به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ قیمت هر بشکه نفت برنت در معاملات دیروز به حدود ۱۰۸ دلار رسید و نفت آمریکا نیز بالای ۱۰۳ دلار معامله شد. تشدید تنشهای غرب آسیا و نگرانی از وضعیت تنگه هرمز همچنان مهمترین عامل صعود قیمت نفت است. والاستریت ژورنال نیز در گزارشی با عنوان «بحران بزرگ سوخت از راه رسیده است» نوشت: مدیران نفتی آمریکا معتقدند بحران سوخت جهانی اکنون به مرحله واقعی خود وارد شده است. به نوشته این روزنامه آمریکایی، ذخایر تجاری سوخت جهان بیش از ۶ ماه است که در حال کاهش است و ذخایر راهبردی و سایر ابزارهای مورد استفاده برای مقابله با شوک عرضه نیز تا حد زیادی مصرف شدهاند. مایک ویرث، مدیرعامل شورون نیز هشدار داده است که حاشیههای اطمینان بازار نفت که در آغاز بحران برای محدود کردن شوک قیمت و عرضه وجود داشتند، اکنون تا حد زیادی از بین رفتهاند. به گفته او، در شرایط کنونی، دیدن دلیلی برای کاهش سریع قیمت نفت دشوار است. این هشدار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مدیران شرکتهای بزرگ نفتی، برخلاف بسیاری از پیشبینیهای کوتاهمدت بازار، از کاهش «ضربهگیرهای» بازار سخن میگویند. به بیان دیگر، اگر اختلال عرضه ادامه پیدا کند، بازار ذخایر کمتری برای جبران کمبود خواهد داشت. طبق گزارش جیپی مورگان، ذخایر قابل مشاهده نفت جهان از ۸.۴ میلیارد بشکه پیش از بستهشدن تنگه هرمز در فوریه ۲۰۲۶، به ۶.۸ میلیارد بشکه در ماه جاری کاهش یافته است. در حالی که کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، وعده پر کردن ذخایر راهبردی را میدهد، واقعیت این است که طبق دادههای جیپیمورگان، ذخایر جهان به کف عملیاتی ۲.۵ میلیارد بشکهای نزدیک شده است. جیپیمورگان هشدار داده که این ذخایر برای حفظ فشار خطوط لوله ضروری هستند و هرگونه برداشت بیشتر، سیستم انرژی جهانی را با فروپاشی مواجه میکند.
نفت گران در برابر فدرال رزرو
در آمریکا نیز فشار بر بازار سوخت به شکل محسوسی افزایش یافته است. قیمت گازوئیل در این کشور به حدود ۶.۲۳ دلار در هر گالن رسیده و قیمت بنزین نیز به حدود ۴.۳۲ دلار افزایش یافته است. این وضعیت برای اقتصاد آمریکا اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا گازوئیل سوخت اصلی بخش قابل توجهی از کامیونها، ماشینآلات کشاورزی، حملونقل و صنایع است. افزایش قیمت آن در نهایت خود را در قیمت کالاها و خدمات نشان خواهد داد.
افزایش قیمت نفت هزینه بنزین، گازوئیل، حملونقل و تولید را بالا میبرد و در مرحله بعد به قیمت کالاها و خدمات منتقل میشود. شوک نفتی در شرایطی به اقتصاد آمریکا وارد شده که تورم هنوز بالاتر از هدف فدرال رزرو قرار دارد. بر اساس آخرین آمار رسمی منتشرشده از سوی اداره آمار کار آمریکا، تورم مصرفکننده در اوت ۲۰۲۶ نسبت به ماه قبل ۰.۴ درصد افزایش یافته و نرخ تورم سالانه به ۳.۴ درصد رسیده است. قیمت بنزین نیز در همین ماه ۳.۹ درصد افزایش داشته و شاخص انرژی ۲.۱ درصد بالا رفته است. تورم هسته سالانه نیز ۲.۴ درصد بوده است. این ارقام نشان میدهد انرژی بار دیگر به یکی از موتورهای اصلی افزایش قیمتها تبدیل شده است؛ بنابراین، افزایش بیشتر قیمت نفت میتواند فشار تورمی در آمریکا را تشدید کند. بانک مرکزی آمریکا اگر برای مقابله با تورم نرخ بهره را بالا ببرد، هزینه استقراض خانوارها و شرکتها افزایش پیدا میکند و رشد اقتصادی تحت فشار قرار میگیرد. اگر هم در برابر شوک انرژی بیش از اندازه محتاط باشد، خطر تثبیت تورم بالاتر از هدف ۲ درصدی افزایش مییابد. بازار اوراق خزانه نیز به این نگرانی واکنش نشان داده است. بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا برای نخستین بار از اکتبر ۲۰۲۳ از مرز ۵ درصد عبور کرد و به حدود ۵.۰۱ درصد رسید. اگر نفت گران باعث شود تورم برای مدت طولانیتری بالا بماند، بازار احتمال نرخهای بهره بالاتر را در قیمتها لحاظ خواهد کرد که نتیجه آن، افزایش هزینه تأمین مالی برای دولتها، شرکتها و خانوارها خواهد بود.
اروپا و بحران انرژی و تورم
[9/15/2026 5:10 PM] محسن نظری: اروپا نیز از این بحران در امان نمانده است. بانک مرکزی اروپا روز دوشنبه هفته جاری نسبت به افزایش قیمت انرژی هشدار داد. ایزابل شنابل، عضو هیأت اجرایی بانک مرکزی اروپا، گفت: «تحولات اخیر قیمت انرژی نگرانکننده است و قیمت نفت، فرآوردههایی مانند گازوئیل و بهویژه گاز طبیعی بالاتر از سطوح پیشبینیشده قرار گرفتهاند.» این نگرانی در شرایطی مطرح شده که بانک مرکزی اروپا پیشتر در ۱۰ سپتامبر نرخهای بهره خود را ۲۵ واحد پایه افزایش داده بود. این بانک اعلام کرد که تورم منطقه یورو در اوت به ۳.۳ درصد رسیده و تورم انرژی به ۱۴.۳ درصد افزایش یافته است. اروپا با یک معادله دشوار روبهرو است؛ از یک سو افزایش قیمت انرژی، تورم را بالا میبرد و بانک مرکزی را به سمت سیاست پولی سختگیرانهتر سوق میدهد و از سوی دیگر، افزایش نرخ بهره میتواند سرمایهگذاری و مصرف را کاهش دهد. گزارشهای باشگاه اتومبیل آلمان (ADAC) نشان میدهد که قیمت سوخت در این کشور به سطوح وحشتناکی رسیده و قیمت بنزین در آلمان از مرز ۲.۲۷ یورو و گازوئیل از ۲.۴۰ یورو در هر لیتر عبور کرده است. برخلاف سال ۲۰۲۲ که جهش قیمتها مقطعی بود، امروز اروپا با یک وضعیت ساختاری روبروست. شرکتهای نفتی در آلمان، فرانسه و بریتانیا تحت فشار بیسابقهای قرار دارند و صنایع شیمیایی و ساختوساز در این کشورها، به دلیل هزینههای سرسامآور انرژی، با خطر تعطیلی دائمی مواجه شدهاند.
اهمیت تحولات اخیر فقط به قیمت هر بشکه نفت محدود نمیشود. تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و کاهش شدید تردد کشتیها در این مسیر، نگرانی درباره انتقال نفت و گاز را افزایش داده است. طبق دادههای اولیه کپلر، تعداد کشتیهای عبوری در روز دوشنبه هفته جاری به چهار فروند کاهش یافته، در حالی که این رقم روز یکشنبه ۱۰ فروند بود. پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، بهطور معمول حدود ۱۲۵ کشتی تجاری بزرگ در روز از این مسیر عبور میکردند. اکنون دونالد ترامپ نیز با ادامه سیاستهای خصمانه علیه کشورمان، آخرین تیرها را به پای خود شلیک کرده است. بازار نفت امروز به زبان ساده سخن میگوید: «امنیت انرژی جهان، هزینه دارد؛ و این هزینه را نباید با سیاستهای خصمانه پرداخت.»
اگر قیمت نفت کاهش یابد، بخشی از فشار تورمی و مالی بازارها میتواند تخلیه شود، اما اگر اختلال در تنگه هرمز و زیرساختهای انرژی ادامه یابد، نفت بالای ۱۰۰ دلار میتواند به یک شوک ماندگار تبدیل شود؛ شوکی که از پمپبنزینهای آمریکا و اروپا آغاز میشود، اما آثار آن به تورم، نرخ بهره، بازار اوراق، هزینه تولید، قیمت غذا و رشد اقتصادی جهان خواهد رسید. به همین دلیل، در شرایط فعلی باید هشدار مدیران شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا را جدی گرفت؛ زیرا اثر ضربهگیرهای بازار نفت در حال کاهش است و هر روز تداوم بحران، اقتصاد جهان را یک قدم دیگر به سمت بحران انرژی و رکود تورمی نزدیکتر میکند.
تبدیل تنگه هرمز به اهرم قدرت منطقهای ایران
سید احسان خاندوزی، رئیس کارگروه بررسیهای اقتصادی دفتر رهبر انقلاب و وزیر اقتصاد دولت سیزدهم میگوید: مسئله تنگه هرمز را نباید صرفاً با محاسبه عایدات اقتصادی و مالی آن سنجید، چراکه مدیریت این تنگه میتواند یکی از مؤلفههای مهم در بازتعریف مناسبات اقتصادی، تحریمی، سیاسی و ژئوپلیتیک ایران با کشورهای منطقه باشد. ایران میتواند به جای آنکه مدیریت تنگه هرمز را صرفاً یک مسئله اقتصادی تلقی کند، شرکای راهبردی خود را در این موضوع مشارکت دهد و آنها را در قدرت جدید منطقهای ایران سهیم کند. تکرار تهدیدها درباره بازگشایی تنگه و تلاش برای همراه کردن کشورهای مختلف با این موضوع نشان میدهد که هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه به یک مسئله حیثیتی و راهبردی تبدیل شده است. تنگه هرمز میتواند به یکی از نقاط آیندهساز برای ایران تبدیل شود و نحوه مدیریت آن، در کنار استفاده از ظرفیت شرکای راهبردی، میتواند بر جایگاه منطقهای و مناسبات اقتصادی و ژئوپلیتیک کشور اثرگذار باشد.