انتشار نخستین مصاحبه تلویزیونی دریا‌دار علی عظمایی، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به‌خوبی خط‌مشی جان‌برکفان و قهرمانان ملی ایران درباره خلیج فارس و تنگه هرمز را مشخص کرد. عظمایی مستقیماً ادعای آمریکا درباره کنترل هرمز را هدف گرفت و گفت: «آمریکایی‌ها امروز ادعا می‌کنند که تنگه هرمز باز است و کنترل آن را در اختیار دارند، اما این ادعا با واقعیت‌های میدان متفاوت است... اگر می‌خواهند بدانند تنگه هرمز باز است یا بسته، باید وارد میدان شوند و ببینند کنترل این تنگه در اختیار چه کسی است.»

عظمایی تصریح کرد: «تنگه هرمز و خلیج فارس در اختیار نیروی دریایی سپاه است و برادران عزیز ما در نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز دریای عمان را کنترل می‌کنند.» او سازوکار این حضور را نیز «کنترل هوشمند» خواند و توضیح داد: «شناورهایی که باید از این مسیر عبور کنند، باید از ما مجوز بگیرند.»

فرمانده نیروی دریایی سپاه تصویری متفاوت از تبلیغات واشنگتن درباره قدرت ناوگان آمریکا ارائه کرد: «امروز ارتش آمریکا و هفت ناوگان آن به قاچاقچیان سوخت تبدیل شده‌اند.» به گفته وی، ناو هواپیمابر ۱۳ میلیارد دلاری آمریکا «در فاصله ۷۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتری تنگه هرمز قرار گرفته است؛ زیرا آسیب‌پذیر است و جرئت نمی‌کند نزدیک شود و در تیررس رزمندگان ما قرار بگیرد.»

عظمایی همچنین گفت آمریکایی‌ها شناورهای متخلف را برای خروج مخفیانه و «با چراغ خاموش» ترغیب کرده و جنگنده‌های اف‌۳۵ و اف‌۱۶ را برای پشتیبانی از خروج چند نفتکش به کار گرفته‌اند. او هزینه انتقال نفت را نیز حدود ۱۵۰ دلار برای هر بشکه عنوان کرد و درباره برخوردهای صورت‌گرفته گفت: «ما مجبور شدیم تصاویر یکی دو مورد از این شناورها را در روزهای گذشته منتشر کنیم تا مشخص شود آمریکا به چه خفت و خواری رسیده است.»

هرمز؛ نمایش قدرت در میدان

اتفاق ویژه هفته‌های اخیر، نمایان شدن دامنه کنترل عملیاتی نیروی دریایی سپاه بر تنگه هرمز و امکان تداوم کنترل ایران بر این شاهراه حیاتی است. براساس آمارهای مطرح‌شده، در فاصله ۵ تا ۱۱ اکتبر، ۱۲ شناور تجاری هدف قرار گرفته‌اند؛ رقمی بالاتر از ۱۱ شناور هفته نخست درگیری‌ها. تنها در ۱۱ اکتبر نیز پنج نفتکش و یک کشتی کانتینربر در محدوده تنگه و حوالی لنگرگاه مقابل بندر صحار عمان هدف قرار گرفتند.

دامنه این حوادث نیز دیگر صرفاً به خود تنگه محدود نیست؛ گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن نفتکش‌ها در آب‌های ساحلی قطر، شرق فجیره و لنگرگاه‌های سواحل امارات مطرح شده است. براساس همین آمارها، از یکشنبه تاکنون بیش از چهار کشتی متخلف بر اثر برخورد با مین یا پرتابه آسیب دیده‌اند و یک کشتی بزرگ کانتینربر نیز پس از برخورد با مین دریایی هنگام تردد از مسیر غیرمجاز در تنگه هرمز غرق شده است.

معنای سیاسی این ارقام روشن است. از ۲۸ سپتامبر تا ۱۱ اکتبر، یعنی در کمتر از دو هفته، دست‌کم ۲۳ کشتی و نفتکش هدف قرار گرفته‌اند؛ سطحی از فشار که حتی در بخش‌هایی از جریان جنگ نیز مشاهده نشده بود. بنابراین کاهش مقطعی فشار در هرمز را نمی‌توان الزاماً به فقدان توانایی نسبت داد. تحولات اخیر نشان داده است که ظرفیت نظامی برای تشدید کنترل وجود داشته و دارد.

«منتظریم نزدیک شوند»

صریح‌ترین بخش سخنان عظمایی نیز همین‌جا بود. او گفت: «ما منتظریم یکی از ناوهای آمریکایی به این منطقه، یعنی خلیج فارس، بیاید... رزمندگان ما لحظه‌به‌لحظه روزشماری می‌کنند تا این اتفاق بیفتد و آن ناو را در همین منطقه غرق کنند.» این سخن در کنار تأکید او بر اینکه «رزمندگان ما امروز آماده‌تر از دیروز هستند»، نشان می‌دهد فرمانده میدان از فقدان ابزار سخن نمی‌گوید؛ از افزایش آمادگی، اصلاح تاکتیک‌ها و به‌روزرسانی تجهیزات سخن می‌گوید.

تحولات هفته‌های اخیر، از فعالیت قدرتمندانه نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز و حتی فراتر از آن در پهنه خلیج فارس و سواحل عمان گرفته تا موج حملات سنگین موشکی انصارالله یمن علیه تأسیسات نفتی و گازی عربستان سعودی و همچنین، کمی پیش‌تر، هشدار موشکی با «قاسم بصیر» به ناوهای آمریکایی نزدیک‌شده به محدوده دریای عمان و تنگه هرمز که بنا بر روایت مطرح‌شده به فاصله گرفتن ناوگان آمریکا از دریای مکران و تنگه هرمز منجر شد، اکنون یک واقعیت مهم را بیش از گذشته آشکار کرده است: مسئله هفت ماه گذشته، فقدان توانایی نظامی برای برخورد با ناوگان آمریکا یا مقابله با طرح‌های آمریکا و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای خنثی‌سازی کنترل ایران بر تنگه هرمز نبوده است.

آنچه در میدان دیده شده، اتفاقاً عکس این ادعا را ثابت می‌کند؛ توان نظامی، ابزار اعمال فشار، قدرت کنترل آبراه، ظرفیت ضربه زدن به شناورهای متخلف و امکان عقب راندن تهدید نظامی وجود داشته است.

از همین رو، مسئله اساسی اکنون ضرورت برداشته شدن ترمزها و موانعی است که مسئولان ارشد سیاسی با محاسبات شخصی، جناحی و جاه‌طلبانه در برابر استفاده مؤثر از ظرفیت نیروهای مسلح ایجاد کرده‌اند؛ رویکردی که نمودهای آن را می‌توان در مواضع اشتباه پزشکیان، تداوم توهم اشتباه قالیباف از موفقیت «تفاهم فریب اسلام‌آباد» و مواضع عراقچی که در عمل به کاهش فشار بر آمریکا کمک کرده است، مشاهده کرد.

این موانع باید از برابر میدان کنار برود؛ به‌ویژه در شرایطی که آمریکا، اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس که با همراهی واشنگتن و تل‌آویو علیه ایران وارد میدان شده‌اند، این جنگ را نه یک منازعه مقطعی، بلکه نزاعی راهبردی و حتی آخرالزمانی برای تعیین تکلیف ایران می‌بینند.

در چنین نبردی نمی‌توان با محاسبات کوتاه‌مدت سیاسی، خوش‌بینی دیپلماتیک یا امید بستن به تفاهم‌هایی که دشمن آن‌ها را صرفاً ابزاری برای مدیریت میدان می‌بیند، دست نیروهای مسلح را بست.

مسئله «توانایی» نیست

آنچه طی هفته‌های اخیر در تنگه هرمز، خلیج فارس، سواحل عمان و هم‌زمان در جبهه یمن رخ داده، یک گزاره مهم را پررنگ کرده است: ایران و متحدانش از ابزارهای اعمال قدرت برخوردارند. بنابراین پرسش اصلی دیگر درباره اصل توانایی نظامی نیست؛ بحث بر سر اراده استفاده از این ظرفیت و جلوگیری از آن است که محاسبات سیاسی، دست میدان را در لحظات تعیین‌کننده ببندد.