نویسنده: سعید مصباح

1۱ آبان، روز جهانی پایان دادن به مصونیت از مجازات جنایات علیه خبرنگاران است؛ مناسبتی که سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۳، پس از کشته شدن دو خبرنگار فرانسوی در مالی، با تصویب قطعنامه‌ای به رسمیت شناخت. ظاهراً جامعه جهانی به این نتیجه رسیده بود که قتل خبرنگاران آن‌قدر اهمیت دارد که باید روزی را به ضرورت مجازات عاملان آن اختصاص داد. تصمیمی قابل دفاع که البته امروز بیش از هر زمان دیگری، تناقض‌های مدعیان آن را آشکار می‌کند.

مسئله اینجاست که سازمان ملل برای کشته شدن دو خبرنگار غربی قطعنامه صادر می‌کند و روزی را به نام پایان مصونیت از مجازات نام‌گذاری می‌کند، اما در برابر قتل شمار بی‌سابقه‌ای از خبرنگاران در غزه، از سال ۲۰۲۳ تاکنون، عملاً چه کرده است؟ اسرائیل در این مدت ده‌ها و صدها خبرنگار و فعال رسانه‌ای را به قتل رسانده، بی‌آنکه سازوکار مؤثری برای پاسخ‌گو کردن عاملان این جنایات شکل بگیرد. آیا مصونیت از مجازات نیز مانند بسیاری دیگر از مفاهیم حقوق بشری، تابع جغرافیا و هویت قربانیان است؟

ماجرا به غزه هم محدود نماند. اسرائیل با همان اطمینان از مصونیت، در جریان جنگ دوازده روزه، ساختمان سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را در تهران هدف قرار داد؛ حمله‌ای که به شهادت نیما رجب‌پور، دبیر خبر شبکه خبر، و معصومه عظیمی، از کارکنان صداوسیما، انجامید. مگر می‌شود مدعی دفاع از آزادی رسانه بود، اما در برابر حمله به یک رسانه و کشته شدن کارکنان آن سکوت کرد؟ بله می‌شود؛ چون سازمان ملل در برابر جنایات اسرائیل نسبت به خبرنگاران جز سکوت اقدامی نکرده است!

نکته تأمل‌برانگیز آن است که در ادبیات سیاسی غرب، امنیت خبرنگاران از ارزش‌های بنیادین دموکراسی معرفی می‌شود، اما همین ارزش‌ها وقتی پای اسرائیل به میان می‌آید، ناگهان با ملاحظات سیاسی و امنیتی به حاشیه رانده می‌شوند. گویی خبرنگار تنها تا زمانی شایسته حمایت است که روایتش با منافع قدرت‌های مسلط تعارض نداشته باشد.

این در حالی است که خبرنگار بخشی از حافظه تاریخی یک جامعه است. با کشته شدن او، امکان ثبت یک حقیقت و انتقال یک روایت نیز از میان می‌رود.

مشخصاً مشکل ما با نام‌گذاری چنین روزی نیست؛ سخن بر سر فاصله مضحک میان شعار و عمل است. سازمان مللی که برای دو خبرنگار غربی قطعنامه صادر می‌کند، نمی‌تواند در برابر قتل خبرنگاران غزه و حمله به رسانه‌ای در تهران به تماشاگر منفعل تبدیل شود. در غیر این صورت، این مناسبت نه نماد دفاع از حقیقت، بلکه سند دیگری از ورشکستگی اخلاقی نظم بین‌المللی و استانداردهای دوگانه مدعیان حقوق بشر خواهد بود.