در حکمرانی، سخن گفتن یک امر شخصی نیست. هرچه جایگاه فرد بالاتر باشد، کلمات او آثار گستردهتری بر جامعه میگذارد. سخن یک مسئول، مشاور، سیاستمدار یا چهره رسانهای ممکن است بر افکار عمومی، اعتماد مردم، وحدت جامعه و حتی امنیت ملی اثر بگذارد. از این رو، «مسئولیت گفتار» بخشی جداییناپذیر از مسئولیت حکمرانی است.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: «تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا، فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ»؛ «سخن بگویید تا شناخته شوید؛ زیرا انسان زیر زبان خویش پنهان است.» همچنین میفرمایند: «مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئًا إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَصَفَحَاتِ وَجْهِهِ»؛ «هیچکس چیزی را در درون خود پنهان نمیکند مگر آنکه در لغزشهای زبان و سیمای چهرهاش آشکار میشود.»
این همان مفهوم «فَلَتاتِ لسان» است؛ سخنانی که گاه بدون تأمل و کنترل کامل بر زبان جاری میشوند و ممکن است بخشی از آنچه در ذهن و ضمیر انسان است آشکار کنند.
البته انصاف اقتضا میکند که یک جمله منفرد را دلیل قطعی بر نیت و باور یک انسان ندانیم. ممکن است کسی اشتباه کند یا نتواند مقصود خود را درست منتقل کند. اما نمیتوان هر سخن جنجالبرانگیز را صرفاً با برچسب بدفهمی مردم یا غرضورزی منتقدان از دستور کار خارج کرد.
اگر سخنی مبهم است، باید از گوینده پرسید چرا چنین مبهم سخن گفته است؛ و اگر سخنی روشن است اما پیامدهای آن محل اعتراض است، باید مسئولیت آن را پذیرفت.
مردم حق دارند سخنان صاحبان قدرت و تریبون را بشنوند، تحلیل کنند، درباره آن سؤال کنند و حتی نسبت به آن اعتراض داشته باشند. نقد یک سخن، الزاماً حمله به گوینده نیست. کسی که در جایگاه عمومی سخن میگوید، نمیتواند فقط حق سخن گفتن را برای خود محفوظ بداند و مسئولیت پاسخگویی به سخن را نادیده بگیرد.
حکمرانی و ضرورت مراقبت از کلمات
این مسئله در شرایطی که کشور به وحدت و انسجام ملی نیاز دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. رهبر انقلاب بارها بر ضرورت حفظ وحدت، انسجام ملی، پرهیز از دوقطبیسازی و جلوگیری از ایجاد شکاف در جامعه تأکید کردهاند. بنابراین هرکس که در ساختار حکمرانی، مشاورت، سیاستگذاری، رسانه یا تحلیل سیاسی دارای تریبون و اثرگذاری است، باید بیش از دیگران مراقب سخن خود باشد.
وحدت ملی فقط با دعوت مردم به وحدت ساخته نمیشود؛ با مسئولانه سخن گفتن مسئولان نیز ساخته میشود. اگر سخنی میتواند موجب سوءبرداشت گسترده، تشویش افکار عمومی یا ایجاد شکاف اجتماعی شود، باید پیش از بیان، درباره آن تأمل کرد. و اگر بیان شد و جامعه نسبت به آن واکنش نشان داد، راه درست، توضیح روشن و مسئولانه است؛ نه متهم کردن منتقدان به سوءنیت.
این سخن به معنای نفی آزادی بیان یا ممنوعیت نقد مسئولان نیست. جامعه سالم جامعهای است که در آن هم مسئول حق سخن گفتن دارد و هم مردم حق پرسیدن و نقد کردن. مسئولیت گوینده این است که روشن، دقیق و سنجیده سخن بگوید؛ مسئولیت جامعه نیز این است که منصفانه بشنود و شتابزده قضاوت نکند. اما وقتی یک سخن گفته شد، نمیتوان از مردم انتظار داشت که آن را نشنیده بگیرند. سخن، پس از خروج از دهان گوینده، وارد عرصه عمومی میشود و جامعه حق دارد درباره آن داوری و پرسش کند. از همین رو، خطاب به صاحبان مسئولیت و تریبون باید گفت: اگر سخن میگویید، روشن و دقیق بگویید. اگر موضعی دارید، شجاعانه و مسئولانه بیان کنید. اگر اشتباه کردهاید، اصلاح کنید و اگر سخنتان ابهام ایجاد کرده، توضیح دهید. اما منتقدان را صرفاً به دلیل آنکه سخن شما را جدی گرفتهاند، متهم به بدفهمی و غرضورزی نکنید.
در مکتب علوی: «تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا»؛ سخن بگویید تا شناخته شوید. سخن گفتن، حق است؛ اما مسئولیتِ سخن نیز بر عهده گوینده است. «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.»