نویسنده: علی نقدی
گزارش اخیر سایت مشرق درباره محسن قرایی نمونهای قابلتأمل از جابهجایی صورتمسئله در رسانهای است که خود را مدعی انقلابیگری میداند. انتظار منطقی این بود که مشرق درباره فیلمسازی که بدون پروانه نمایش وزارت ارشاد در جشنواره ونیز حضور یافته، پرسشگری کند؛ درباره مسیر رسیدن این اثر به یک جشنواره خارجی توضیح بخواهد و از خود کارگردان درباره اظهاراتش پیرامون ارائه فیلمنامهای جعلی به وزارت ارشاد پاسخ طلب کند. اما این رسانه بهجای طرح این پرسشها، منتقدان را به پروندهسازی متهم کرده و حتی اصالت سندی را که حاوی اظهارات توهینآمیز و جنجالی قرایی است، زیر سؤال برده است. عجیبتر آنکه همین رسانه، فیلمی را نماینده سینمای ایران خوانده که رئیس سازمان سینمایی رسماً چنین عنوانی را برای آن نفی کرده است. پرسش روشن است: چرا مشرق بهجای مطالبه پاسخ، به میدان دفاع از قرایی وارد شده است؟
برای فهم آنچه در گزارش مشرق رخ داده، کافی است پاسخ یک سؤال ساده را جویا شویم: اصل ماجرا چیست، و مشرق درباره کدام بخش از آن توضیح داده است؟
اصل ماجرا یک پست اینستاگرامی توهینآمیز در مورد رهبر شهید نیست ( منظور در پرونده فیلم است). اصل ماجرا فیلمی است که در جشنواره ونیز حضور یافته، در حالیکه به گفته رئیس سازمان سینمایی، نه پروانه نمایش وزارت ارشاد را دارد و نه بهعنوان نماینده رسمی سینمای ایران شناخته میشود. در کنار این موضوع، مسئله دیگری نیز وجود دارد که با برچسب پروندهسازی نمیتوان از کنارش گذشت: اظهارات خود محسن قرایی درباره ارائه فیلمنامهای جعلی به وزارت ارشاد.
دقیقاً همینجاست که از رسانهای مدعی دفاع از ساختار فرهنگی کشور، مطالبهگری انتظار میرود. باید پرسید این فیلم چگونه ساخته شده است؟ بدون پروانه نمایش چگونه به یک جشنواره خارجی راه یافته؟ چه مسیری طی شده که اثری خارج از چارچوب رسمی در چنین سطحی عرضه شود؟ و اساساً مسئولیت این اتفاق برعهده کیست؟
اما مشرق بهجای طرح این پرسشها، مسیر بحث را تغییر داده است.
این رسانه در گزارش خود، تصویری از صفحه اینستاگرام قرایی را که حاوی اظهاری جنجالی است، ساختگی خوانده و منتقدان را به پروندهسازی متهم کرده است. اما اگر سند جعلی است، دلیل جعلیبودنش کجاست؟ چرا بهجای ارائه استدلال و مستندات، صرفاً حکم صادر شده است؟
حتی اگر برای لحظهای از آن تصویر بگذریم، آیا سایر پرسشها نیز جعلیاند؟ آیا رئیس سازمان سینمایی نگفته این فیلم پروانه نمایش ندارد؟ آیا خود قرایی درباره ارائه فیلمنامه جعلی به وزارت ارشاد سخن نگفته است؟ آیا حضور فیلمی بدون پروانه نمایش در یک جشنواره خارجی، آنهم با ادعای نمایندگی سینمای ایران، موضوعی نیست که باید دربارهاش توضیح داده شود؟
مشرق اما بهجای پاسخ به این پرسشها، به منتقدین حمله کرده است.
این دقیقاً همان نقطهای است که عملکرد این رسانه قابل نقد میشود. نمیتوان هر نقدی را پروندهسازی نامید و سپس انتظار داشت کسی درباره اصل ماجرا سؤال نکند. اگر قرایی بیگناه است، بهترین دفاع از او پاسخ روشن خودش و ارائه اسناد رسمی است، نه هجمه رسانهای به منتقدان.
از سوی دیگر، معرفی فیلم قرایی بهعنوان نماینده سینمای ایران — در حالیکه رئیس سازمان سینمایی چنین ادعایی را رد کرده — دیگر یک اختلاف سلیقه رسانهای نیست؛ یک ادعای مشخص و قابلسنجش است که یا درست است یا نادرست.
بنابراین اگر مشرق برای دفاع از قرایی وارد میدان شده، بهتر است بهجای حمله به منتقدان، اسناد خود را منتشر کند: اگر فیلم نماینده رسمی ایران است، مجوز رسمیاش را نشان دهد؛ اگر ماجرای فیلمنامه جعلی صحت ندارد، مستنداتش را ارائه دهد؛ و اگر تصویر منتشرشده جعلی است، دلیل فنی و معتبر آن را روی میز بگذارد.
در غیر این صورت، این پرسش همچنان باقی میماند: چرا مشرق بهجای مطالبه پاسخ درباره فیلمی بدون پروانه نمایش و حواشی ساخت آن، تمام ظرفیت خود را صرف دفاع از کارگردانی کرده که صراحتاً با انقلاب اسلامی در زاویه قرار دارد؟
رسانهای که قرار است نقش ناظر را ایفا کند، نباید ناگهان به سپر دفاعی متهم بدل شود و ختی منتقدین دلسوز را متهم به پروندهسازی کند.