پس از آغاز جنگ تحمیلی سوم در اسفندماه، با اقدام قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در انسداد تنگه هرمز و پاسخ‌های کوبنده به مبدأ حملات ارتش تروریستی آمریکا، بحران انرژی و موج گرانی‌های فزاینده ناشی از آن، چالش‌های بحران‌آفرینی را برای اقتصاد جهان و آمریکا رقم زد. 

این وضعیت در آستانه جام جهانی و با ملتهب شدن فضای بین‌المللی، فشار روانی-اقتصادی مضاعفی را بر ترامپ وارد ساخت بطوری که مروری بر مواضع ترامپ قبل از تفاهم‌نامه اسلام آباد حاکی از ناتوانی و استیصال روانی رئیس جمهور دولت تروریستی آمریکا است.

این درحالی است که با پذیرش آتش بس و امضای تفاهم‌نامه موهومی و فریب برانگیز آمریکا، اوضاع به گونه‌ای دیگر رقم خورد بطوری که ارتش آمریکا با استفاده از تفاهم‌نامه اسلام آباد و خریدن زمان و همزمان با حفظ فشار محاصره اقتصادی ضربات متعددی به مهم ترین اهرم راهبردی کشورمان یعنی تنگه هرمز وارد آورد و همچنین توانست بزرگ ترین نقطه ضعف خود یعنی کنترل انرژی و قیمت نفت را که ابزاری موثر در قبال حملات ارتش آمریکایی به زیرساخت‌های کشورمان بود را کنترل کند.

استیصال ترامپ و دست برتر ایران پیش از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

مروری بر مواضع ترامپ در قبل از تفاهم نامه اسلام آباد حاکی دست برتر داشتن ایران و تحت فشار بودن رئیس جمهور جنایتکار آمریکا بود. ترامپ قبل از تفاهم نامه اسلام‌آباد بارها با عجز به پرخاش گویی والتماس از بازگشایی تنگه هرمز در امده بود.

وی در اسفندماه نوشته بود: «اگر ایران کاری انجام دهد که جریان نفت در تنگه هرمز را متوقف کند، بیست برابر شدیدتر از آنچه تاکنون مورد اصابت قرار گرفته است، مورد اصابت قرار خواهد گرفت.»

ترامپ در 15 فروردین در پیامی در تروث سوشال از روی عجز و ناتوانی نوشته بود: «کسی هست که نفت را حفظ کند؟» او همچنین در 16 فروردین ماه با توهین و خطاب قرار دادن مردم کشورمان به « دیوانه‌های حرامزاده» التماس کرد که «تنگه لعنتی را باز کنید.»

یا ترامپ در ۳۱ مارس (11 فروردین) با ناامیدی از بازگشایی تنگه هرمز خطاب به فرانسه نوشته بود: «فرانسه در برابر ایران به من کمک نکرد. ناامید هستم. آنها تاوان آن را خواهند داد.» و در واکنش‌ به همین درخواست ترامپ از متحدان خود برای مشارکت در باز کردن تنگه‌ی هرمز، ارتش آمریکا مضحکه‌ی کاربران شده بود.

درماندگی ترامپ از حمله به ایران تا حدی رسیده بود که وال‌استریت ژورنال در گزارشی در ۳۱ مارس اعلام کرده بود: «ترامپ به دستیارانش گفته است که حاضر است جنگ فعلی علیه ایران را پایان دهد، حتی اگر تنگه هرمز تا حد زیادی بسته بماند/ کاخ سفید معتقد است بازگشایی اجباری تنگه هرمز مستلزم یک کارزار نظامی بسیار طولانی‌تر و پرخطرتر از آن چیزی است که ترامپ می‌خواهد»

شرایط روانی آمریکا قبل از تفاهم‌نامه حتی به جایی رسیده بود که سطح اختلافات در میان مقامات آمریکایی شدت گرفته و با افزایش انتقادات به ترامپ، او در جلسه‌ای با شانه خالی کردن از جنگی که آغاز کرده بود خطاب به هگزت گفته بود:« تو گفتی بیا انجامش بدیم» و برای فرار کردن از شدت انتقادات هگزت را مقصر شروع جنگ با ایران خطاب قرار داد.

تفاهم‌نامه ناجی ترامپ و بلای جان اهرم فشار ایران

پس از امضای تفاهم نامه اسلام ‌آباد، مهم‌ترین ابزار فشار ایران خنثی شد و این در حالی است که حملات ارتش تروریستی آمریکا ادامه دارد و همزمان قیمت نفت زیر محدوده 100 دلار قرار دارد.

به عبارت دیگر تا قبل از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد انسداد تنگه هرمز ابزاری برای بازدارندگی و تحت فشار قرار دادن آمریکا محسوب میشد اما در شرایط کنونی دشمن آمریکایی روزانه با ارائه شگفتانه‌های تحریمی، ادامه حملات به اهداف نظامی و غیرنظامی و بالا بردن آمار شهدا، به رجزخوانی و تهدید روی آورده، بی آنکه تغییری محسوس در قیمت نفت ایجاد وپاسخی درخور دریافت کند.

 ترامپ هفته گذشته بدون هیچگونه فشاری مدعی باز بودن تنگه هرمز شد و اعلام کرد «آن لعنتی باز است. پاسخ ایران بسیار ملایم است. آنها نمی‌خواهند ما دوباره به آنها حمله کنیم. تمام ماجرا همین است.

بقیه مسائل اهمیتی ندارد.» قابل ذکر است که تا قبل از امضای تفاهم‌نامه و نفت 120 دلاری هنوز جبهه یمن گشوده نشده بود و قیمت نفت در حال حاضر در حالی زیر 100 دلار است که همزمان جبهه یمن در باب المندب گشوده است.

لزوم پاسخگویی مدافعان تفاهم‌نامه اسلام آباد

در شرایط کنونی و حالی که قیمت دلار به سقف 227 هزار تومانی رسیده است و دشمن آمریکایی با حملات خود از ما شهید می‌گیرد، مدافعان تفاهمنامه موهومی اسلام آباد بجای آنکه مدعی شوند راه حل منتقدان چیست؟ باید در قبال این خسارات غیرقابل جبران پاسخگو باشند و به خطای راهبردی و اشتباه محض بودن تفاهم‌نامه اسلام اباد اعتراف کنند.

از جمله اینکه روز گذشته ترامپ در پاسخ به سوال خبرنگار آمریکایی مبنی بر اینکه « اگر درگیری با ایران نامش جنگ نیست، پس دقیقا چیست؟» ادعا کرد: «خیلی‌ها به آن جنگ نمی‌گویند. من به آن می‌گویم یک «درگیری نظامی»؛ چون برای ما موضوع کوچکی است! ما در مقابل ایران فقط ۱۸ کشته داشته‌ایم!» اظهاراتی که نشان میدهد تفاهم نامه چیزی جز یک فریب و راه نجات برای کنترل قیمت نفت و خنثی سازی اهرم هرمز نبود.