نویسنده: محسن پوردادفر

انتخابات رژیم صهیونیستی در حالی برگزار می‌شود که رقابت میان بنیامین نتانیاهو و مخالفان به آزمونی برای بازآرایی قدرت در ساختار سیاسی این رژیم تبدیل شده است. اگر هیچ‌یک از دو اردوگاه نتواند اکثریت ۶۱ کرسی کنست را به دست آورد، بن‌بست سیاسی می‌تواند به انتخابات مجدد و تداوم دولت انتقالی منجر شود. اگر هم ائتلافی تازه شکل بگیرد، مسئله اصلی نه فقط کنار رفتن نتانیاهو، بلکه میزان تغییر در سیاست‌های امنیتی و نظامی رژیم خواهد بود. در این میان، ورود احزاب عربی به معادلات ائتلافی و احتمال نقش‌آفرینی گیدئون آیزنکوت، پیچیدگی رقابت را بیشتر کرده است. رقابتی که نتیجه آن هرچه باشد، مسیری جز جنگ و خون‌ریزی نخواهد بود.

بررسی نظرسنجی‌های پیش از انتخابات نشان می‌دهد هیچ‌یک از دو اردوگاه اصلی، اکثریت پارلمانی را در اختیار ندارد. میانگین نظرسنجی‌های منتشرشده حدود ۵۳ کرسی برای اردوگاه نتانیاهو، ۵۰ کرسی برای احزاب صهیونیستی مخالف او و حدود ۱۴ کرسی برای فهرست‌های عربی پیش‌بینی می‌کند. این ارقام نشان می‌دهند که سرنوشت دولت آینده تا اندازه زیادی به ائتلاف‌های پس از انتخابات وابسته است.

اگر ائتلاف راست‌گرا و مذهبی نتانیاهو بتواند دست‌کم ۶۱ کرسی کسب کند، او برای ادامه حضور در قدرت به‌دنبال تشکیل دولتی با تکیه بر احزاب لیکود، قدرت یهودی، صهیونیسم مذهبی و احزاب حریدی خواهد رفت.

سناریوی دوم؛ مخالفان نتانیاهو دولت تشکیل دهند. در صورت ناکامی اردوگاه حاکم، گیدئون آیزنکوت و دیگر رهبران مخالف می‌توانند برای تشکیل دولت جدید وارد مذاکره شوند. بااین‌حال، مخالف نتانیاهو بودن الزاماً به معنای توافق بر سر یک برنامه سیاسی مشترک نیست.

سناریوی سوم؛ دولت وحدت ملی یا دولت اقلیت. اگر هیچ‌یک از دو اردوگاه نتواند اکثریت لازم را فراهم کند، امکان مذاکره برای تشکیل دولت وحدت ملی یا دولتی با حمایت بیرونی برخی احزاب مطرح می‌شود. در چنین شرایطی، احزاب کوچک و نمایندگان عرب می‌توانند به بازیگران تعیین‌کننده تبدیل شوند. بااین‌حال، اختلاف بر سر نخست‌وزیری، تقسیم قدرت و زمان کناره‌گیری احتمالی نتانیاهو، در کنار مخالفت بخشی از احزاب با مشارکت عرب‌ها، می‌تواند این مسیر را نیز به بن‌بست بکشاند.

سناریوی چهارم؛ انتخابات مجدد. اگر مذاکرات ائتلافی شکست بخورد، انتخابات تازه برگزار خواهد شد و دولت فعلی تا تشکیل کابینه جدید به‌صورت انتقالی به کار ادامه می‌دهد. این مسیر نه بحران سیاسی را حل می‌کند و نه لزوماً ترکیب نیروها را تغییر می‌دهد، بلکه ممکن است همان رقابت و همان بن‌بست را به دور دیگری منتقل کند. در نهایت باید گفت؛ چه نتانیاهو بماند، چه آیزنکوت دولت تشکیل دهد، چه کابینه وحدت ملی روی کار بیاید و چه انتخابات مجدد برگزار شود، تغییر نام‌ها تضمین‌کننده تغییر ماهیت سیاست‌ها نیست.