- نویسنده: محمد قربانی
تلاش بوقهای تبلیغاتی غرب برای تبدیل سرنگونی جنگنده متجاوز به یک حماسه سینمایی، نشاندهنده استیصال عمیق سردمداران کاخ سفید است. آپاراتوس رسانهای غرب که سالهاست با تکیه بر تکنیکهای «هالیوودیزاسیون»، واقعیتها را در ذهن مخاطب جهانی وارونه جلوه میدهد، این بار در برابر حقیقت اصابت موشکهای بومی پدافند هوایی، کم آورد. نمایش تصاویری بهاصطلاح «طبقهبندی شده» از عملیات نجات، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، بازتولید سناریوهای مبتذل سینمایی برای تسکین افکار عمومی تحقیرشدهشان است. گویی واشنگتن گمان میکند با فیلترهای رنگی و موسیقیهای حماسی سطح پایین، میتواند عمق این ضربه مهلک را از دیدگان پنهان کند.
اما نکته قابل تأمل، خشم جریانهای سیاسی داخل خود ایالات متحده است. درگیریهای اخیر میان جناحهای جمهوریخواه و دموکرات در نقد این گزارش، نشان میدهد که این رسوایی، فراتر از یک شکست میدانی، به یک بحران در «اعتبار استراتژیک» آمریکا بدل شده است. دیگر نه لابیهای قدرت و نه پروپاگاندای رسانهای، توان پوشاندن زخمهای عمیق بر پیکره ارتش تروریستی یانکیها را ندارند.
این عملیات فریب، آخرین پرده از نمایشهای پرهزینه قدرتنمایی شکستخوردهای است که به هیچ وجه نمیتواند این حقیقت را تغییر دهد که آسمان منطقه دیگر جولانگاه پرندههای متجاوز نیست. آنچه در دشت مهیار رقم خورد، گواهی است بر پایان دوران یکهتازی استکبار. امروز، حتی خود جریانهای معارض در درون ساختار سیاسی آمریکا نیز دریافتهاند که روایتسازی دیگر حریف واقعیتهای میدانی نمیشود و افول تمدن غرب، بیش از آنکه در میدان نبرد آشکار شود، در تلاشهای مذبوحانه برای انکار واقعیت، هویدا شده است. این سقوط، طلیعهای بر پایان عصر سلطه است. حقیقتی که هیچ کارگردانی در هالیوود توان تحریف آن را نخواهد داشت.