انتخابات سوم نوامبر، اگرچه نام ترامپ در برگههای رأی آن دیده نمیشود، عملاً به همهپرسی درباره عملکرد دو سال نخست دولت دوم او تبدیل شده است. آمریکاییها برای تعیین ترکیب مجلس نمایندگان و بخشی از سنا رأی میدهند. انتخاباتی که میتواند کنترل کنگره را از جمهوریخواهان بگیرد و اختیارات سیاسی رئیسجمهور را در دو سال باقیمانده محدود کند.
آخرین نظرسنجی رویترز و ایپسوس که دوم نوامبر منتشر شد، نشان میدهد تنها ۳۲ درصد آمریکاییها از عملکرد ترامپ رضایت دارند؛ رقمی نزدیک به پایینترین سطح محبوبیت او. در همین نظرسنجی، ۴۶ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده از دموکراتها و ۳۸ درصد از جمهوریخواهان حمایت کردهاند. فاصله هشتواحدی دو حزب، نشانه برتری دموکراتهاست؛ هرچند این فاصله نسبت به هفته گذشته سه واحد کاهش یافته است. همچنین ۵۰ درصد رأیدهندگان مستقل گفتهاند رأی آنان علیه ترامپ خواهد بود و تنها ۱۳ درصد انگیزه حمایت از او را دارند.
بحران اصلی جمهوریخواهان در اقتصاد ریشه دارد. ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ وعده مهار تورم و کاهش قیمتها را داده بود، اما اکنون افزایش هزینههای زندگی به مهمترین دغدغه بسیاری از رأیدهندگان تبدیل شده است. در میان عوامل تضعیف موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان، جنگ با ایران جایگاه ویژهای دارد. جنگی که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، برخلاف انتظار اولیه دولت آمریکا به درگیری طولانیمدت تبدیل شده و افزایش قیمت نفت، بنزین و گازوئیل فشار بیشتری بر اقتصاد این کشور وارد کرده است. به گزارش گاردین، افزایش بهای سوخت، هزینه حملونقل و فعالیتهای کشاورزی را بالا برده است. به این ترتیب، پیامدهای جنگ از حوزه نظامی فراتر رفته و مستقیماً وارد زندگی روزمره آمریکاییها شده است؛ مسئلهای که دموکراتها در تبلیغات انتخاباتی علیه جمهوریخواهان مورد استفاده قرار دادهاند.
جاناتان مارتین، تحلیلگر سیاسی پالتیکو، نیز در بررسی احتمال شکست جمهوریخواهان، مسئولیت اصلی وضعیت انتخاباتی این حزب را متوجه ترامپ دانسته است. او سه عامل را برجسته میکند: سیاستهای تعرفهای، هزینههای اقتصادی جنگ با ایران و شیوه اجرای سیاستهای مهاجرتی. ترامپ در تلاش کرده نامزدهای جمهوریخواه را با حضور در گردهماییهای انتخاباتی تقویت کند، اما تصمیمات کاخ سفید خود به موضوع حملات انتخاباتی دموکراتها تبدیل شده است. این وضعیت نشان میدهد رئیسجمهوری که قرار بود مهمترین سرمایه انتخاباتی حزب باشد، اکنون برای بسیاری از نامزدهای آن به عاملی پرهزینه تبدیل شده است.
نشانههای فرسایش فضای رسانهای حامی ترامپ نیز قابل توجه است. فایننشال تایمز گزارش داده که میانگین مخاطبان برنامههای پربیننده شبانه فاکسنیوز در اکتبر نسبت به سال گذشته ۲۸ درصد کاهش یافته و به کمتر از ۱.۷ میلیون نفر رسیده است. مخاطبان روزانه این شبکه نیز ۲۷ درصد کاهش داشتهاند. هرچند لاکلان مرداک این وضعیت را ناشی از خستگی مخاطبان میداند و فاکس همچنان پربینندهترین شبکه خبری کابلی آمریکاست، کاهش مخاطبان آن در آستانه انتخابات، در کنار سایر شاخصهای سیاسی، قابل تأمل است. البته افت بینندگان یک شبکه را نمیتوان مستقیماً معادل کاهش آرای جمهوریخواهان دانست.
اما پرسش مهم برای ایران این است که شکست احتمالی ترامپ چه تغییری در سیاست آمریکا ایجاد خواهد کرد؟ تفاوت دو حزب را نیز نباید نادیده گرفت. دموکراتها در موضوع اختیارات جنگی رئیسجمهور، نظارت کنگره و امکان پیگیری راهکارهای دیپلماتیک، مواضعی متفاوت از بسیاری از جمهوریخواهان دارند. این تفاوت میتواند بر شدت و شیوه اجرای سیاست آمریکا اثر بگذارد، اما تضمینکننده تغییر اهداف کلان واشنگتن نیست. ازاینرو، تحلیل تحولات آمریکا برای تصمیمگیری ایران ضروری است، ولی تبدیل نتیجه انتخابات آن کشور به شرط آغاز اقدامات داخلی یا تغییر راهبرد ملی، خطای محاسباتی خواهد بود.
در همین زمینه، کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه، تأکید کرده است که ایران سیاست خارجی خود را به انتخابات سایر کشورها گره نمیزند و منتظر نتایج انتخابات آمریکا نمیماند. این موضع باید در عمل نیز مبنای تصمیمگیری باشد. تقویت توان دفاعی و بازدارندگی، کاهش آسیبپذیری اقتصادی، توسعه روابط با همسایگان، متنوعسازی مناسبات تجاری و پیگیری دیپلماسی بر اساس منافع ملی، اقداماتی هستند که نباید به آرایش سیاسی کنگره آمریکا وابسته شوند.
در نهایت، شکست احتمالی ترامپ میتواند نشانهای از نارضایتی گسترده جامعه آمریکا از عملکرد دولت او باشد، اما نباید به انتظار برای تغییر سیاست واشنگتن تبدیل شود. ایران باید تحولات انتخاباتی آمریکا را دقیق رصد کند و از فرصتهای احتمالی دیپلماتیک بهره ببرد، بیآنکه برنامههای راهبردی خود را متوقف سازد. تجربه نشان داده است تغییر حزب حاکم در آمریکا الزاماً به رفع تحریمها یا پایان اختلافات با ایران منجر نمیشود.