در روزهایی که پویایی دیپلماسی منطقه‌ای و تقویت مناسبات راهبردی با قدرت‌های نوظهور جهانی بیش از هر زمان دیگری به صیانت و هم‌افزایی ملی نیاز دارد، اظهارات اخیراً منتشرشده از سوی حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، بار دیگر زنگ خطری جدی را در عرصه فضای رسانه‌ای و امنیت ملی به صدا درآورده است. ادعای انحرافی و مجعول وی مبنی بر مشروط شدن سفر مقام عالی‌رتبه کشورمان به پکن از سوی جمهوری خلق چین آن هم با ادعاهای شگفت‌آوری چون دخالت در مناسبات منطقه‌ای و تسلیم در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا نه یک تحلیل سیاسی ساده، بلکه مصداق بارز تحریف واقعیت و بازی در زمین پروژه عملیات روانی دشمن است.

تکذیبیه صریح دفتر نماینده ویژه کشورمان در امور چین و تاکید بر پایبندی پکن به مشارکت جامع راهبردی و مخالفت قاطع با تحریم‌های یکجانبه، نشان داد که این قبیل اظهارات تا چه حد فاقد اعتبار و عاری از حقیقت است. اما مسئله اصلی در این میان، ریشه‌یابی رفتار سیاسی جریانی است که در بزنگاه‌های حساس بین‌المللی، به‌جای تقویت موقعیت دیپلماتیک کشور، به شایعه‌سازی و فضاسازی علیه روابط بین‌المللی ایران روی می‌آورد.

نگاهی به کارنامه رسانه‌ای و مواضع دبیرکل کارگزاران نشان می‌دهد که این نخستین بار نیست که منافع ملی قربانی گمانه‌زنی‌های بی‌اساس و ادعاهای نادرست می‌شود. پیش از این نیز ادعاهای خیالی درباره سرمایه‌گذاری‌های افسانه‌ای و توافقات زودهنگام با آمریکا مطرح شده بود؛ فضاسازی‌هایی که با هدف القای وابستگی اقتصاد کشور به اراده قدرت‌های غربی صورت می‌گرفت و در نهایت خطای محاسباتی را در افکار عمومی پدید می‌آورد. امروز نیز ادعای مشروط‌سازی روابط ایران و چین، همان خط فکری را دنبال می‌کند: القای انزوا و تضعیف قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی ایران

عرصه دیپلماسی و روابط خارجی، حوزه منازعات جناحی و تسویه‌حساب‌های سیاسی نیست. انتشار ادعاهای تأییدنشده که مستقیماً منافع ملی و روابط راهبردی کشور با شرکای بین‌المللی را هدف قرار می‌دهد، فراتر از یک نقد درون‌گفتمانی بوده و مسئولیت‌پذیری مسئولان امنیتی و قضایی را می‌طلبد. برخورد قاطع با جریان‌های خبرساز و بررسی سرنخ‌های چنین اخبار مجعولی، نه تنها گامی اساسی در جهت حفاظت از امنیت روانی جامعه است، بلکه پیامی روشن به کاسبان شایعه خواهد بود که منافع حیاتی کشور قابل معامله و دستمایه بازی‌های جناحی نیست.