نویسنده: محسن پوردادفر

ترامپ اکنون با طولانی شدن درگیری، افزایش هزینه‌های نظامی و پیامدهای سیاسی جنگ با ایران مواجه شده و به گزارش نشریه آمریکایی «آتلانتیک»، در جست‌وجوی فردی است که مسئولیت ناکامی محاسبات اولیه جنگ را بر عهده بگیرد. گزارش جدید این نشریه نشان می‌دهد اختلافات درون دولت آمریکا بر سر عملکرد مقامات نظامی افزایش یافته و پیت هگست، وزیر جنگ این کشور، به یکی از افراد تحت فشار تبدیل شده است.

آتلانتیک در گزارشی نوشت که ترامپ در گفت‌وگو با مشاوران نزدیک خود، عملکرد هگست و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، را زیر سؤال برده است. هر دو مقام در ابتدای جنگ از چشم‌انداز عملیات ابراز خوش‌بینی کرده بودند؛ اما اکنون با گذشت بیش از هشت ماه از آغاز درگیری، وعده پایان سریع جنگ محقق نشده است.

موضوع مهم‌تر، گزارش آتلانتیک درباره نحوه اطلاع‌رسانی مقامات نظامی به رئیس‌جمهور آمریکاست. یکی از مشاوران نزدیک ترامپ ادعا کرده هگست به‌جای ارائه تصویری واقع‌بینانه از تحولات میدان، عمدتاً مطالبی را به رئیس‌جمهور منتقل می‌کند که مورد پسند اوست.

نشانه‌های این اختلاف پیش‌تر نیز آشکار شده بود. روزنامه واشنگتن‌پست گزارش داد که ترامپ در نشستی در کمپ دیوید، به‌شدت از هگست درباره کمبود ذخایر تسلیحاتی آمریکا توضیح خواسته است. بر اساس این گزارش، ارتش آمریکا تنها در نخستین ماه جنگ بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاوک و بیش از هزار موشک رهگیر پاتریوت و تاد مصرف کرده بود. پنتاگون نیز برای جبران هزینه‌های جنگ و بازسازی ذخایر، درخواست ۶۷ میلیارد دلار اعتبار اضافی ارائه کرد.

فشارها بر هگست تنها به انتقادات سیاسی محدود نیست. آتلانتیک گزارش داده که وزیر جنگ آمریکا اخیراً ژنرال برت سیلویا، از مقامات ارشد برنامه‌ریزی نظامی، را در جریان تحقیقات مربوط به افشای اطلاعات برکنار کرده است. هم‌زمان نشریه نیوریپابلیک از افزایش فشارهای کنگره علیه هگست و درخواست توماس مسی، نماینده جمهوری‌خواه، برای برکناری او خبر داده است.

بااین‌حال، جابه‌جایی احتمالی مقامات نظامی لزوماً به معنای پایان سیاست تقابل با ایران نیست. آتلانتیک هشدار داده که ترامپ همچنان گزینه حملات مجدد را بررسی می‌کند. حتی مشاوران او احتمال آغاز دور تازه‌ای از عملیات پس از انتخابات میان‌دوره‌ای را مطرح کرده‌اند؛ اقدامی که می‌تواند ذخایر نظامی آمریکا را بیشتر کاهش دهد و هزینه‌های اقتصادی تازه‌ای ایجاد کند.

نکته اساسی آن است که تصمیم آغاز جنگ در نهایت در سطح ریاست‌جمهوری آمریکا اتخاذ شده و مسئولیت سیاسی آن را نمی‌توان صرفاً متوجه مشاوران نظامی دانست. برکناری یک وزیر یا فرمانده ممکن است پاسخی به فشار افکار عمومی باشد، اما به‌تنهایی محاسباتی را که به آغاز و تداوم جنگ انجامیده، تغییر نخواهد داد.

اکنون پرسش اصلی برای کاخ سفید این نیست که چه کسی باید هزینه سیاسی جنگ را بپردازد، بلکه این است که چرا وعده پیروزی سریع به نتیجه مورد انتظار نرسید و ادامه همان سیاست چگونه می‌تواند نتیجه متفاوتی به همراه داشته باشد.