- نویسنده: احسان میرباقری
دونالد ترامپ این روزها بار دیگر در برابر همان دوگانهای قرار گرفته که طی ماههای گذشته بارها تکرار شده است. ادامه جنگ با ایران یا رفتن به سمت مذاکره و توافق. رئیسجمهور آمریکا در گفتوگو با آکسیوس گفته است: «یک تصمیم بزرگ در پیش دارم؛ آیا وارد شوم و آنها را نابود کنم یا نه؟» او در عین حال گفته امیدوار است جنگ به پایان خود نزدیک شده باشد و مدعی شده ایران خواهان توافق است.
این تناقض در مواضع ترامپ، اکنون در شرایطی مطرح میشود که واشنگتن هنوز نیروهای خود را در منطقه در سطح فعلی حفظ کرده و برای احتمال بازگشت به عملیات گسترده آماده میماند. آکسیوس گزارش داده که نیروهای آمریکایی قرار است دستکم تا پایان سال در خاورمیانه در وضعیت آمادگی باقی بمانند. وضعیتی که یکی از مقامهای آمریکایی آن را نوعی بنبست نه جنگ و نه صلح توصیف کرده است.
۷۰ پاتریوت برای مقابله با ۲۰ موشک
گزارش والاستریت ژورنال درباره حمله اخیر ایران به نیروهای آمریکایی در اردن، یکی از مهمترین نشانههای این هزینه است. بر اساس این گزارش، ارتش آمریکا برای مقابله با حدود ۲۰ موشک بالستیک ایرانی، تا ۷۰ موشک رهگیر پاتریوت و بیش از ۱۲ رهگیر تاد شلیک کرده است. همین گزارش میگوید حمله، علاوه بر فشار بر ذخایر رهگیرهای آمریکا، نشاندهنده پیچیدهتر شدن تاکتیکهای موشکی ایران بوده است.
عدد ۷۰ در برابر ۲۰، فارغ از ضربه سخت به آن پایگاهها، نشان میدهد که این موضوع واشنگتن را مجبور میکند برای مقابله با تعداد محدودی موشک، حجم قابل توجهی از مهمات گرانقیمت خود را مصرف کند.
والاستریت ژورنال همچنین گزارش داده که آمریکا با کمبود ذخایر رهگیرها روبهرو شده و این وضعیت نگرانیهایی را درباره آمادگی ارتش آمریکا برای درگیریهای احتمالی دیگر ایجاد کرده است.
بنابراین، مسئله این است که در صورت ادامه جنگ، چه میزان از ظرفیت دفاعی آمریکا باید برای مقابله با حملات موشکی مصرف شود.
هزینه سنگین نفت 100 دلاری
در سوی دیگر، بازار انرژی نیز برای واشنگتن خبر خوشی ندارد. قیمت نفت برنت در روز جمعه حدود ۱۰۳ دلار معامله شد. رویترز گزارش داده که هرچند قیمتها نسبت به روزهای قبل کاهش یافتهاند، همچنان بالاتر از ۱۰۰ دلار باقی ماندهاند و نااطمینانی درباره امنیت عبور نفتکشها از تنگه هرمز ادامه دارد.
این مسئله برای دولت آمریکا اهمیت ویژهای دارد. زیرا جنگ طولانیتر به معنای استمرار فشار انرژی و هزینههای آن برای مصرفکنندگان و اقتصاد آمریکا خواهد بود.
از همینجاست که مذاکره بار دیگر میتواند برای ترامپ به یک گزینه عملیاتی تبدیل شود. نه لزوماً بهعنوان پایان واقعی مناقشه، بلکه بهعنوان فرصتی برای کاهش موقت فشارهای نظامی و اقتصادی.
دلباختگان تفاهم دوباره به خط میشوند؟
اما درست در همین نقطه باید مراقب یک سناریوی تکراری بود. سناریویی که با افزایش فشار بر آمریکا میتواند بار دیگر دلباختگان تفاهم را به میدان بیاورد. ترامپ اکنون پس از ضربات سنگین ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه، بازیابی توان موشکی ایران و افزایش هزینههای دفاعی واشنگتن، با یک انتخاب دشوار مواجه شده است. از سوی دیگر، نفت بالای ۱۰۰ دلار و نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از تبعات ادامه جنگ، فشار را بر کاخ سفید بیشتر کرده است.
در چنین شرایطی بعید نیست ترامپ که نگران انتخابات پیش رو نیز هست بار دیگر تفاهمنامه اسلامآباد را روی میز بگذارد. مجموعهای از امتیازات موقت مانند کاهش فشار برای آرام کردن بازار نفت، آتشبس چند روزه در لبنان و برداشتن موقت محاصره دریایی ایران در ازای توقف یا کاهش عملیات نظامی. ظاهر ماجرا میتواند صلح و دستاورد دیپلماسی باشد. تفاهمی که صرفاً فشار را از روی آمریکا بردارد، قیمت نفت را موقتاً پایین بیاورد، مسیرهای دریایی را باز کند و به واشنگتن فرصت تجدیدقوا بدهد، اسمش هرچه باشد، پایان جنگ نیست؛ یک وقفه برای نفسگیری و مهلت مجدد برای حمله به ایران است.