نشانه‌های روزهای گذشته بیش از هر زمان دیگری یادآور فضای پیش از جنگ ۴۰روزه است؛ از یک سو پیام مذاکره و تحرک میانجی‌ها و از سوی دیگر تهدید، تحرک نظامی، عملیات سایبری و پروازهای شناسایی. واشنگتن بار دیگر همان سناریوی قدیمی را فریم به فریم روی میز گذاشته است؛ با این تفاوت که ایران تجربه دو جنگ را پشت سر گذاشته و نسبت به کارکرد پوششی «دیپلماسی فریب برای جنگ» حساس‌تر شده است. وال‌استریت ژورنال در همین زمینه مدعی شده است: «جی‌دی ونس به دستور دونالد ترامپ نامه‌ای برای سرلشکر محسن رضایی، مقام ارشد امنیتی ایران، ارسال و خواستار احیای مذاکرات شده است. براساس روایت این رسانه، هدف از این اقدام جلوگیری از احتمال حمله جدید آمریکا به ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای هفته آینده است.»

مطابق این گزارش، گفت‌وگوها فعلاً به جای یک طرح صلح مشخص، بر ایجاد چارچوب مذاکرات متمرکز است؛ واشنگتن امتیاز در پرونده هسته‌ای می‌خواهد. بلافاصله پس از انتشار این خبر، برخی فعالان رسانه‌ای مدعی شدند «پیام سطح بالایی» که اخیراً از آمریکا به ایران رسیده، هم «پیشنهاداتی» با «محورهای نشدنی» و هم «تهدیداتی» با «اهدافی بی‌ثمر» دارد. این فعالان رسانه‌ای در خصوص محتوای این نامه مدعی شدند: اگر آمریکا بر بازرسی از سایت‌های هسته‌ای بمباران‌شده و تأسیسات جدید از جمله فردو و «کوه کلنگ» و همچنین تحویل اورانیوم غنی‌شده ۶۰درصدی ــ که از خطوط قرمز رهبری جدید عبور می‌کند ــ اصرار کند و همزمان ایران را به جنگ پس از انتخابات کنگره تهدید کند، وقوع جنگ اجتناب‌ناپذیر خواهد شد. تعبیر معنادار این فعالان نیز آن بود که «برخی نامه‌ها پیش از آنکه حتی به مقصد برسند، پاسخ داده می‌شوند!»

فریب‌خوردگان کنار رفته‌اند

واشنگتن‌پست نیز در گزارشی مدعی شد پیام ونس به رضایی بر اولویت دادن به منافع آمریکا و ایران متمرکز بوده است. براساس این روایت، ونس گفته در مقابل، منفعت اصلی واشنگتن اطمینان یافتن از عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. ونس همچنین بر معرفی نمایندگان دارای اختیار برای مذاکره درباره مسائل هسته‌ای تأکید کرده است. واشنگتن‌پست می‌گوید کاخ سفید معتقد است فرصت دستیابی به توافق ممکن است رو به کاهش باشد و استانبول و دوحه دو مکان احتمالی برای دیدار ونس و سرلشکر رضایی هستند. حتی مقام‌های آمریکایی نزدیک به مذاکرات، براساس این گزارش، معتقدند تقابل با ایران به یک نقطه عطف حیاتی نزدیک شده است.

معنای سیاسی این نامه‌نگاری مهم است. وال‌استریت ژورنال از ارتباط ونس با سرلشکر رضایی خبر داده و واشنگتن‌پست نیز در روایت خود جایگاه رضایی را در ادامه مذاکرات برجسته کرده است. آمریکا تغییر در دید و کارگزاری مذاکرات ایران را مشاهده کرده است؛ تغییری که نقش سرلشکر رضایی و نگاه نزدیک‌تر به خطوط قرمز رهبری را پررنگ‌تر کرده و کارگزاری مذاکرات را از دست مسئولانی همچون محمدباقر قالیباف که در تفاهم شکست‌خورده اسلام‌آباد گرفتار فریب آمریکا شدند، تا حدودی خارج کرده است. در این میان عراقچی، وزیر خارجه برجامی وفاقی، با ذوق‌زدگی از «مذاکره جدید» در توئیتی نوشت: «ایران همچنان به دیپلماسی فرصت موفقیت می‌دهد. ما برای بررسی ایده‌هایی که بتواند طرح هفت‌روزه را حتی در کمتر از یک هفته اجرا کند، به ارتباط نزدیک و مستمر با واسطه‌ها ادامه می‌دهیم.»

نامه مذاکره؛ همزمان با نقشه حمله!

ماجرا وقتی معنادارتر می‌شود که در همان زمان، وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های آمریکایی و منابع مطلع گزارش داد برد کوپر، فرمانده سازمان تروریستی سنتکام، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، روز ۲۹ اکتبر در دیداری حضوری ترامپ را در جریان گزینه‌های نظامی برای حمله به ایران قرار داده‌اند. اهمیت ماجرا آنجاست که کوپر به‌ندرت حضوری با ترامپ ملاقات می‌کند و آخرین دیدار رودرروی آنها به ماه ژوئیه بازمی‌گردد. بنابراین درست در زمانی که نامه «مذاکره» راهی تهران می‌شود، گزینه‌های «حمله» نیز روی میز رئیس‌جمهور آمریکا قرار گرفته است.

همزمان تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه ترامپ برای سوریه و عراق، ۲۹ اکتبر در نشست شبکه CNN در دوحه، در سخنانی با قصد کنترل قیمت نفت و فریب بازارهای جهانی گفت واشنگتن و تهران به توافق بر سر فرآیندی برای کاهش تنش بسیار نزدیک شده‌اند. او از نقش قطر، پاکستان و متحدان آمریکا سخن گفت و اظهار داشت طرفین به نقطه‌ای نزدیک شده‌اند که بتوانند یک «تایم‌اوت» ایجاد کنند. باراک همچنین از پیشنهاد هفت‌روزه قطر به ایران و امید به برداشته شدن گام‌هایی طی دو هفته آینده سخن گفت. او اذعان کرد اعتماد از بین رفته و گفت: «وقتی همتایانمان را در ایران حذف می‌کنیم، برقراری ارتباط خیلی سخت‌تر می‌شود.» وی همچنین از مشکل ترامپ در فهم سازوکار تصمیم‌گیری داخل سپاه سخن گفت.

ترامپ میان «بدتر» و «بدترین»

سفرهای پرتعداد قطری‌ها به ایران نیز که در چارچوب تلاش برای کنترل تنش و در نتیجه مهار قیمت نفت به سود آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای مجلسین قابل تحلیل است، تاکنون نتوانسته خللی در تصمیم ایران ایجاد کند. فرامتن نامه ونس نیز روشن است: آمریکایی‌ها تاکنون از تهدید نتیجه نگرفته‌اند و تله میانجی‌ها نیز دیگر نه گره سیاسی واشنگتن را باز می‌کند و نه لزوماً می‌تواند نفت را آن‌گونه که ترامپ می‌خواهد پایین نگه دارد. از سوی دیگر، همان‌گونه که دبیر شورای عالی امنیت ملی اعلام کرده، ایران از مذاکرات شکست‌خورده اسلام‌آباد عبور کرده است.

در همین حال، برخی حملات سایبری، تلاش‌های هکری و تحرک جنگنده‌ها و پهپادهای شناسایی و رزمی آمریکا و اسرائیل پیرامون ایران، از نگاه تهران می‌تواند نشانه برداشتن آخرین گام‌های آماده‌سازی برای جنگ سوم باشد. در داخل نیز مطالبه تغییر دکترین بازدارندگی هسته‌ای هر روز بیشتر و پررنگ‌تر شده است؛ مطالبه‌ای که بر این محور استوار است که در صورت آغاز جنگی تازه، کشور نباید معطلی مشاهده‌شده در دو جنگ اخیر را تکرار کند و باید موضوع خروج فوری از NPT و حرکت به سمت سلاح بازدارنده اتمی را سریعاً اجرا و اعلام کند. در چنین فضایی، نامه مذاکره وقتی همزمان با نقشه حمله روی میز ترامپ قرار می‌گیرد، بخشی از همان صحنه‌ای است که ایران یک بار پیش از جنگ ۴۰روزه آن را دیده است.

تکرار فریم به فریم سناریوی قبل از جنگ

تقریباً تمامی قطعات پازل روزهای اخیر یک پیام مشترک دارند: واشنگتن بار دیگر مذاکره را همزمان با تشدید فشار نظامی جلو می‌برد. نامه ونس به رضایی، سخنان تام باراک، تحرکات قطر، طرح شروطی درباره اورانیوم ۶۰درصدی و تأسیسات هسته‌ای و همزمان ارائه گزینه‌های حمله به ترامپ، این گمان را تقویت کرده که آمریکا بار دیگر همان الگوی «مذاکره، تهدید و آماده‌سازی میدان» را به اجرا گذاشته است.