• نویسنده: پدرام حسینی

همین ادبیات نشان می‌دهد مسئله از نگاه تل‌آویو صرفاً بحران یمن نیست؛ مسئله، ارزش راهبردی یک گلوگاه دریایی است.


باب‌المندب یکی از نقاط حساس زنجیره تجارت دریایی جهان است که حدود 12 درصد کل حمل و نقل دریایی جهان و حدود 30 درصد تجارت کانتینری دنیا را داراست  و اهمیت آن زمانی بیشتر آشکار می‌شود که در کنار هرمز دیده شود. هر دو تنگه در مسیرهای مهم انتقال انرژی و تجارت بین‌المللی قرار دارند، اما نکته قابل توجه این است که در معادلات امنیتی منطقه، کشورهای ثروتمند عربی سرسپرده آمریکا و دوست اسرائیل لزوماً به همان اندازه‌ای که هزینه کرده‌اند، توان تبدیل منابع مالی به قدرت ژئوپلیتیک را نشان نداده‌اند.


نمونه روشن آن عربستان سعودی است. ریاض طی سال‌های گذشته میلیاردها دلار برای خرید تجهیزات نظامی و ایجاد ظرفیت‌های دفاعی هزینه کرده، اما تجربه یمن نشان داده است که برتری مالی و تسلیحاتی الزاماً به معنای توان تعیین‌کنندگی در یک بحران پیچیده نیست. فاصله میان «داشتن سلاح» و «توان اثرگذاری راهبردی» دقیقاً همان نقطه‌ای است که در تحلیل کانال ۱۴ مورد توجه قرار گرفته است و توضیح دهنده فرق ایران و عربستان است.


اهمیت دیگر این روایت اسرائیلی، اعتراف به تغییر وزن جغرافیای یمن است. یمن پیش از این برای بسیاری از پایتخت‌های عربی عمدتاً یک بحران سیاسی و امنیتی داخلی با تاثیرات کم منطقه ای  تلقی می‌شد، اما اکنون موقعیت این کشور در مجاورت باب‌المندب باعث شده هر تحول امنیتی در آن، مستقیماً با تجارت جهانی، امنیت دریایی، انرژی و حتی محاسبات قدرت‌های بزرگ پیوند بخورد.


البته تعبیر «اهرم ایران» در گزارش کانال ۱۴ را نباید بدون قید و شرط پذیرفت. ایران مالک یا کنترل‌کننده باب‌المندب نیست و تحولات یمن نیز صرفاً با یک متغیر خارجی قابل توضیح نیست. اما آنچه این رسانه اسرائیلی به آن اذعان می‌کند، ظرفیت ایران برای اثرگذاری بر محیط پیرامونی از طریق موقعیت ژئوپلیتیکی و روابط منطقه‌ای است؛ ظرفیتی که نمی‌توان آن را صرفاً با معیارهای سنتی قدرت نظامی یا اقتصادی سنجید.


از این منظر، عبارت «حرکت گازانبری» بیش از آنکه یک توصیف دقیق نظامی باشد، بازتاب نگرانی اسرائیل از قرار گرفتن چند گلوگاه و چند جبهه در محاسبات امنیتی آن است. اگر باب‌المندب و هرمز همزمان در محاسبات بحران وارد شوند، دامنه آثار یک رویارویی منطقه‌ای می‌تواند به تجارت و انرژی جهانی سرایت کند. بنابراین ثروت هنگفت عربستان به‌تنهایی نتوانسته برای ریاض قدرت ژئوپلیتیکی متناسب با هزینه‌هایش ایجاد کند و باب‌المندب به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده محاسبات منطقه تبدیل شده است.