نویسنده: علی هدایتی

آمریکا با ادعای برتری نظامی وارد جنگ با ایران شد؛ اما اکنون فرسایش ذخایر پدافندی و ناتوانی صنایع دفاعی این کشور در جبران سریع مهمات مصرف‌شده، به یکی از چالش‌های راهبردی واشنگتن تبدیل شده است. بحران پاتریوت و تاد فقط مسئله کمبود چند موشک نیست؛ بلکه نشانه‌ای از محدودیت قدرت آمریکا در مدیریت هم‌زمان چند جبهه و تأمین امنیت متحدانی است که دفاع از خود را به تسلیحات آمریکایی گره زده‌اند.

بر اساس گزارش ۱۵ اکتبر سی‌بی‌اس و برآوردهای مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا، واشنگتن پیش از جنگ حدود ۲۳۰۰ موشک رهگیر پاتریوت در اختیار داشت و طی درگیری‌ها بین ۱۰۵۰ تا ۱۴۳۰ فروند از آن‌ها را مصرف کرد؛ رقمی معادل حدود ۴۶ تا ۶۲ درصد ذخیره اولیه. در مورد تاد نیز از موجودی اولیه ۳۵۵ فروندی، بین ۱۹۰ تا ۲۹۰ موشک مصرف شده است؛ یعنی حدود ۵۴ تا ۸۲ درصد ذخایر. برآوردها نشان می‌دهد بازسازی این زرادخانه تا سطح پیش از جنگ نیز ممکن است تا سال ۲۰۳۰ طول بکشد.

این بحران تنها به نیروهای آمریکایی محدود نیست. واشنگتن‌پست در ۱۵ اکتبر گزارش داد که ذخایر موشک‌های پاتریوت اوکراین تقریباً به پایان رسیده است. به گفته یک مقام اوکراینی، کی‌یف در ۷ اکتبر فقط ۱۰ موشک در اختیار داشت و حملات بعدی این ذخیره را مصرف کرد؛ به‌طوری‌که بنا بر همان گزارش، تنها چند موشک باقی مانده بود. این وضعیت توان اوکراین برای مقابله با موشک‌های بالستیک روسیه را به‌شدت تهدید می‌کند.

عربستان نیز با وجود هزینه‌های سنگین تسلیحاتی و اتکا به حمایت امنیتی آمریکا، از آسیب‌پذیری در برابر حملات موشکی و پهپادی مصون نیست. گزارش آسوشیتدپرس از حمله مرگبار اخیر به فرودگاه ملک خالد ریاض و آغاز تحقیقات درباره ناکامی سامانه‌های دفاعی عربستان، بار دیگر محدودیت این سپر دفاعی را برجسته کرده است. این رخداد نشان می‌دهد خرید تسلیحات پیشرفته لزوماً به معنای برخورداری از دفاع نفوذناپذیر نیست.

مسئله اساسی آن است که تولید موشک‌های پاتریوت و تاد چند سال زمان می‌برد. سی‌بی‌اس میانگین زمان تحویل سفارش‌های جدید تاد را چهار سال و پنج ماه و پاتریوت را سه سال و نیم گزارش کرده است. بنابراین، افزایش تولید نیز نمی‌تواند فوراً شکاف ایجادشده را پر کند.

جنگ با ایران به‌تنهایی به معنای پایان برتری نظامی آمریکا نیست؛ اما نشان داده است که این برتری محدودیت‌های مادی دارد. هنگامی که ذخایر رهگیرها تحلیل می‌رود، اوکراین در تأمین دفاع هوایی گرفتار می‌شود و متحدان منطقه‌ای همچنان در معرض حملات قرار دارند، اعتبار تضمین‌های امنیتی واشنگتن نیز زیر سؤال می‌رود. ایران با تحمیل هزینه‌ای سنگین به پدافند آمریکا، این تناقض راهبردی را آشکار کرده که قدرتی که مدعی تأمین امنیت متحدان خود در چند جبهه است، برای جبران مهمات مصرف‌شده در یک جنگ، به سال‌ها زمان نیاز دارد.