جشنواره فیلم مقاومت در حالی دوره جدید خود را پشت سر می‌گذارد که یک پرسش قدیمی درباره ساختار جشنواره‌ای سینمای ایران همچنان بی‌پاسخ مانده است. چرا بخش قابل توجهی از جشنواره‌های سینمایی کشور به جای آن که هویت مستقل خود را بسازند، به ایستگاه دیگری برای نمایش فیلم‌های تولیدشده و دیده‌شده در جشنواره فجر تبدیل می‌شوند؟ امسال از ۱۸ فیلم سینمایی داخلی جشنواره مقاومت، تنها ۶ فیلم برای نخستین بار در این رویداد نمایش داده می‌شوند و شماری از آثار حاضر پیش از این در جشنواره فجر روی پرده رفته‌اند. این مسئله فقط درباره مقاومت نیست. سینمای ایران با مجموعه‌ای گسترده از جشنواره‌های موضوعی، تخصصی و منطقه‌ای مواجه است که بسیاری از آنها در تولید جریان، کشف استعداد، ایجاد بازار، ارتباط بین‌المللی و حتی جذب مخاطب عمومی، خروجی متناسب با هزینه و انرژی صرف‌شده ندارند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که فیلم‌ها میان چند جشنواره داخلی دست به دست می‌شوند.

جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت امسال با آمار قابل توجهی از حضور خارجی برگزار شده است. بیش از ۱۹۰۰ اثر از ۱۰۹ کشور به دبیرخانه رسیده و بیش از ۱۲۰۰ اثر داخلی نیز در بخش‌های مختلف تأیید شده است. در بخش سینمایی داخلی ۱۸ فیلم حضور دارند و دبیرخانه اعلام کرده که ۶ فیلم برای نخستین بار در جشنواره مقاومت به نمایش درمی‌آیند.
این آمار از یک جهت امیدوارکننده است، اما از جهت دیگر همان مسئله‌ای را برجسته می‌کند که سال‌هاست در جشنواره‌های سینمایی ایران تکرار می‌شود. در میان فیلم‌های بخش بلند مقاومت آثاری مانند «سرزمین فرشته‌ها»، «کوچ»، «کارواش»، «نیم‌شب»، «لباس شخصی» و «جهان مبهم هاتف» دیده می‌شود که بخش مهمی از آنها پیش‌تر در جشنواره فجر حضور داشته‌اند. برای نمونه، «سرزمین فرشته‌ها»، «کوچ»، «کارواش»، «نیم‌شب» و «جهان مبهم هاتف» در فهرست فیلم‌های چهل‌وچهارمین جشنواره فجر نیز قرار داشتند.
البته مشکل فقط انتخاب فیلم‌های فجر برای جشنواره‌های بعدی نیست. مسئله مهم‌تر، جایگاه و کارکرد جشنواره‌ها در سیاست فرهنگی کشور است. وقتی یک فیلم ابتدا در فجر دیده می‌شود، بعد در جشنواره موضوعی، سپس در جشنواره منطقه‌ای و بعد در چند رویداد دیگر جایزه می‌گیرد، جشنواره از یک «محل کشف» به «ایستگاه توزیع مجدد جایزه» نزدیک می‌شود. خود دبیر اجرایی جشنواره مقاومت نیز در نشست خبری امسال توضیح داده است که در دوره‌های قبل، به دلیل یک محدودیت حقوقی، فیلم‌هایی که قصد حضور در فجر داشتند، نخستین نمایش خود را در فجر انجام می‌دادند و بعد در مقاومت حاضر می‌شدند.
این وضعیت وقتی جدی‌تر می‌شود که تعداد جوایز را هم کنار تعداد جشنواره‌ها بگذاریم. تنها در دوره چهل‌وچهارم جشنواره فجر، برای بخش اصلی سینمای ایران ۲۲ عنوان جایزه پیش‌بینی شده بود. در کنار آن، بخش مستند، کوتاه، تبلیغات و تجلی اراده ملی نیز مجموعه دیگری از جوایز را در اختیار داشتند. بخش تجلی اراده ملی نیز به سازمان‌ها و نهادهای مختلف اجازه می‌دهد آثار جشنواره را بر اساس مأموریت و سیاست خود ارزیابی و جایزه اهدا کنند. در نتیجه، یک فیلم می‌تواند در یک بازه کوتاه با مجموعه‌ای از ارزیابی‌ها و عناوین مختلف روبه‌رو شود.
جشنواره معتبر قرار نیست فقط تعدادی فیلم و جایزه تولید کند. جشنواره باید برای فیلمساز، تماشاگر و صنعت سینما اتفاقی تازه بسازد. جشنواره باید فیلم جدید کشف کند، مخاطب تازه پیدا کند، ارتباط بین‌المللی ایجاد کند و حتی در صورت امکان به تولید و توزیع فیلم کمک کند. از این منظر، جشنواره فیلم مقاومت ظرفیت مهمی برای اصلاح مسیر دارد.
در انتها باید گفت هر جشنواره باید بتواند توضیح دهد چه چیزی را کشف می‌کند که جشنواره دیگر کشف نکرده. چه مخاطبی را می‌سازد که دیگری ندارد، چه ارتباط بین‌المللی ایجاد می‌کند و چه اثری بر تولید و توزیع سینما می‌گذارد. اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، افزایش تعداد جشنواره‌ها و جوایز نه نشانه رونق سینما، که می‌تواند نشانه تورم رویدادهای سینمایی باشد. سینمای ایران بیش از جشنواره تازه، به چند جشنواره قدرتمند، متمایز، رقابتی و اثرگذار نیاز دارد.