عباس علیآبادی، وزیر نیرو، از دریافت نامهای از رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت خودکفایی منازل در تأمین برق خبر داد و گفت: «در حال حاضر ۵۱ هزار خانه در کشور به مولدهای تجدیدپذیر پشتبامی تجهیز شدهاند و وزارت نیرو در برنامهای کلان، تجهیز ۶۰۰ هزار خانه دیگر را به این مولد در دستور کار خود دارد.» وی افزود: «مردم علاوه بر تأمین برق مصرفی مورد نیاز خود، این امکان را خواهند داشت برق مازاد تولیدی را به شبکه سراسری بفروشند.»
این نامه در شرایطی مطرح شده که ناترازی برق طی سالهای گذشته به یکی از موانع جدی تولید در کشور تبدیل شده و هر سال با آغاز فصل گرما، علاوه بر خاموشیهای خانگی، صنایع مانند فولادی، سیمانی، پتروشیمی و سایر واحدهای تولیدی با محدودیت مصرف و قطع برق مواجه میشوند. البته تأمین برق بخش خانگی در اولویت قرار دارد و بخش صنعت ناچار است بخشی از هزینه کمبود برق کشور را با کاهش تولید، توقف خطوط تولید و عقب ماندن از برنامههای تولیدی بپردازد. این وضعیت علاوه بر تحمیل خسارت به بنگاههای اقتصادی، پیامدهایی مانند کاهش عرضه کالا، افزایش هزینه تمامشده محصولات و تضعیف توان صادراتی کشور به همراه دارد.
در چنین شرایطی، توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی میتواند راهکاری مکمل برای مدیریت ناترازی برق باشد؛ راهکاری که با انتقال بخشی از تولید برق از نیروگاههای بزرگ به محل مصرف، نیاز خانوارها به شبکه سراسری را کاهش میدهد و امکان آزادسازی بخشی از ظرفیت شبکه برای تأمین برق صنایع را فراهم میکند. به بیان دیگر، اگر هر خانه بتواند بخشی از برق مورد نیاز خود را تولید کند، فشار کمتری بر شبکه وارد میشود و در ساعات اوج مصرف، امکان مدیریت بهتر عرضه برق میان بخش خانگی و صنعتی به وجود میآید. طرح «هر خانه، یک نیروگاه» صرفاً برنامهای برای نصب پنل خورشیدی روی پشتبامها نیست، بلکه میتواند به یکی از ابزارهای مدیریت ناترازی برق و کاهش تعارض میان تأمین برق خانگی و استمرار تولید در صنایع تبدیل شود. این موضوع میتواند در ساعات اوج مصرف، فشار تقاضای برق را کاهش دهد و ظرفیت بیشتری برای استمرار فعالیت صنایع ایجاد کند.
تجربه استرالیا و آلمان در برق خورشیدی
یکی از نمونههای موفق توسعه تولید برق خانگی، استرالیاست؛ کشوری که با استفاده از ظرفیت پشتبام ساختمانهای مسکونی توانسته است میلیونها مصرفکننده را به تولیدکننده برق تبدیل کند. بر اساس گزارش شورای انرژی پاک این کشور، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۱۸۱ هزار سامانه خورشیدی پشتبامی با ظرفیت مجموع ۱.۸۹ گیگاوات نصب شده است؛ رقمی که از رشد ۳۵ درصدی نصب این سامانهها در مقایسه با مدت مشابه سال قبل حکایت دارد. در همین دوره شمار خانهها و کسبوکارهای کوچک مجهز به پنل خورشیدی از ۴.۵ میلیون واحد فراتر رفته است.
یکی از عوامل موفقیت این برنامه، حمایت دولت از هزینه اولیه نصب تجهیزات بود. طرح حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر کوچکمقیاس در استرالیا، هزینه خرید و نصب سامانههای خورشیدی را حدود ۳۰ درصد کاهش داده است. اهمیت این تجربه برای کشورمان آن است که حمایت هدفمند از هزینه سرمایهگذاری اولیه میتواند میزان مشارکت خانوارها را بهطور قابل توجهی افزایش دهد. در ایران یکی از موانع اصلی توسعه نیروگاههای خانگی، هزینه اولیه نصب تجهیزات است و بدون تسهیلات بانکی و سازوکارهای تأمین مالی، نمیتوان انتظار داشت بخش بزرگی از خانوارها بهسرعت وارد این بازار شوند.
آلمان نیز از کشورهای پیشرو در توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی است. بر اساس گزارش وزارت اقتصاد و انرژی این کشور، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۸ گیگاوات ظرفیت جدید خورشیدی به شبکه برق آلمان اضافه شده و ظرفیت نصبشده نیروگاههای خورشیدی این کشور در پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۱۷ گیگاوات رسیده بود. این روند نشان میدهد توسعه انرژی خورشیدی در آلمان صرفاً به احداث نیروگاههای بزرگ محدود نمانده و خانوارها نیز با نصب سامانههای کوچک در تولید برق مشارکت میکنند.
ظرفیتی برای کاهش ناترازی برق
وزارت نیرو نیز هدفگذاری کرده است ظرفیت نیروگاههای خورشیدی خانگی به حدود ۵ هزار مگاوات برسد. عباس علیآبادی، وزیر نیرو، در این باره میگوید: «در حال حاضر ۵۱ هزار خانه در سراسر کشور به مولدهای تجدیدپذیر پشتبامی تجهیز شدهاند و وزارت نیرو در برنامهای کلان، تجهیز ۶۰۰ هزار خانه دیگر را به این مولد در دستور کار خود دارد.» وی افزود: «در این طرح، شهروندان تشویق و هدایت میشوند تا با نصب تجهیزات خورشیدی کوچک بر روی پشتبام منازل مسکونی خود و استفاده از ذخیرهساز، به تولیدکنندگان برق تبدیل شوند.»
مصطفی رجبی مشهدی، معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی، اعلام کرد که «ظرفیت نیروگاههای خورشیدی پشتبامی از حدود ۱۷۰ مگاوات به حدود ۶۵۰ مگاوات رسیده است». رسیدن ظرفیت نیروگاههای خورشیدی پشتبامی به ۵ هزار مگاوات به معنای افزایش نزدیک به ۷.۷ برابری ظرفیت فعلی ۶۵۰ مگاواتی است. این میزان ظرفیت میتواند در ساعات تابش خورشید، بخشی از تقاضای برق بخش خانگی را تأمین کند و از میزان تقاضای برق، بهویژه در اوج مصرف، بکاهد. برای نمونه، در روزهای گرم تابستان که مصرف کولرها و تجهیزات سرمایشی به اوج میرسد، تولید برق در پشتبام خانهها میتواند بخشی از بار شبکه را تأمین کند. در نتیجه، نیروگاههای بزرگ و شبکه سراسری با فشار کمتری برای پاسخگویی به تقاضای همزمان خانگی مواجه میشوند و امکان تخصیص ظرفیت بیشتری به صنایع فراهم میشود.
برآوردهای اعلامشده نشان میدهد احداث یک نیروگاه خورشیدی ۵ کیلوواتی در ایران حدود ۳۵۰ تا ۴۵۰ میلیون تومان هزینه دارد؛ رقمی که برای بخش بزرگی از خانوارها سنگین است. زهره اولیا، مدیرکل دفتر بررسیهای اقتصادی و تأمین منابع مالی ساتبا، از پرداخت تسهیلات تا سقف ۴۰۰ میلیون تومان با نرخ سود ۱۴ درصد و بازپرداخت ۶۰ماهه خبر داد و گفت: «تاکنون بیش از ۳۵ میلیارد تومان تسهیلات به ۸۸ متقاضی پرداخت شده که ظرفیت نیروگاههای مربوط به این تسهیلات در مجموع حدود ۴۴۰ کیلووات است.»
برای ارزیابی توجیه اقتصادی این سرمایهگذاری، یک نیروگاه ۵ کیلوواتی را در نظر بگیریم که بهطور متوسط روزانه ۲۴ کیلوواتساعت برق تولید میکند. چنین نیروگاهی در یک ماه حدود ۷۲۰ کیلوواتساعت برق تولید خواهد کرد. با فرض خرید هر کیلوواتساعت برق به نرخ ۵۸ هزار و ۵۴۰ ریال، درآمد ناخالص ماهانه آن حدود ۴ میلیون و ۲۱۴ هزار تومان خواهد بود.
عبور از بحران ناترازی با پشت بام های خورشیدی
توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی نباید بهعنوان جایگزینی کامل برای نیروگاههای بزرگ و زیرساختهای اصلی تولید برق تلقی شود؛ با این حال، مزیت اصلی تولید پراکنده برق در خانهها این است که ظرفیت تولید را به محل مصرف نزدیک میکند و بخشی از نیاز خانوارها را بدون اتکای کامل به شبکه سراسری تأمین خواهد کرد. این موضوع در شرایطی که تأمین برق خانگی در اولویت قرار دارد و محدودیت برق صنایع به یکی از چالشهای تکرارشونده تابستان تبدیل شده، اهمیت خود را نشان میدهد. اگر تولید خانگی در مقیاس گسترده افزایش یابد و برق تولیدشده به شکل مناسبی مدیریت شود، میتوان بخش دیگری از ظرفیت شبکه را برای تأمین نیاز بخش صنعت آزاد کرد. از سوی دیگر، پراکندگی واحدهای تولید برق میتواند به افزایش امنیت انرژی و پدافند غیرعامل نیز کمک کند؛ زیرا اتکای کامل به تعداد محدودی نیروگاه بزرگ، شبکه را در برابر اختلال در زیرساختهای متمرکز آسیبپذیرتر میکند. در مقابل، توسعه تعداد زیادی واحد کوچک در شهرها و روستاها میتواند بخشی از ظرفیت تولید را در نقاط مختلف کشور توزیع کند.