اکنون در شب‌های پاییزی دوبلین، لندن و برلین، صحنه‌هایی تکرار می‌شود که تا چند سال پیش تصورشان دشوار بود؛ سالن‌هایی پر از جوانان اروپایی که با چفیه‌ای بر گردن، با صدای بلند شعارهایی به عربی سر می‌دهند و با موسیقی‌ای که ریشه در غرب آسیا دارد، هم‌نوا می‌شوند. این کنسرت‌ها که در قالب شبکه‌های «هنرمندان برای فلسطین» برگزار می‌شوند، دیگر رویدادهای حاشیه‌ای نیستند و به جریان اصلی فرهنگ اروپا راه یافته‌اند.

مکلمور، رپر آمریکایی، که در ماه‌های اخیر با انتشار ترانه «Palestine» و حضور با چفیه در کنسرت‌هایش به یکی از نمادهای این موج تبدیل شده، در یکی از مصاحبه‌هایش گفته است: «سکوت در برابر آنچه در غزه می‌گذرد، دیگر برای نسل من ممکن نیست.»

او البته برخلاف گزارش‌هایی که در برخی جراید و رسانه‌های داخلی ما مطرح می‌شود، هرگز عضو گروه موسیقی «اد شیرن» نبوده است؛ اد شیرن و مکلمور هر دو هنرمندانی مستقل‌اند، اما همکاری‌های پیشین و موضع اخیر مکلمور، وی را در کانون توجه قرار داده است.

در ابتدا باید گفت که این کنسرت‌ها نشانه شکل‌گیری یک جامعه سیاسی جدید در دل اروپا است؛ جامعه‌ای که مرزهای ملی را درمی‌نوردد و بر پایه یک همبستگی اخلاقی بنا می‌شود. جوانی در دوبلین، فرد دیگری در برلین و بند و گروهی دیگر در بارسلون، هر سه با یک زبان مشترک حرف می‌زنند و صهیونیسم جهانی و حامیانشان را مورد انتقاد فراوان قرار می‌دهند. این کنش جمعی، از مدل‌های پیشین جنبش‌های اروپایی متمایز است؛ چراکه این نگرش نه بر پایه طبقه، مذهب و ملیت، که بر پایه یک موضع اخلاقی مشخص شکل گرفته است.

نسل جدید اروپا در حال بازتعریف قهرمان‌هایش است و معیار قهرمانی دیگر تنها به استعداد هنری یا موفقیت تجاری خاص بستگی ندارد. در واقع، موضعی که ایشان در برابر قضیه فلسطین در پیش گرفته‌اند، به یکی از شاخصه‌های اصلی ارزیابی هنرمندان تبدیل شده است. در این میان، هستند هنرمندانی که سکوت می‌کنند، اما این افراد باید بدانند که با این کار، رفته‌رفته از دایره تحسین نسل خارج می‌شوند و چهره‌ها و هنرمندانی چون مکلمور، راجر واترز، برایان و گروه‌هایی که آشکارا موضع گرفته‌اند، به نمادهای جدید تبدیل می‌شوند. این تحول، تغییری عمیق در اقتصاد نمادین فرهنگ غرب است.

در ادامه، باید گفت که ساختار این جنبش شباهت‌هایی با جنبش ضد جنگ ویتنام دارد، با این تفاوت که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مخالفان جنگ ویتنام پایگاه اجتماعی گسترده‌ای داشتند و حامیان جنگ نیز پایگاه خود را از دست می‌دادند، ولی امروز، حامیان سیاست‌های اسرائیل در اروپا با پایگاهی اجتماعی مستهلک و رو به کاهش مواجه‌اند، در حالی که مخالفان آن، به‌ویژه در میان نسل جوان، در حال گسترش‌اند. این عدم توازن، آینده سیاسی اروپا را شکل خواهد داد.

هر کنش سلبی در برابر فلسطین ـ از سانسور یک هنرمند تا ممنوعیت یک نماد ـ به سوختی برای جنبشی وسیع‌تر تبدیل می‌شود. ممنوعیت چفیه در برخی مدارس فرانسه، توقیف کنسرت‌هایی که به مسئله غزه و مردم مظلوم آن اختصاص داشتند، یا فشار بر دانشگاه‌ها برای لغو برنامه‌های همبستگی با فلسطین، هرکدام به بهانه‌ای برای بسیج بیشتر تبدیل شده‌اند. این پویایی، جنبش را در برابر سرکوب مقاوم می‌کند و آن را از یک موج گذرا به یک حرکت اجتماعی پایدار تبدیل می‌کند.

فرهنگ غرب آسیا، یا آن‌طور که سیاستمداران غربی و رسانه‌هایشان منطقه ما را «خاورمیانه» خطاب قرار می‌دهند، در حال ترند شدن در اروپاست. در همین راستا، چفیه از یک نماد سیاسی به یک عنصر فشن تبدیل شده و در فشن‌ویک‌های پاریس و میلان دیده می‌شود. موسیقی عربی، از ستاره شرق گرفته تا هنرمندان معاصر فلسطینی مانند دام و شُناع، در پلی‌لیست اسپاتیفای جوانان اروپایی جای گرفته است. این ترند شدن، هرچند ممکن است سطحی به نظر برسد، اما می‌تواند دریچه‌ای به سوی فهم عمیق‌تر از فرهنگ و تاریخ منطقه در نظر گرفته شود.

حجم این کنش‌ها نشان می‌دهد که با یک پدیده گذرا مواجه نیستیم. از اکتبر ۲۰۲۳، یعنی از عملیات طوفان الاقصی تا امروز، صدها کنسرت، نمایشگاه و رویداد فرهنگی در حمایت از فلسطین در اروپا برگزار شده است. ما تاکنون چنین حجمی از کنش فرهنگی صرفاً حول موضوع فلسطین ندیده‌ایم و این تداوم، نشانه آن است که فلسطین از یک مسئله صرفاً سیاسی به یک موضوع محوری در بعد فرهنگی و اخلاقی برای نسل جدید اروپا تبدیل شده است.

باید پذیرفت که این جنبش، فارغ از آنکه چه سرنوشتی در عرصه سیاست رسمی بیابد، اروپا را تغییر داده است. اروپای ده سال پیش، اروپایی بود که در آن فلسطین حاشیه‌ای فراموش‌شده بود.