نویسنده: دکترغیاث الدین رحیمی

در روزهای اخیر گزارش‌هایی از بمباران برخی مناطق در جنوب ایران و پیش‌تر حمله به دو شناور ماهیگیری ایرانی منتشر شده است؛ در همین راستا، شامگاه دوشنبه نیز اخباری از حملات آمریکا به مواضعی در جزیره قشم و برخی نقاط دیگر هرمزگان مخابره شد. اقداماتی که گرچه با پاسخ‌های موردی ایران روبه‌رو شد، ولی واکنشی درخور مشاهده نشد.

این در حالی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، چند روز پیش در دیدار فرماندهان ارشد نظامی تأکید کردند: «هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبه‌رو شود».

برای درک ضرورت این تأکیدات، باید تحولات ماه‌های اخیر را مرور کرد. پس از آتش‌بس جنگ رمضان، چندین درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا رخ داده است؛ از زد و خوردهای چندساعته تا نبرد دوهفته‌ای هرمز. این درگیری‌ها از نظر نوع اهداف و گستره جغرافیایی محدود ماندند و نشان دادند دو طرف تمایلی به گسترش جنگ ندارند.

در مورد آمریکا، دلیل این رویکرد روشن است؛ واشنگتن و تل‌آویو در جنگ رمضان بخش عمده توان خود را به کار گرفتند، اما به اهداف راهبردی که در نظر داشتند نرسیدند. در چنین شرایطی، آمریکا کوشید تقابل را به منطقه خاکستری بکشاند؛ از محاصره و حملات مقطعی گرفته تا تلاش برای فرسایش تدریجی توان ایران و یافتن راهی برای حل مسئله تنگه هرمز از سمت جنوبی آن.

در مقابل، ایران با اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، اهرمی مهم در اختیار گرفت و در پایان جنگ، نسبت به پیش از آن از اعتمادبه‌نفس بیشتری نیز برخوردار بود. اما خطای برخی مسئولان سیاست خارجی با توجیه «فرصت دادن به دیپلماسی»، به‌ویژه در چارچوب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، آمریکا را نیز به این خطای محاسباتی انداخت که می‌تواند بدون پذیرش نقش ایران، تنگه هرمز را باز نگه دارد.

همین خطای محاسباتی در نهایت بر روند مذاکرات نیز اثر گذاشت. ناکامی این مسیر بار دیگر امکان اعمال مقتدرانه حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را فراهم کرد؛ اقدامی که آثار آن در قیمت نفت نیز آشکار شد و آمریکا را به میز مذاکره بازگرداند.

در چند روز اخیر مذاکراتی با میانجی‌گری قطر در حال انجام است که بار دیگر، مانند مذاکرات و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به مانعی برای واکنش مناسب نیروهای مسلح تبدیل شده است؛ زیرا همچنان این تصور وجود دارد که اگر ایران واکنش سختی نشان دهد، مسیر دیپلماسی بسته خواهد شد. این رویه و درک از دیپلماسی، آن هم در برابر آمریکای ترامپ، نشان از یک خطای فکری راهبردی در دستگاه سیاست خارجی کشور دارد.