نویسنده: پدرام حسینی

مرور آنچه به‌خصوص در ۲۰ روز گذشته در تنگه هرمز به وقوع پیوسته، از یک تغییر مهم در الگوی اعمال قدرت ایران حکایت دارد؛ تغییری که شاید بتوان آن را گذار از «تک‌تیر» به «رگبار» علیه شناورها و نفتکش‌های متخلف توصیف کرد. نیروی دریایی سپاه و نیروی دریایی ارتش دیگر به برخوردهای موردی بسنده نکرده‌اند و کنترل هرمز را به یک سازوکار مستمر برای تحمیل هزینه به متخلفان تبدیل کرده‌اند.

براساس آمارهای منتشرشده، تنها از ابتدای اکتبر دست‌کم ۱۴ نفتکش متعلق به شرکت ادنوک و دیگر شرکت‌های کشتیرانی ثبت‌شده در امارات هدف قرار گرفته‌اند؛ آماری که هم نقش پررنگ امارات یا، بهتر بگوییم، اسرائیل دوم در خلیج فارس در تلاش برای دور زدن کنترل ایران در هرمز را نشان می‌دهد و هم عزم تهران برای مقابله با کشتی‌های شاتل اماراتی را آشکار می‌سازد.

تا یکشنبه هفته گذشته نیز داده‌های مرکز عملیات دریایی بریتانیا از اصابت به دست‌کم ۲۴ کشتی و نفتکش حکایت داشت. اما خود این سازمان انگلیسی اعلام کرده است که به دلیل خودداری بسیاری از کشتی‌های مورد حمله از گزارش‌دهی ـ به دلیل فشارهای آمریکا برای عدم افشای برخوردها ـ قادر به ارائه آمار دقیق نیست.

در مقابل، براساس اطلاعیه‌ها و تصاویر منتشرشده از سوی نیروی دریایی سپاه، شمار شناورهای مورد اصابت یا برخوردکرده با مین‌های دریایی در بخش جنوبی تنگه، در فاصله کمتر از ۲۰ روز به عدد ۴۰ نزدیک شده است. این سازمان شنبه حتی از اصابت به یک کشتی در آب‌های عربستان سعودی در خلیج فارس خبر داد؛ یعنی دامنه برخورد با شناورهای متخلف دیگر صرفاً در دهانه هرمز خلاصه نمی‌شود.

در روزهایی که «دیپلماسی ضعف» در دولت حاکم است، این مردان میدان‌اند که بار سنگین ضعف تصمیمات سیاسی را به دوش می‌کشند. در این میان، سرلشکر محسن رضایی، دریادار علی عظمایی و سردار سیدمجید موسوی به اضلاع مهم این رویکرد میدانی تبدیل شده‌اند.

سرلشکر محسن رضایی ماه گذشته گفته بود نیروهای ایرانی هر شب به‌طور میانگین ۵ تا ۶ «شناور قاچاق» را که با خاموش کردن فرستنده‌ها و حمایت آمریکا و متحدانش قصد عبور دارند، هدف قرار می‌دهند. به روایت او، ناکامی آمریکا در باز کردن تنگه، واشنگتن را به عبور مخفیانه نفتکش‌ها کشانده است.

دریادار عظمایی نیز تصویر روشن‌تری ارائه کرده است: «کنترل ما، کنترل هوشمند است» و شناورها برای عبور باید مجوز دریافت کنند. هرمز این روزها یک حقیقت قدیمی را دوباره یادآوری می‌کند: هنگامی که صد هزار جمله سیاسی قادر به تغییر معادله نیست، گاهی اراده چند مرد میدان معادله را تغییر می‌دهد؛ یکی مرد جنگی، به از صد هزار.