به گزارش گروه فرهنگی نوبنیاد؛ تشکیل «شورای عالی هنر و ادبیات» اگر قرار بود نشانه یک تحول جدی در سیاست فرهنگی دولت باشد، دست‌کم باید معلوم می‌کرد این شورا برای حل کدام بحران تشکیل شده است. اما متن مصوبه بیشتر از آنکه برنامه‌ای برای هنر ارائه کند، مجموعه‌ای از عبارات کلی، مدیریتی و بی‌خاصیت را کنار هم چیده است؛ عباراتی که تقریباً درباره هر دستگاه دولتی دیگری هم می‌توان نوشت. شورا قرار است «هم‌افزایی» ایجاد کند، «چالش‌ها» را رفع کند، «فرآیند خدمات‌رسانی» را بهینه کند و میان بخش‌های مختلف «ارتباط» برقرار کند.

اما این ادبیات دقیقاً چه معنایی دارد؟ کدام چالش؟ کدام فرآیند؟ با چه بودجه‌ای؟ در چه بازه زمانی؟ با چه شاخصی قرار است موفقیت شورا سنجیده شود؟ پاسخ هیچ‌کدام روشن نیست. مسئله جدی‌تر این است که اساساً معلوم نیست این شورا چه کاره است. وزارت فرهنگ وجود دارد، معاونت‌های تخصصی وجود دارند، سازمان سینمایی و نهادهای متعدد فرهنگی و هنری وجود دارند، شورای عالی انقلاب فرهنگی هم هست.

حالا یک شورای دیگر هم اضافه شده که قرار است ظاهراً همه اینها را به هم وصل کند. نتیجه چه خواهد بود؟ یک لایه مدیریتی دیگر، چند جلسه رسمی دیگر و احتمالاً مجموعه‌ای از مصوبات که در بایگانی دستگاه‌های دولتی خاک خواهند خورد. ترکیب شورا نیز پرسش‌برانگیز است.

قرار است معاون اول رئیس‌جمهور، چند وزیر، رئیس سازمان صداوسیما، رئیس سازمان برنامه و بودجه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدیران نهادهای مختلف، کنار تعدادی هنرمند و «خبره» هنری و ادبی بنشینند و درباره هنر تصمیم بگیرند. اما معیار انتخاب این «خبرگان» چیست؟ چه کسی تعیین می‌کند چه کسی خبره است؟ نماینده کدام جریان فکری و کدام بخش از جامعه هنری‌اند؟ آیا منتقدان سیاست‌های فرهنگی دولت نیز جایی در این ترکیب دارند یا قرار است باز هم همان چهره‌های آشنا، مورد اعتماد و کم‌هزینه دور یک میز جمع شوند؟ حتی متن مصوبه از نظر ادبیات نیز تأسف‌آور است.

برای نهادی که نام «هنر و ادبیات» را یدک می‌کشد، زبان مصوبه سرشار از ترکیبات کلیشه‌ای و بوروکراتیک است؛ «هم‌افزایی»، «بهینه‌سازی»، «خدمات‌رسانی»، «سیاستگذاری» و «سازوکارهای اجرایی». این زبان نه تصویری از وضعیت واقعی هنر ایران ارائه می‌دهد و نه حتی نشان می‌دهد نویسندگان مصوبه مسئله را دقیقاً فهمیده‌اند.

از همه مهم‌تر، بخش اجرایی را هم گذاشته‌اند برای بعد! قرار است شورا تازه بعداً دستورالعمل اجرایی بنویسد تا مشخص شود چه باید بکند. یعنی نهادی تشکیل شده، اعضایش تعیین می‌شوند و ساختارش اعلام شده، اما مأموریت عملیاتی‌اش هنوز نوشته نشده است.

این دیگر بیشتر شبیه تشکیل یک ستاد نمایشی برای اعلام اینکه دولت کاری برای هنر کرده است تا تأسیس یک نهاد سیاستگذار جدی. هنر ایران شورای تازه نمی‌خواهد؛ سیاست روشن، آدم‌های متخصص، بودجه واقعی، پاسخگویی و آزادی عمل می‌خواهد. اگر خروجی این شورا هم مثل بسیاری از شوراهای مشابه، چند عکس یادگاری، چند جلسه و چند مصوبه کلی باشد، بهتر است از همین حالا نام دقیق‌تری برایش انتخاب کنیم: شورای عالی تولید صورت‌جلسه برای هنر و ادبیات.