ترافیک فزاینده دیدارها، سفرها، تماس‌های تلفنی و کنش‌های سیاسی در روزهای اخیر، از ورود دیپلماسی کشور به مرحله‌ای تازه حکایت دارد. مجموعه تحولات اخیر، از سفر معاون بین‌الملل دبیر شورای عالی امنیت ملی به پکن تا تماس تلفنی محسن رضایی با رئیس‌جمهور روسیه و هم‌زمانی آن با تحرکات دیپلماتیک عربستان و عمان در پایتخت چین، نشان می‌دهد که آرایش دیپلماسی جنگ در حال تغییر است و شورای عالی امنیت ملی به عنوان محور دیپلماسی ایران در دوره جنگ، بیش از گذشته به دنبال فعال‌سازی ظرفیت شرکای شرقی خود است.

در مهم‌ترین تحول، علی باقری، معاون بین‌الملل دبیر شورای عالی امنیت ملی، برای گفت‌وگو با وزیر خارجه چین درباره تحولات جنگ و ابتکارهای دیپلماتیک تهران پیرامون پایان جنگ راهی پکن شده است. پیش از این، رسانه‌ها از بازگشت پرونده سیاست خارجی جنگ به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی خبر داده بودند و اکنون حضور معاون بین‌الملل دبیر این شورا در پکن، نشانه‌ای روشن از عملیاتی شدن این تغییر سازوکار است. پس از نامه ونس به رضایی، سفر معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی به چین را باید دومین نشانه مهم تغییر در سازوکار دیپلماتیک جمهوری اسلامی در پرونده جنگ دانست. پیش‌تر نیز محسن رضایی در گفت‌وگوی ویژه خبری از رفع ایرادات تفاهم اسلام‌آباد و طراحی هفت شرط ایران به عنوان مسیر جدید گفت‌وگوها خبر داده بود. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که پرونده دیگر صرفاً در چارچوب عملکرد تیم مذاکره‌کننده اسلام‌آباد دنبال نمی‌شود و دبیرخانه شعام در حال ایفای نقشی محوری‌تر است.

گفت‌وگوی تلفنی معنادار سرلشکر و پوتین

هم‌زمان با سفر باقری به پکن، محسن رضایی، دبیر و نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، نیز به صورت تلفنی با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، گفت‌وگو کرد. این تماس در کنار سفر معاون دبیر شورا به چین، این معنا را دارد که فعال‌سازی هم‌زمان دو محور مهم شرقی در شرایطی که پرونده سیاست خارجی جنگ از تیم مذاکره‌کننده به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بازگشته است. این تحرکات را باید بخشی از تلاش برای بازتعریف پشتوانه دیپلماتیک ایران در مواجهه با جنگ و فشارهای آمریکا ارزیابی کرد.

در سوی دیگر، محمد بن سلمان، ولیعهد و نخست‌وزیر عربستان، نیز پیام مکتوبی برای شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، ارسال کرده است. براساس گزارش خبرگزاری رسمی عربستان، این پیام درباره روابط دوجانبه، راه‌های توسعه آن و مسائل مورد اهتمام مشترک بوده است. مساعد بن محمد العیبان، مشاور امنیت ملی عربستان، این پیام را به وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، تحویل داده است. ارسال این پیام در شرایطی صورت می‌گیرد که هیثم بن طارق، سلطان عمان، نیز در سفری رسمی به چین حضور دارد.

اما بخش دیگر این تحولات را باید در گزارش شبکه المیادین درباره برگزاری نشست سه‌جانبه مقام‌های چین، عمان و ایران جست‌وجو کرد. المیادین به نقل از یک منبع آسیایی در پکن گزارش داده است که موضوع اصلی سفر سلطان عمان، بررسی امکان شکل‌گیری دور تازه‌ای از میانجیگری میان تهران و واشنگتن با تضمین‌های اقتصادی و امنیتی چین بوده و روابط دوجانبه در اولویت بعدی مذاکرات قرار داشته است. براساس این روایت، عمان در روند میانجیگری پیشین با مشارکت پاکستان و قطر کنار گذاشته شده بود و در آن مقطع، آمریکا اتهام‌هایی درباره نزدیکی بیش از حد مسقط به تهران مطرح کرده بود. به گفته این منبع، چین نیز پس از ناکامی پاکستان و قطر، بار دیگر ضرورت فعال شدن کانال عمان را برجسته کرد.

استقبال معنادار پکن از باقری

یکی از برجسته‌ترین نکات سفر باقری این بود که وی در جایگاه معاون شورای عالی امنیت ملی مورد استقبال وزیر امور خارجه این کشور قرار گرفته است؛ مقامی که از نظر جایگاه دیپلماتیک در سطحی بالاتر از معاون دبیر شورا قرار دارد. این استقبال، نشان‌دهنده اهمیت رایزنی‌های جاری و جایگاه پرونده ایران در محاسبات پکن است.

با این حال، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با وجود تأکیدات مکرر رهبر انقلاب بر اهمیت روابط با چین و ضرورت پیگیری همکاری‌های راهبردی، در ماه‌های سپری‌شده از سال ۱۴۰۵ هیچ سفری به این کشور انجام نداده است؛ آن هم در حساس‌ترین شرایطی که ایران با یکی از بزرگ‌ترین کمپین‌های محاصره دریایی، هوایی و زمینی مواجه است و ضرورت ارتباط با چین برای مقابله با این فشارها دوچندان شده است. در این مدت نیز عملکرد مشخص و قابل اعتنایی از ناحیه او در این زمینه مشاهده نشده است.

در همین زمینه، مهدی خراطیان، کارشناس سیاسی، با انتقاد از بی‌توجهی به ظرفیت چین اظهار کرده است: «(در فکر برخی) فقط با دونالد ترامپ و فقط با آمریکا باید توافق کرد؛ ترامپی که صبح خواهان توافق است و شب بعد بمباران می‌کند و رهبران را ترور می‌کند. با چنین آمریکایی می‌توان توافق کرد، اما با چین نمی‌توان توافق راهبردی داشت؟»

این کارشناس سیاسی همچنین معتقد است گفت‌وگوهای راهبردی با چین باید از پایین به بالا و بر پایه دیپلماسی پنهان و تعاملات تدریجی شکل بگیرد؛ مسیری که به گفته او، با بی‌عملی و فقدان ابتکار فلج شده است. خراطیان این احتمال را مطرح می‌کند که برخی عمداً از شکل‌گیری چنین تعاملی جلوگیری می‌کنند تا پس از یک حضور حداقلی در گفت‌وگوها، به مقامات ارشد نظام گزارش دهند که تعامل با چین نتیجه‌ای نداشته است. به تعبیر او، خروجی نهایی چنین روندی چیزی جز آماده‌سازی ذهنی برای اعلامیه تسلیم در برابر ترامپ نخواهد بود.

اکنون پکن در حال تبدیل شدن به یکی از کانون‌های اصلی این معادله است و مسئله فقط استفاده از ظرفیت میانجیگری عمان یا حمایت سیاسی روسیه نیست؛ مسئله، تعریف جایگاه چین در هر توافق احتمالی و شکل دادن به یک پشتوانه راهبردی برای تهران است.

نشانه های یک تغییر؛ این بار در پکن

بازگشت پرونده سیاست خارجی جنگ به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، حالا در مجموعه‌ای از تحرکات عملیاتی و دیپلماتیک قابل مشاهده است؛ تحرکاتی که از تغییر مسیر رایزنی‌های تهران و فعال شدن شرکای شرقی حکایت دارد. در این میان، پرسش جدی آن است که چرا با وجود تأکیدات مکرر رهبر انقلاب بر اهمیت روابط راهبردی با چین، قالیباف در حساس‌ترین مقطع کشور هیچ تحرک مشخصی در این زمینه نداشته است؟