نویسنده: پدرام حسینی

گزارش کانال ۱۲ اسرائیل از گفت‌وگوهای مکرر نتانیاهو و ترامپ درباره ازسرگیری جنگ علیه ایران، بیش از آنکه صرفاً یک خبر انتخاباتی باشد، یک هشدار امنیتی است. نتانیاهو صراحتاً در پی آن است که پیش از انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، پرونده جنگ با ایران را دوباره روی میز بگذارد. ترامپ اگرچه گفته پیش از انتخابات به ایران حمله نخواهد کرد، اما پاسخ مبهم او به نتانیاهو، «خودت می‌دانی چه کار کنی، برو و آماده شو»، دقیقاً همان ابهامی است که می‌تواند برای آماده‌سازی یک عملیات نظامی مورد استفاده قرار گیرد.

نکته مهم‌تر آنجاست که حتی در داخل ساختار آمریکا نیز اختلاف بر سر شیوه مواجهه با ایران وجود دارد. وزیر دفاع آمریکا، پیت هگست، که در آستانه استیضاح قرار دارد، و دریادار کوپر، رئیس سنتکام و فرماندهی مرکزی آمریکا، از حامیان ازسرگیری عملیات گسترده هستند؛ درحالی‌که بخش عمده مشاوران ترامپ ادامه فشار اقتصادی را ترجیح می‌دهند و صراحتاً می‌گویند: «این خفقان اقتصادی بهتر و بهتر عمل می‌کند. بیایید به آن ادامه دهیم.»

بنابراین نباید تصور کرد کاهش موقت ادبیات جنگ به معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی است؛ جنگ و فشار اقتصادی دو روی یک راهبرد واحد برای مهار ایران هستند.

از سوی دیگر، مسئله برای نتانیاهو فقط ایران نیست؛ انتخابات است. مقامات آمریکایی تصریح کرده‌اند که نتانیاهو قدرت خود را در نخست‌وزیری در زمان جنگ می‌بیند. حمله به ایران می‌تواند انتخابات اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد و حتی در صورت پاسخ موشکی گسترده ایران، امکان تعویق انتخابات را فراهم کند. همین مسئله نشان می‌دهد تصمیم جنگی تل‌آویو ممکن است بیش از آنکه تابع ملاحظات امنیتی باشد، با محاسبات سیاسی نتانیاهو گره خورده باشد.

اما خطرناک‌ترین بخش ماجرا، نه اظهارات نتانیاهو و ترامپ، بلکه هم‌زمانی عملیات روانی با تحرکات میدانی است. گزارش‌های متعدد درباره انتقال گسترده سوخت‌رسان‌ها از آمریکا به اروپا و سپس به فرودگاه بن‌گوریون، گزارش‌ها درباره پرواز جنگنده‌های اسرائیلی در حریم هوایی عراق و نوار مرزی غرب ایران، در کنار رزمایش‌ها و تمرینات نظامی، نباید عادی تلقی شود.

تکرار پروازها می‌تواند هم مأموریت شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات داشته باشد و هم با عادی‌سازی تدریجی حضور جنگنده‌ها، حساسیت نیروهای ایرانی را کاهش دهد؛ الگویی که در آستانه جنگ‌های گذشته نیز نشانه‌هایی از آن دیده شد.

در چنین شرایطی، بمباران خبری درباره «حمله نمی‌کنیم»، «ترامپ مخالف جنگ است» یا «نتانیاهو هنوز چراغ سبز نگرفته» می‌تواند بخشی از همان عملیات روانی باشد. مسئله، پیش‌بینی قطعی جنگ نیست؛ مسئله، جلوگیری از عادی‌سازی تهدید است. دشمن اگر قصد حمله داشته باشد، دقیقاً از جایی سود می‌برد که جامعه و حتی بخشی از ساختار تصمیم‌گیر، تهدید را به خبری تکراری و بی‌اهمیت تبدیل کرده باشد.

بنابراین پاسخ عقلانی، نه هراس و نه خوش‌بینی، بلکه حفظ هوشیاری حداکثری است؛ اگر قرار است غافلگیری تکرار نشود، امروز باید همان روزی باشد که همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد؛ چراکه دشمن دقیقاً برای همین لحظه برنامه‌ریزی می‌کند: لحظه‌ای که ما خیال کنیم جنگ قرار نیست آغاز شود.