- نویسنده: محسن فرهمند
رأیگیری پنجشنبه شورای امنیت، بیش از آنکه صرفاً یک نزاع حقوقی درباره تمدید مأموریت هیأت کارشناسان باشد، صحنهای روشن از آرایش سیاسی قدرتها در قبال ایران بود. این نشست با سوءاستفاده فرانسه از جایگاه ریاست دورهای شورای امنیت در ماه سپتامبر و ذیل دستورکار «عدم اشاعه» و درباره فعالیتهای کمیته تحریمهای ۱۷۳۷ برگزار شد. آمریکا پیشنویس قطعنامهای را برای تمدید مأموریت هیأت کارشناسان کمیته ۱۷۳۷ ارائه کرد؛ اما روسیه و چین، دو عضو دائم و دارای حق وتوی شورا، با آن مخالفت کردند.
در رأیگیری شورای امنیت ۱۵ عضوی، ۱۱ عضو به پیشنویس آمریکا رأی مثبت دادند، روسیه و چین رأی منفی و پاکستان و سومالی رأی ممتنع دادند. از آنجا که تصویب قطعنامه نیازمند دستکم ۹ رأی موافق و نبود وتوی اعضای دائم است، دو رأی منفی مسکو و پکن کافی بود تا طرح واشنگتن از دستور کار خارج شود.
کمیته ۱۷۳۷ بر اساس قطعنامه سال ۲۰۰۶ تشکیل شده بود و مأموریت داشت درباره اجرای تحریمهای مرتبط با ایران گزارشهای دورهای ارائه کند. با تصویب برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ در سال ۲۰۱۵، قطعنامههای پیشین مرتبط با تحریمهای ایران به حالت تعلیق درآمدند اما اکنون تلاش آمریکا و کشورهای اروپایی برای احیای این سازوکار با استفاده از مکانیسم ماشه برجام و 2231 در حالی صورت میگیرد که ایران، روسیه و چین استدلال حقوقی متفاوتی درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ دارند.
نکته قابل تأمل اما در این میان، رفتار روسیه و چین در برابر فشارهای غرب است؛ آن هم در شرایطی که طی ماههای اخیر حملات شدیدی از سوی برخی چهرههای جریان برجامی، بهویژه محمدجواد ظریف، علیه مسکو و پکن مطرح شده است. منتقدان روسیه و چین گاه چنان سخن میگویند که گویی این دو کشور عامل اصلی مشکلات سیاست خارجی ایران بودهاند؛ حال آنکه در پرونده مکانیسم ماشه، مسئله مهمتر به ساختاری بازمیگردد که در جریان مذاکرات برجام پذیرفته شد و عملاً امکان بازگشت تحریمهای شورای امنیت را بدون امکان وتوی مؤثر دوستان ایران فراهم کرد.
با این حال، روسیه و چین در ماههای پس از جنگ ۹ اسفند و در جریان فشارهای آمریکا نیز مواضعی در حمایت از ایران اتخاذ کردند. مسکو و پکن قطعنامه ضدایرانی کشورهای عربی مبدا حملات آمریکا به ایران را وتو کردند و در جنگ اقتصادی ترامپ نیز با واشنگتن همراه نشدند. ولادیمیر پوتین نیز صراحتاً از تداوم تأمین کالاهای اساسی مورد نیاز ایران سخن گفت. چین نیز در دیدار وانگیی با عباس عراقچی، بر حمایت قاطع از حاکمیت، امنیت و عزت ملی ایران تأکید کرده است.
در این میان، تداوم برخی تحلیلهای ضعیف از سوی شماری در وزارت امور خارجه نیز محل تأمل است. نمونه آن، ارزیابیهایی پیش از جنگ ۳۹ روزه درباره ناممکن بودن بستن تنگه هرمز یا شکلگیری اجماع چین و آمریکا علیه ایران بود. مجموعه این خطاهای تحلیلی ضرورت تغییر نسلی در دستگاه دیپلماسی را برجسته میکند.