ درحالیکه نتایج مورد انتظار از این جنگ حاصل نشده است. در چنین شرایطی، نمایندگانی که با شعار مخالفت با جنگ علیه ایران وارد کنگره شدهاند، اگر پس از چند روز یا چند هفته بخواهند بودجه ادامه همان جنگ را تأمین کنند، با تناقضی آشکار مواجه خواهند شد. هرچه اختلاف تعداد کرسیهای دموکراتها و جمهوریخواهان بیشتر باشد، احتمال تصویب نشدن بودجه جنگ نیز افزایش مییابد. در مقابل، اگر این اختلاف اندک باشد، لابی اسرائیل از نفوذ کافی در میان نمایندگان حزب دموکرات برخوردار است و میتواند تعدادی از آنان را با تأمین مالی جنگ همراه کند. چند ماه پیش، ترامپ درخواست بودجهای معادل ۱.۵ تریلیون دلار برای وزارت دفاع آمریکا ارائه کرد؛ درحالیکه بودجه متعارف پنتاگون معمولاً بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار بوده است. با وجود آنکه اکثریت کنگره آمریکا در اختیار جمهوریخواهان بود، این درخواست به تصویب نرسید. بر اساس خبری که روز گذشته منتشر شد، دولت ترامپ و جمهوریخواهان کنگره توافق کردهاند که رقم ۱.۱ تریلیون دلار مبنای بررسی بودجه قرار گیرد. این مسئله نشان میدهد که حتی نمایندگان جمهوریخواه نیز در مباحث بودجهای دیدگاهها و ملاحظات مستقلی دارند و لزوماً تمامی درخواستهای ترامپ را تأیید نمیکنند.
آیا موضوع دیگری غیر از بودجه هم میتواند کنگره را در تقابل با ترامپ قرار دهد؟
کنگره آمریکا نهتنها در تأمین بودجه، بلکه در نظارت بر مقامات قوه مجریه نیز از اختیارات گستردهای برخوردار است. این اختیارات شامل بررسی و تأیید صلاحیت وزرا، معاونان وزرا و سایر مقامات ارشد میشود. در تاریخ آمریکا نیز بهصورت سنتی، بسیاری از جنگها با تصمیم رئیسجمهور، بهعنوان فرمانده کل قوا، آغاز شدهاند؛ اما پایان آنها تحت تأثیر مداخله کنگره قرار گرفته است.
رئیسجمهوری که آغازکننده جنگ بوده، معمولاً برای پایان دادن به آن با دشواری سیاسی مواجه میشود. در چنین شرایطی، کنگره میتواند با قطع یا محدود کردن بودجه، زمینه توقف جنگ را فراهم کند. یکی از نمونههای تاریخی این موضوع، ماجرای ایران–کنترا در دوره ریاستجمهوری رونالد ریگان است. دولت ریگان قصد داشت از نیروهای کنترا در نیکاراگوئه حمایت مالی کند؛ اما کنگره با این اقدام مخالف بود و منابع مالی مربوط به آن را قطع کرد. در نتیجه، دولت ریگان برای دور زدن محدودیتهای کنگره و تأمین منابع مالی مورد نیاز، به اقداماتی متوسل شد که به ماجرای ایران–کنترا انجامید. ازاینرو، حتی اگر سنا همچنان در اختیار جمهوریخواهان باقی بماند، اما اکثریت مجلس نمایندگان به دموکراتها واگذار شود، دولت برای تأمین بودجه جنگ به رأی مجلس نمایندگان نیاز خواهد داشت؛ رأیی که در چنین شرایطی بهآسانی در دسترس نخواهد بود.
عملکرد ایران در تشدید یا کاهش محدودیتهای دولت ترامپ را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر ترامپ بتواند نمایندگان کنگره را متقاعد کند که کنترل تحولات مربوط به ایران را در اختیار دارد، سیاستهای ایران را مدیریت میکند و ادامه وضعیت موجود خطر جدی برای نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه ایجاد نخواهد کرد، احتمال همراهی نمایندگان با سیاستهای او افزایش مییابد. باید توجه داشت که نمایندگان دموکرات نیز مواضع ضدایرانی دارند. مخالفت آنان زمانی شدت میگیرد که سیاست دولت ترامپ مشکلات جدی و هزینههای قابل توجهی ایجاد کند. در مقابل، اگر این سیاست بدون هزینههای سنگین ادامه یابد، ممکن است دستکم بخشی از دموکراتها نیز با آن همراه شوند. از این منظر، طرف ایرانی نباید صرفاً تماشاگر تحولات داخلی آمریکا باشد. چهل روز پس از آنکه ترامپ رهبر ایران را به شهادت رساند، هیئت ایرانی در سطحی بالاتر در اسلامآباد با هیئت آمریکایی دیدار مستقیم انجام داد. پیامی که از این دیدار مخابره شد، از منظر سیاسی قابل توجه بود؛ زیرا چنین برداشتی میشد که حتی پس از کشته شدن رهبر ایران، طرف ایرانی همچنان برای مذاکره و ارائه امتیاز آمادگی دارد. مقامات ایرانی نمیتوانند هر روز و گاهی چند بار در روز، از آمادگی برای مذاکره سخن بگویند و به طرف آمریکایی این پیام را منتقل کنند که همچنان برای ارائه امتیاز آمادهاند.
اساساً مذاکره واقعی با دولت کنونی آمریکا امکانپذیر نیست؛ زیرا افرادی که امروز در کاخ سفید حضور دارند، همان جریانهایی هستند که طی سالهای گذشته بر ضرورت خودداری از دستیابی به تفاهم با ایران تأکید کردهاند. بنابراین، اگر تفاوت جریانهای فکری و سیاستگذاری در آمریکا بهدرستی شناخته نشود و تصور شود که میتوان با این افراد به توافقی قابل افتخار دست یافت، نتیجه چنین برداشتی تداوم وضعیت کنونی «نه جنگ، نه صلح» خواهد بود. ازاینرو، ایران نباید اجازه دهد ترامپ بتواند خود را مدیر و کنترلکننده تحولات معرفی کند.
فاصله زمانی میان انتخابات و آغاز فعالیت کنگره جدید چه مخاطراتی برای ایران دارد؟
یکی دیگر از موضوعات مهم، فاصله زمانی حدود دوماهه میان برگزاری انتخابات میاندورهای و آغاز فعالیت کنگره جدید است. این دوره میتواند از منظر تحولات مربوط به ایران خطرناک باشد. یکی از دلایل این خطر آن است که ترامپ میداند در صورت دستیابی دموکراتها به اکثریت مجلس نمایندگان، که احتمال آن وجود دارد، تداوم پرونده ایران و طولانی شدن جنگ میتواند به یکی از ابزارهای فشار سیاسی علیه دولت او تبدیل شود. بنابراین، این احتمال وجود دارد که ترامپ در فاصله دوماهه میان انتخابات و آغاز فعالیت کنگره جدید، برای حلوفصل موضوع ایران یا تغییر شرایط موجود، برنامهریزی و اقدام کند. پیامی که باید به طرف آمریکایی منتقل شود، این است که نهتنها منابع نفتی ایران در دسترس آمریکا قرار نخواهد گرفت، بلکه سرمایهگذاریهای عظیمی که طی سالهای گذشته در جنوب خلیج فارس انجام داده و از آنها درآمدهای میلیاردی کسب کرده است نیز میتوانند در معرض خطر قرار گیرند. در واقع، آمریکا باید به این جمعبندی برسد که هزینه و ریسک ادامه سیاست کنونی بسیار بالا است. به همین دلیل، ضروری است که در شرایط کنونی، رئیسجمهور، رئیس مجلس و وزیر امور خارجه نیز از ادبیات و مواضع مشابه استفاده کنند و پیام واحدی را منتقل سازند. همچنین استفاده از عباراتی مانند «هم میجنگیم و هم مذاکره میکنیم» میتواند اثرگذاری مواضع پیشین را کاهش دهد؛ زیرا بلافاصله پس از بیان یک موضع بازدارنده، سخنانی مطرح میشود که عملاً پیام قبلی را خنثی میکند.
اختیارات رئیسجمهور آمریکا برای آغاز و ادامه جنگ تا چه اندازه است؟
رئیسجمهور ممکن است اختیار آغاز یک جنگ را داشته باشد، اما ادامه جنگ نیازمند تأمین منابع مالی است. امکان دارد دولت برای چند روز یا چند هفته، با جابهجایی بخشی از منابع مالی موجود در پنتاگون، هزینههای عملیات نظامی را تأمین کند؛ اما ادامه این وضعیت در بلندمدت امکانپذیر نیست. در این زمینه، قانون اختیارات جنگ نیز اهمیت دارد. اکنون شرایط میتواند تغییر کند و سازوکارهای قانون اختیارات جنگ فعالتر شوند. در چنین وضعیتی، ادامه بلندمدت سیاست جنگی علیه ایران میتواند با چالشهای جدی مواجه شود.
خطر تکرار تجربه های تلخ گذشته
یکی دیگر از دلایلی که ممکن است ترامپ را به اتخاذ تصمیمات اساسی در فاصله دوماهه پس از انتخابات ترغیب کند، احتمال مطرح شدن موضوع استیضاح او است. آغاز جنگ و نحوه اجرای قانون اختیارات جنگ میتواند به یکی از محورهای فشار بر ترامپ تبدیل شود. باید توجه داشت که طرف آمریکایی پروژهای چهارساله برای ایران طراحی کرده و اجرای این پروژه هنوز به پایان نرسیده است. بنابراین، اگر نسبت به تحولات پیشرو دقت کافی وجود نداشته باشد و از تجربههای تلخ گذشته درس گرفته نشود، خطرات جدی متوجه کشور خواهد شد.