نویسنده: پدرام حسینی

جنگ ۱۲روزه، جنگ ۳۹روزه و تحولات یک سال و نیم گذشته، بیش از هر چیز صحنه آشکار شدن ضعف و بی‌اعتباری طیفی از مدعیان علم، کارشناسی و تخصص در حوزه روابط بین‌الملل و سیاست خارجی بود؛ افرادی که سال‌ها با اتکا به عناوین دانشگاهی و سوابق دیپلماتیک، برای کشور نسخه می‌پیچیدند، اما تحولات واقعی نشان داد فاصله تحلیل‌های آنان با واقعیت‌های قدرت، امنیت و معادلات منطقه‌ای تا چه اندازه عمیق است.

یکی از نمونه‌های برجسته این وضعیت، حمزه صفوی، فرزند سرلشکر یحیی رحیم صفوی، فرمانده اسبق کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ فردی که کرسی استادی و ریاست گروه مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران را در اختیار گرفته، اما مواضع یک سال اخیرش پرسش‌های جدی درباره میزان تسلط او بر بدیهیات روابط بین‌الملل ایجاد کرده است. صفوی با بهره‌مندی از امتیازات ناشی از آقازادگی، در تأسیس اندیشکده‌های برخوردار از بودجه و تصاحب موقعیت‌های دانشگاهی نیز حضور داشته و هم‌زمان تلاش کرده است در قامت منتقد و حتی مخالف سیاست‌های رسمی کشور ظاهر شود.

نمونه روشن این تناقض، مواضع او درباره تنگه هرمز است. صفوی احتمال بستن این گذرگاه را اقدامی «جاهلانه»، غیرکارشناسی و غیرقابل تحقق توصیف کرد؛ حال آنکه پدر وی، سرلشکر رحیم صفوی، اخیراً از تهیه طرح عملیاتی بستن تنگه هرمز در سال ۱۳۹۰ به دستور رهبر شهید انقلاب، با مشارکت فرماندهان ارشد وقت سپاه خبر داده است. به این ترتیب، فرزند یکی از طراحان اصلی این راهبرد، همان طرح را جاهلانه توصیف کرده است؛ تناقضی که بیش از هر چیز ضعف شناخت او از محاسبات امنیتی کشور را نشان می‌دهد.

ادعای دیگر صفوی درباره برنامه هسته‌ای ایران بود. او مدعی شد جمهوری اسلامی همواره قصد ساخت سلاح هسته‌ای را داشته، اما نتوانسته است؛ ادعایی که با موضع رسمی کشور مبنی بر تفاوت اساسی میان «نخواستن» و «نتوانستن» در تعارض است و توان علمی دانشمندان ایرانی را نیز نادیده می‌گیرد.

یکی دیگر از ارکان این وضعیت، کادر مشورتی وزارت امور خارجه است؛ دستگاهی که باید بازوی تخصصی نظام در طراحی و اجرای سیاست خارجی باشد. میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، در اظهاراتی درباره تحلیل‌های پیش از جنگ این وزارتخانه، به نکته مهمی اشاره کرده و گفته است: «برخی نهادها مانند وزارت خارجه با فعال‌سازی اهرم ژئوپلیتیک تنگه هرمز مخالف بودند.»

در همین چارچوب، کوروش احمدی، از دیپلمات‌های بازنشسته باند نیویورکی‌ها، نمونه دیگری از این رویکرد است. او در مرداد و شهریور ۱۴۰۴ صراحتاً بستن تنگه هرمز را «بدون تردید در حکم خودکشی» توصیف کرد. استدلال‌هایش نیز مجموعه‌ای از پیش‌بینی‌های قطعی درباره صدور قطعنامه شورای امنیت، همراهی روسیه و چین با آمریکا، تقابل چین با ایران به دلیل وابستگی انرژی و حمله نظامی آمریکا به دارایی‌های منطقه‌ای کشور بود.

اکنون باید دید این مدعیان در قبال مواضع اشتباه خود چه توجیهی دارند.