• نویسنده: محسن فرهمند

نشست صلاله قرار بود دیروز برگزار شود و در آن ایران و عمان، نتیجه هفته‌ها مذاکره درباره ترتیبات دریانوردی در تنگه هرمز را برای کشورهای منطقه تشریح کنند. اما چند ساعت مانده به برگزاری، همه چیز به هم ریخت. وزیر خارجه عمان اعلام کرد نشست به تعویق افتاده و بعد، سخنگوی وزارت خارجه ایران صریح‌تر از همیشه گفت: عربستان درخواست کرد این نشست فعلاً برگزار نشود.

حالا باید یک سؤال ساده اما مهم را پرسید؛ عربستان سعودی اصلاً چرا باید بتواند درباره تفاهم ایران و عمان در تنگه هرمز نظر بدهد؟ اصل تفاهم، میان دو کشور ساحلی یعنی ایران و عمان شکل گرفته است. هفته‌ها مذاکره انجام شده، مسیر جدید دریانوردی طراحی شده و حتی نقشه‌های آن آماده شده بود. قرار بود این چارچوب در اختیار کشورهای منطقه قرار بگیرد و در ادامه مسیرهای قانونی خود را طی کند.

اما یک تصمیم عجیب در تهران، ماجرا را وارد زمین دیگری کرد؛ دعوت از کشورهای حاشیه خلیج فارس برای نشستی که موضوع اصلی آن ترتیبات تنگه هرمز بود.

نتیجه حالا این شده که عربستان نه‌تنها در نشست شرکت نکرد، بلکه طبق گزارش اکسیوس، حتی درباره متن پیشنهادی ایران و عمان ملاحظاتی داشته و خواستار اصلاح آن شده است. باراک راوید به نقل از یک مقام کشورهای حوزه خلیج فارس نوشته است که نگرانی ریاض این بوده که متن پیشنهادی ایران و عمان، عملاً رویه جدیدی در تنگه هرمز ایجاد کند که برای عربستان و دیگر اعضای شورای همکاری قابل قبول نباشد.

بنابراین کشوری که قرار نبود طرف توافق باشد، حالا برای توافق ایران و عمان اصلاحیه پیشنهاد می‌دهد. این هزینه برای منافع ملی کشور اکنون مساله‌ای است که باید پیگیری شود. شاید سوال مجلس از وزیر خارجه بتواند پشت پرده ای خطاهای مکرر محاسباتی را نمایان کند.

یک تفاهم دوجانبه که بی‌دلیل چندجانبه شد

ایران و عمان دو کشور ساحلی هرمز هستند. ترتیباتی که میان آنها درباره مسیرهای عبور دریایی شکل گرفته، یک موضوع دوجانبه است که البته آثار منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. اینکه بعد از نهایی شدن توافق، کشورهای منطقه در جریان آن قرار بگیرند، یک بحث است؛ اینکه از ابتدا آنها را در جایگاه طرف مذاکره و تصمیم‌گیر قرار دهیم، بحث دیگری. اما دولتمردان و دیپلمات‌ها دقیقاً همین مرز را مخدوش کرد.

حالا عربستان، قطر، کویت و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس که هرکدام منافع و ملاحظات خودشان را دارند، می‌توانند درباره موضوعی که مستقیماً به حاکمیت و امنیت ایران مربوط است، مطالبه‌گری کنند. این خطای محاسباتی اکنون هزینه‌اش خودش را نشان داده است.

مشکل فقط عربستان نیست

ماجرا فقط به عربستان ختم نمی‌شود. بحرین پیش از نشست اعلام کرده بود در چنین جلسه‌ای شرکت نمی‌کند. دلیلش هم روشن بود؛ روابط دیپلماتیک تهران و منامه همچنان در وضعیت خاص خود قرار دارد. از سوی دیگر، کشورهای عربی منطقه نیز هرکدام در قبال ایران، آمریکا، یمن و جنگ اخیر محاسبات متفاوتی دارند.

بنابراین کاملاً قابل پیش‌بینی بود که تبدیل کردن موضوع هرمز به یک نشست منطقه‌ای، به جای اینکه برای ایران دستاورد بسازد، بر تعداد طرف‌های دخیل اضافه کند. به همین دلیل نشستی که قرار بود ایران و عمان در آن تفاهم خود را ارائه کنند، پیش از برگزاری به دلیل اختلاف میان کشورهای منطقه زمین خورد.

سخنگوی وزارت خارجه البته تلاش کرده است این مسئله را به اختلافات مقطعی تقلیل ندهد. اسماعیل بقایی در گفت‌وگو با ایرنا گفته است تصمیم‌های سیاست خارجی و امنیت ملی «تک‌مولفه‌ای» نیست و تأکید کرد ایران نباید به خاطر «اقدامات نسنجیده دیگران یا بدعهدی دیگران»، اقدامات منطقی و آینده‌نگرانه خود را زیر سؤال ببرد.

با این حال اگر اقدام ایران منطقی و آینده‌نگرانه بود، چرا حاصل آن این شده که عربستان درخواست توقف نشست را بدهد و درباره متن تفاهم ایران و عمان اظهارنظر کند؟

بقایی البته نکته مهم دیگری هم گفت. او تأکید کرد تفاهم ایران و عمان «به عنوان دو دولت ساحلی» نهایی شده و تهران و مسقط درباره نحوه اعلام یا ثبت آن تصمیم خواهند گرفت. این بخش از سخنان سخنگوی وزارت خارجه اهمیت بیشتری از خود نشست صلاله دارد. چون نشان می‌دهد با وجود لغو جلسه، تفاهم تهران و مسقط از بین نرفته است. پس چرا باید چنین تفاهمی را از ابتدا وارد یک فرآیند پرهزینه منطقه‌ای کرد؟

هزینه‌های سیگنال اشتباه

در روزهای گذشته، مشکل دیگری هم به وجود آمد؛ سیگنال‌های متناقض از داخل که خارجی‌ها روی آن حساب باز کردند. رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با یک شبکه هندی گفت تنگه هرمز به شرط توقف محاصره و تجاوز آمریکا باز خواهد شد. این جمله خیلی سریع در رسانه‌های خارجی بازتاب پیدا کرد و در بازار نفت نیز اثر گذاشت.

در چنین شرایطی، طبیعی است که معامله‌گران هر خبر درباره مذاکره ایران بر سر هرمز را با حساسیت دنبال کنند. نفتی که در روزهای قبل به محدوده ۱۱۰ دلار نزدیک شده بود، با انتشار خبرهای مربوط به احتمال گفت‌وگو درباره ترتیبات هرمز عقب نشست.

بعد وزیر خارجه مجبور شد تأکید کند که تفاهم ایران و عمان به معنای بازگشایی هرمز نیست. این رفت و برگشت پیام‌ها برای یک پرونده عادی هم مطلوب نیست، چه رسد به هرمز.

تنگه‌ای که یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی ایران در منطقه است، نباید در افکار عمومی جهان یک روز «در آستانه بازگشایی» و روز دیگر «مشروط به بازگشت آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» معرفی شود.