نویسنده: وحید ناظری
حرف اخیر ابوالفضل پورعرب درباره اینکه هنرمند نباید درباره هر چیزی اظهارنظر کند و در حوزههای تخصصی باید کار را به متخصص سپرد، شاید یکی از معدود تذکرهای صریحی باشد که در سالهای اخیر از درون جامعه بازیگری شنیده شده است. حرفی که اتفاقاً باید جدیتر از همیشه گرفته شود، چون بخشی از سلبریتیهای ایرانی طی سالهای گذشته تصور کردهاند داشتن چند هزار یا چند میلیون دنبالکننده، برای ورود به سیاست، اقتصاد، پزشکی، جامعهشناسی و حتی موضوعات امنیتی کفایت میکند. این در حالی است که شهرت هنری هیچ نسبتی با صلاحیت کارشناسی ندارد. بسیاری از چهرههای مشهور سینما و تلویزیون اساساً آموزش دانشگاهی یا حرفهای مرتبط با حوزههایی که درباره آنها اظهارنظر میکنند ندارند. بازیگر بودن، خواننده بودن یا ورزشکار بودن، مدرک کارشناسی سیاست، اقتصاد، حقوق یا روابط بینالملل به حساب نمیآید. با این حال در سالهای گذشته بارها دیدهایم که یک پست اینستاگرامی از سوی یک چهره مشهور، بیشتر از سخن یک متخصص واقعی دیده و بازنشر شده است.
حتی لاله صبوری، بازیگر سینما و تلویزیون، در گفتوگویی صریح گفته بود که بخشی از مردم، بازیگران و فوتبالیستها را به عنوان قشر کمسواد میشناسند و ریشه این نگاه را نیز تا حدی در رفتار خود این افراد دانست. ژاله صامتی نیز با انتقاد از هنرمندانی که درباره همه چیز دخالت و اظهارنظر میکنند، گفته بود خودش چنین کاری نمیکند. او حتی میان هنرمندان و پزشکان قیاس جالبی مطرح کرد و یادآور شد که همانطور که پزشک بودن نیازمند تحصیلات مشخص است، شهرت در عرصه هنر هم نباید به معنای صاحبنظر بودن در همه حوزهها تلقی شود.
در سالهای گذشته این پدیده در بزنگاههای سیاسی کشور به شکل جدیتری دیده شد. برخی سلبریتیها درباره انتخابات، آشوبها، سیاست خارجی و تحولات منطقهای مواضعی گرفتند که بعدها به طور گسترده در رسانههای خارج از کشور بازنشر شد. اکنون حرف پورعرب یک پرسش روشن را پیش روی جامعه میگذارد: چرا باید شهرت، جای تخصص را بگیرد؟ کسی که سالها برای بازیگری، خوانندگی یا ورزش تمرین کرده -اگر کرده باشد،- لزوماً درباره اقتصاد، سیاست یا امنیت چیزی بیشتر از یک شهروند عادی نمیداند. شاید وقت آن رسیده باشد که خود هنرمندان، پیش از آنکه جامعه این مرز را به آنها یادآوری کند، میان حق اظهارنظر و صلاحیت اظهارنظر تفاوت بگذارند.