نویسنده: پدرام حسینی
دیدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای نشانههایی روشن از صورتبندی یک دکترین نظامی جدید دارد؛ دکترینی که اگر راهبرد رهبری شهید در جنگ ۴۰روزه، مفهوم «جنگ منطقهای» و گسترش میدان درگیری را عملاً پیش چشم جهان قرار داد، اکنون یک گام جلوتر رفته و بر برداشتن محدودیت جغرافیایی و عملیاتی از پاسخ ایران تأکید میکند.
کلیدواژه نخست، «بازدارندگی حداکثری» است. فرمانده کل قوا، «آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابله پرقدرت با دشمنان» را لازمه این بازدارندگی دانسته و مقرر کردهاند «هر سطح و نوعی از تهدید» با «پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» مواجه شود. سه مؤلفه فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی، در کنار یکدیگر معنای مشخصی دارند: دشمن دیگر نباید بتواند میان میدان آغاز حمله و جغرافیای دریافت پاسخ تفکیک قائل شود.
دستور بهروزرسانی «بانک اهداف» نیز مکمل همین منطق است. قرار گرفتن انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی-صهیونی در تیررس، یعنی محاسبه پاسخ صرفاً به پایگاه یا نقطهای که حمله از آن آغاز شده محدود نخواهد ماند. در چنین الگویی، اصل اساسی آن است که آغازکننده جنگ شاید بتواند زمان شلیک نخست را انتخاب کند، اما لزوماً قادر به تعیین جغرافیا، دامنه و پایان جنگ نخواهد بود.
این مفهوم در تصریح دیگر فرمانده کل قوا آشکار شد: اگر دشمن بار دیگر حملات نظامی یا تروریستی را آغاز کند، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و ملت ایران هستند که «زمان و شرایط پایان آن» را تعیین خواهند کرد. این گزاره، انتقال از منطق «دفع حمله» به منطق «تحمیل پایان جنگ» است.
در کنار آن، تأکید بر معماری اطلاعات نظامی، دفاع بومی در دو حوزه دکترین و تاکتیک، فناوریهای نوین و افزایش توانمندیهای روزآمد نشان میدهد حذف محدودیت جغرافیایی بدون ایجاد زیرساخت اطلاعاتی، شناسایی و تسلیحاتی ممکن نیست. گزارش فرماندهان از آمادگی در خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و مرزهای شمال غرب و جنوب شرق و نیز تولید چندبرابری مهمات و سلاحهای شناسایی، پشتیبانی و رزمی نیز در همین چارچوب قابل خواندن است.
اما ضلع دیگر این دکترین، «وحدت ساحات» است. قدردانی از جبهه مقاومت و توصیف وحدت ساحات بهعنوان متغیری تعیینکننده در نظم جدید غرب آسیا، نشان میدهد جغرافیای بازدارندگی ایران دیگر صرفاً از خطوط مرزی تعریف نمیشود. وحدت ساحات امروز، بهخصوص در سایه حماسهآفرینی انصارالله یمن در بابالمندب و بر ضد رژیم سرسپرده سعودی، بیش از پیش نمایان گشته است.
در دکترین جدید، دشمن نمیتواند جنگی را در نقطهای که خود انتخاب کرده آغاز کند، سپس انتظار داشته باشد ایران نیز در همان نقطه و مطابق قواعد طراحیشده او پاسخ دهد. اگر جنگ دوباره تحمیل شود، این بار نه جغرافیای پاسخ از پیش محدود است و نه پایان آن لزوماً در اختیار آغازکننده جنگ خواهد بود.