داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد دسترسی جهانی به گازوئیل و فرآورده‌های میان‌تقطیر در سه‌ماهه دوم امسال حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز و در سه‌ماهه سوم حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش یافته است. این ارقام از محدود شدن عرضه و افزایش آسیب‌پذیری بازار حکایت دارد.

قیمت عمده‌فروشی مرجع گازوئیل در اروپا و آمریکا به نزدیکی ۲۲۰ دلار برای هر بشکه رسیده و در سنگاپور از ۲۰۰ دلار عبور کرده است. بهای گازوئیل اکنون نزدیک به دو برابر نفت خام است؛ نشانه‌ای از تشدید فشار بر بازار فرآورده‌های پالایشی.

در سپتامبر ۲۰۲۶، صادرات جهانی گازوئیل و فرآورده‌های میان‌تقطیر حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز نسبت به سال قبل کاهش یافت. صادرات روسیه و خاورمیانه نیز در مجموع حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز افت کرد و به حدود ۸۲۰ هزار بشکه در روز رسید. این کاهش، نگرانی‌ها درباره تداوم محدودیت عرضه را تشدید کرده است.

تنگه هرمز در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. سال گذشته روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از این آبراه عبور می‌کرد؛ رقمی معادل نزدیک به یک‌چهارم تجارت دریابرد نفت جهان که حدود ۸۰ درصد آن راهی بازارهای آسیایی می‌شد. تهدید امنیت عبور نفتکش‌ها، افزایش هزینه بیمه و حمل دریایی و تأخیر در تحویل محموله‌ها، فشار مضاعفی بر بازار انرژی وارد می‌کند.

پیامدهای جنگ به محموله‌های عبوری از هرمز محدود نمی‌شود. افزایش ریسک منطقه‌ای، هزینه بیمه و حمل را بالا می‌برد و استفاده از مسیرهای جایگزین را نیز زمان‌برتر و پرهزینه‌تر می‌کند. گرانی گازوئیل هم این فشار را در حمل‌ونقل دریایی و زمینی تشدید می‌کند.

موج بعدی گرانی با افزایش هزینه حمل‌ونقل

در آمریکا، ذخایر فرآورده‌های میان‌تقطیر در هفته منتهی به ۱۱ سپتامبر حدود ۱۳ درصد پایین‌تر از میانگین پنج‌ساله بود. متوسط قیمت خرده‌فروشی گازوئیل نیز به ۶.۳۰ دلار برای هر گالن رسید؛ بالاترین سطح اسمی از آغاز انتشار این داده‌ها در سال ۱۹۹۴.

پالایشگاه‌های آمریکا با حدود ۹۷ درصد ظرفیت فعالیت می‌کنند و تولید فرآورده‌های میان‌تقطیر از ژانویه تا اوت ۲۰۲۶ به حدود پنج میلیون بشکه در روز رسیده که بالاترین میزان از سال ۲۰۱۹ است؛ با این حال، بازار همچنان با کمبود مواجه است.

جورج شو، تحلیلگر ارشد بازار فرآورده‌های نفتی شرکت کپلر، افزایش قیمت گازوئیل را نشانه فشار بر عرضه و نگرانی از تداوم تنش‌ها و رشد هزینه حمل می‌داند. او همچنین به کاهش مصرف گازوئیل در اروپا در دوره‌های افزایش قیمت اشاره می‌کند.

پیامد مهم‌تر بحران، انتقال هزینه‌ها به سایر بخش‌های اقتصاد است. گازوئیل در حمل‌ونقل جاده‌ای، کشتیرانی، کشاورزی و صنعت کاربرد گسترده‌ای دارد و جایگزینی سریع آن آسان نیست. افزایش بهای این سوخت، هزینه انتقال محصولات از مزارع و کارخانه‌ها تا مراکز توزیع و فروش را بالا می‌برد؛ فشاری که می‌تواند قیمت مواد غذایی و کالاهای مصرفی را افزایش دهد و تورم را تشدید کند.

برخی اقتصادهای ثروتمند برای کاهش فشار بر مصرف‌کنندگان به کاهش مالیات سوخت روی آورده‌اند و پالایشگاه‌ها نیز از افزایش حاشیه سود بهره می‌برند؛ اما بار اصلی افزایش هزینه سوخت بر دوش مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارهاست.

با تداوم جنگ و نااطمینانی در عرضه، بحران گازوئیل می‌تواند به یکی از مسیرهای اصلی انتقال تنش‌های منطقه‌ای به اقتصاد جهانی تبدیل شود.