نویسنده: سعید مصباح
اکران فیلم «خانه دوست اینجاست» در جشنواره فیلم لندن، بار دیگر ضعف وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی دولت پزشکیان و نهادهای ناظر را به رخ کشید. فیلمی که در مرزهای ایران و بدون مجوز ساخته شده و با لگد زدن به هنجارها و ارزشهای کشور در پی کسب اعتبار در جشنوارههای خارجی است.
ساختن چنین فیلمهایی در دولت پزشکیان تبدیل به یک رویه شده و مشخص نیست نهادهای ناظر مشغول چه کاری هستند. پیشتر نیز محسن قرایی، به اعتراف خود، برای کسب مجوز ساخت، یک فیلمنامه جعلی را ارائه کرد و پس از کسب مجوز بهطور کلی فیلم دیگری را ساخت و حتی در جشنواره ونیز هم شرکت کرد و جایزه گرفت! قبلتر از آن نیز جعفر پناهی با ساخت فیلم غیرمجاز و زیرزمینی، برای غربیها خوشرقصی کرده بود و با اخذ نخل طلای جشنواره کن پاداش گرفت.
اینطور که از ظواهر امر پیداست، روند تولید فیلمهای بدون پروانه ساخت مثل قارچ در حال رشد است و اقدام مناسبی از جانب متولی فرهنگ برای جلوگیری از این روند مخرب صورت نمیگیرد. وزارت فرهنگ و ارشاد دولت پزشکیان طی دو سال گذشته ثابت کرده است که دغدغه هر چیزی را دارد بهجز فرهنگ.
مسئله فقط یک یا دو فیلم نیست؛ مسئله سکوت و بیعملی ساختاری است. وقتی سازندهای بدون هیچ هزینهای از چرخه نظارت عبور میکند، فیلمش را به بیرون از کشور میبرد و در قاب رسانههای غربی بهعنوان هنرمند آزاده و مستقل معرفی میشود، پیام روشنی به دیگر فعالان این حوزه ارسال میشود: قانون برای دور زدن است و هیچکس هم پاسخگو نخواهد بود.
آنچه امروز در لندن اتفاق میافتد، نتیجه مستقیم همین مسامحه است. جالب اینجاست که مسئولان فرهنگی کشور حتی به صدور یک بیانیه خشک و خالی هم اقدام نمیکنند و عملاً بر این روند صحه میگذارند. نه بازخواستی انجام میشود، نه سازوکاری برای پیشگیری طراحی میشود و نه توضیحی به افکار عمومی داده میشود.
مردمی که مالیاتشان صرف نهادهای فرهنگی میشود، حق دارند بپرسند این همه ساختار و بودجه و مدیر برای چیست، وقتی نتیجهاش بیدفاع ماندن در برابر چنین رویههایی است.
از سوی دیگر، جشنوارههای خارجی سالهاست که با معیارهای سیاسی، نه صرفاً هنری، درباره سینمای ایران تصمیم میگیرند. فیلمی که با هنجارهای یک جامعه درگیر شود و برچسب «ممنوعه» بخورد، شانس بیشتری برای دیده شدن دارد. این یک بازی شناختهشده است و کسانی که وارد آن میشوند، دقیقاً میدانند چه میکنند.
سازندگانی که از امکانات و فضای کشور بهره میبرند اما برای تأیید غربیها هزینه میکنند، نباید انتظار داشته باشند با آنها همچون هنرمندی مستقل رفتار شود.
اگر وزارت ارشاد واقعاً خود را متولی فرهنگ میداند، باید از موضع انفعال خارج شود: نظارت بر مراحل تولید را جدی بگیرد، با متخلفان برخورد قانونی کند و مهمتر از همه، از سینماگران متعهد و دارای مجوز حمایت واقعی به عمل آورد. بیتفاوتی امروز، هزینهاش را فردا فرهنگ عمومی خواهد پرداخت. تا زمانی که این مطالبه جدی گرفته نشود، باید منتظر فهرست بلندتری از چنین اکرانهایی باشیم.